کارگاه هنری آوای هور و ماهور(هورا گالری)
آموزش سفال نقش برجسته موزائیک کاری جواهر سازی پتینه چاپ پارچه چرم دوزی ویترای  
نویسندگان
نظر سنجی
کدامیک از مطالب زیر مورد توجهتان قرار گرفته است ؟










منبت -ندا وطنی

پرنده

 
موزائیک کاری-عادله امینیان
بدون عنوان
 
بدون عنوان



طبقه بندی: درباره هنرمندان، گالری موزائیک کاری، گالری تابلو معرق و منبت،
برچسب ها: منبت، معرق کاشی، عکس،
[ دوشنبه 8 آذر 1389 ] [ 07:54 ب.ظ ] [ hoor o mahoor ]
داستانی درباره لئوناردو داوینچی -در ادامه مطلب پیگیر داستان باشید
ادامه مطلب

طبقه بندی: درباره هنرمندان،
برچسب ها: خبر، نقاش،
[ دوشنبه 8 آذر 1389 ] [ 07:49 ب.ظ ] [ hoor o mahoor ]

آرزو دارم مانند سه سالگی‌ام نقاشی کنم
گفتگو:سحرآزاد

هانیبال الخاص با بیان اینکه دوران زیادی طول کشیده تا آثارش مورد پسند خریداران قرار بگیرد اعتقاد دارد همانطور که ما ایرانیها عادت داریم زمین خانه‌هایمان را با فرش تزئین کنیم باید برای زیبایی دیوارهایمان هم از آثار هنری استفاده کنیم.
هانیبال الخاص علاوه‌بر نقاشی، شعر هم می‌گوید در سال 1309 در کرمانشاه متولد شد و اکنون در آمریکا زندگی می‌کند. همانطور که خودش می‌گوید، در قافیه درست کردن کم نمی‌آورد و حرف‌هایش را با طنز و خنده می‌زند. مانند نقاشی‌هایش ساده سخن می‌گوید و با همین سادگی از مهمانانش پذیرایی می‌کند. گفتگوی زیر به مناسبت تجلیلی است که قرار است برای وی به مدت دو هفته در خانه هنرمندان برگزار شود:
حال و هوای این روزهایتان چگونه است؟ چه کارهایی می‌کنید؟
ـ هانیبال الخاص: می‌خواهم به کارهای ناتمام خود برسم. دلم می‌خواهد مجموعه پرتره شاعران ایران را که شروع کرده‌ام، به پایان برسانم. خیلی از شاعران خودشان نمونه من شده‌اند. کشیدن پرتره‌ها از ملک‌الشعرای بهار شروع شد، بعد با ایرج میرزا، شاملو، فرخزاد و البته قبل از آنها نیما ادامه پیدا کرد.
به نیما علاقه دارید؟
ـ من قبلا نیما را نخوانده بودم بعد از سفر اولم از آمریکا که برای تدریس به هنرستان پسران آمده بودم، شروع کردم به خواندن نیما. شعرهای نیما احوالم را عوض کرد تاآنجاکه در تمام کلاس‌های طراحی‌ام به بچه‌ها می‌گفتم شعرهای نیما را بخوانند.
چه ویژگی داشت که اینقدر شما را تحت تاثیر قرار داد؟
ـ چون اولین کسی بود که نوگرایی را در هنر فهمیده بود. نوگرایی که نیما در شعر آورده بود، خیلی درست بود. پس از او بود که فهمیدیم شعر حتما نباید قافیه داشته باشد. نیما در شعرهایش موضوع‌هایی را گفت که کسان دیگر نمی‌گفتند. من حتی نیما را بزرگ‌ترین شاعر جهان می‌دانم. او تاثیر زیادی روی شاملو، اخوان و..داشته است. شعرهای او بی‌نظیر است.
   هنوز هم شعرهای او را می‌خوانید؟
ـ بله.
برگردیم سرکلاس‌هایتان در هنرستان پسران.
ـ هر وقت به هنرستان پسران می‌رفتم از بچه‌ها می‌پرسیدم نیما را می‌شناسید و می‌گفتند نه. در آن زمان خیلی از کسانی که به هنرستان پسران می‌آمدند آنهایی بودند که  معمولا دو بار در کلاس نهم رد شده بودند و اگر در سال سوم رد می‌شدند باید به سربازی می‌رفتند. چون شنیده بودند جایی به نام هنرستان پسران وجود دارد و برای اینکه به سربازی نروند به آنجا می‌آمدند. حتی گاهی نمی‌دانستند نقاشی چیست. من معلم سال اولی‌های هنرستان بودم. یک روزی به من گفتند یکی از کسانی که به آنها مشت زده‌ای وسواس و بیماری روانی دارد.
مگر شاگردهایتان را می زدید؟
ـ  من خیلی یواش و به یکی از بچه‌ها مشت زده بودم . به او گفته بودم تندتر طراحی کند. یکی دیگر از شاگردانم «بهمن بروجنی» بود. او من را بیرون کلاس صدا کرد و گفت که این شاگرد، کمی مشکل روانی دارد و با او شوخی نکنید. من هم قبول کردم. بعد دوباره به سرکلاس رفتم و منتظرشدم  تا دوباره اشتباهی کند و پس از آن یک مشت دیگر به شوخی زدم (خنده) تا یاد بگیرد تمرین کند یعنی یاد بگیرد مرتب کار کند و کاری نداشته باشند که درست می‌کشد یا نه فقط بکشد.
حال و هوای آن روزهای هنرستان‌ها چطور بود؟ از اوضاع هنرستان‌های الان خبر دارید؟
نه. فقط می‌دانم خیلی عوض شده است. وقتی من در هنرستان تدریس می‌کردم همه نگارگران خوب آنجا بودند مثل مقیمی که یک فرد بسیار ساده بود.
روش شما در تدریس چه بود؟
ـ همیشه به شاگردانم می‌گفتم فرمولی از اسکلت را بکشند. پاها را که حالت پرانتزی داشتند، باید می کشیدند و اینها نکاتی بود که وقتی طراحی می‌کردند، فکر می‌کردم دقت کرده‌اند و دارند یاد می‌گیرند. وقتی به بهمن بروجنی و نسل او درس می‌دادم، فهمیدم چیزهای زیادی راجع به طراحی نمی‌دانند. وقتی بهمن برای اوقات فراغت به شهر خودش ـ بروجن ـ رفت، کلی تمرین کرده بود چون اصولا من کمیت را به کیفیت ترجیح می‌دادم. بعد از سه ماه با یک گونی وارد خانه‌ام شد. وقتی گونی را باز کرد کارهای بسیار کوچک از دهقانان، همسایه‌هایش تا کارهای بزرگ در آن بود. من مجبور شدم به او بگویم کارها را تقسیم کند. بعد آنها را کنار هم چسباندم که یک تابلوی بزرگ درست کردیم. بروجنی یکی از شاگردانی بود که خیلی خوب به شیوه من جواب داد. در آن موقع در یک انجمن تدریس می‌کردم و گاهی کارهای شاگردانم را نمایش می‌دادم و به مردم می‌گفتم این آثار را بخرید. آنها هم می‌خریدند و پول‌ها را نقدا به شاگردان می‌دادم.
یکی  از  فعالیت‌های شما نوشتن نقدهای هنری در روزنامه‌ها نیز بود.
ـ در روزنامه کیهان در مورد نمایشگاه‌های هنری و سبک‌های مختلف، مطلب نوشتم که هنوز برخی، این نوشته‌ها را نگه داشته‌اند. یکی از تابستان‌هایی که هنرستان تعطیل بود و منهم نقد نمی‌نوشتم تصمیم گرفتم کارنامه‌ای برای هنرمندان مختلف درست کنم و به آنها از نظر طراحی، رنگ، میزان فروش و... نمره بدهم. یادم است خانم ایران درودی از ظنر میزان فروش کارهایش 20 گرفت و نمره بقیه کارهایش را صفر دادم.
واکنش خود نقاشانی که شما به آنها نمره می‌دادید، چه بود؟
ـ خیلی‌ها عصبانی شده بودند به خصوص خانم درودی هیچوقت با من آشتی نکرد. اوایل فکر می‌کردم خیلی نقاشی بلد نیست چون رنگ‌ها را با هم قاطی می‌کرد و از میان آنها یک اثر می‌ساخت ولی بعدها فهمیدم زن بسیار فهمیده و باسوادی است که عمقی دارد.
یکی از نکاتی که من قبلاً شنیده بودم و خود شما هم اشاره کردید، تمرکز بر طراحی بود و اینکه گفتید وقتی وارد هنرستان شدید، متوجه شدید بچه‌ها طراحی‌های خوبی ندارند. فکر می‌کنید با وجود اینکه طراحی به نوعی پایه هنرهای تجسمی است، چرا در این زمینه ضعیف عمل شده است؟
ـ چون طراحی را با ذغال کارکردن یا صرفا از روی یک مجسمه کشیدن می‌دانستند. من به آنها یاد دادم اینها طراحی نیست و با این کار چیزی یاد نمی‌گیرند. گفتم کارها را تند و بلافاصله بکشند. یکی از موارد دیگر، این بود که بیشتر آنها در کشیدن دست مشکل داشتند و نمی‌توانستند درست دست بکشند. نقاشی را دیدم که تابلوی زنی را کشیده بود ولی به جای دستان زن، گل گذاشته بود. برای همین من به شاگردانم تاکید می‌کردم زیاد از دست طراحی کنند.
چرا؟
ـ چون اگر می‌توانستند درست دست بکشند، همه چیز را می‌توانستند به راحتی طراحی کنند. اگر کسی دست را درحال گرفتن، نازکردن، مشت کردن و.. بکشد، کار سختی است. باید تمرین زیادی انجام دهی و حالت‌های مختلف را نشان بدهی. دست، حرف می‌زند و خیلی از پیام‌ها را منتقل می‌کند. برای همین باید یاد بگیرید دست را درست بکشید. یک راه هم بیشتر برای یادگرفتن آن نیست. باید 100 طراحی از یک دست کامل روی کاغذ A4 بکشید و بعد صدها طرح از حالت‌های دیگر بکشید. در مورد شاگردانم می‌دیدم به فاصله اینکه دست‌های خوبی می‌کشیدند طراح خوبی می‌شدند.
خود شما چطور به این نکته پی بردید که کشیدن دست سخت است؟
ـ همان اوایل که طراحی می‌کردم، می‌دیدم دست‌هایی که می‌کشم شبیه کارهای دیگرم نیست و ضعیف‌تر است. خودم آنقدر طراحی کردم تا بتوانم دست‌های خوبی بکشم.
در آن زمان چند سالتان بود؟
ـ آن موقع دانشجو بودم و در دانشگاه شیکاگو درس می‌خواندم. معلم‌های خوبی در زمیه طراحی داشتیم که یکی از آنها به ما یاد داد دست خیلی سخت است و من هم حس کردم بلد نیستم درست، دست بکشم. برای همین شروع به تمرین کردم. البته شاید دست برای ما ایرانی‌ها خیلی مهم‌تر باشد چون ما با دست حرف می‌زنیم و خیلی از توضیحات ذهنی خود را با دست نشان می‌دهیم مثلا خیلی از مواقع می‌گوییم «خاک برسرم». منهم سعی کردم این نکته را به شاگردانم یاد بدهم. آخر سر به این مطلب رسیدم که شاگردانم باید 3 هزار دست طراحی کنند. من طرح‌های آنها را می‌دیدم و اگر خوب بود به آنها امضا می‌دادم که طراح دست خوبی شده‌اند.
یعنی شاگردانتان باید 3 هزار دست طراحی می‌کردند؟
ـ بله و شاگردانم این کار را می‌کردند.
وقتی با هنرجویان جوان صحبت می‌کنیم در مورد هنر نوین و معاصر مطالبی خوانده‌اند اما اطلاعاتی در مورد تاریخچه هنرهای سنتی و گذشته خودمان ندارند. درحالیکه نسل شما علاوه‌بر اینکه به هنر زمان خودش آشنا بود و با آن کار می‌کرد با هنرهای خودمان مانند نگارگری که به آن اشاره کردید، بیگانه نبود. چرا؟
ـ من همیشه می‌گویم قبل از اینکه بخواهیم رنگ‌ها را روی بوم بپاشیم باید سواد کافی داشته باشیم مثلا خیلی‌ها فکر می‌کنند چشم‌ها در بالای سر قرار دارد درحالیکه وسط چانه و میان سر هستند. من اینها را به شاگردانم یاد می‌دادم و می‌گفتم وقتی نمی‌توانید خودتان یا مادرتان را بکشید چگونه نقاشی هستید. به صرف نقاشی آبستره کشیدن، نمی‌توان گفت نقاش هستید. یادم است برای نوشتن مقاله‌ای برای روزنامه کیهان به نمایشگاهی رفتم که «ه» را با رنگ‌های مختلف نوشته بود. وقتی با این نقاش صحبت می‌کردم به من گفت: نمی‌دانم مردم ما چرا اینقدر بی‌شعور هستند؟ پرسیدم چرا؟ او گفت: برای اینکه این «ه» فریاد و هوارهای من است به مردم تا  بیایند و نقاشی‌های من را ببینید. بعد من گفتم: با یک «ه» این دعوت، کافی نیست. یک تابلو بکش و تمام حروف فارسی را بنویس تا هرچه را می‌خواهی بتوانی بگویی. (خنده). این حرف من خیلی به آن نقاش برخورد. شرایط اینگونه بود. نمی‌دانستند نقاش شدن
با زحمت و عشق بوجود می‌آید.
یعنی شما اعتقاد دارید یک نقاش ایرانی باید بنیان‌های نقاشی و هنرهای گذشته خود را بشناسد بعد به سبک‌های نوین بپردازد؟
   ـ بله. من معتقد هستم جوانان ما باید یاد بگیرند طراح خوبی بشوند. طراحی‌های «گویا» من را دیوانه می‌کند. کسی را نمی‌شناسم که در حد او باشد. کاریکاتورهایی کشیده است که تماما شکوه‌های انسان‌های دیوانه و بهم خورده را نشان می‌دهد. «گویا» می‌دانست امپرسیونیست یا اکسپرسیونیست چیست. در کارهایش نمونه‌های زیادی سورئال وجود دارد. پر کار بود تاآنجا که می‌توانم بگویم غلط می‌کنم ادعا کنم یک روز به اندازه او کار کرده‌ام. او استاد بسیار بزرگی است. مثل حافظ ما است و کسی نمی‌تواند جانشین او شود. اول باید خود را خوب شناخت و فهمید انسانیت یعنی چه.
در مورد خاطرات هنرستان‌ صحبت کردید. چه خاطراتی از دوران تدریس در دانشگاه دارید؟
ـ وقتی وارد دانشگاه شدم، دانشجویان کلی از روش تدریسم شوکه شدند چون به شاگردانی که خوب کار نمی‌‌کردند محکم مشت می‌زدم بعد می گفتم
خوب کاری کردم که مشت زدم. گاهی اوقات هم می‌گفتم «خاک بر سرت، تو بدترین طرح را کشیده‌ای، نگاه کن ببین چرا بد است.» (خنده)
80 ساله شدن حسی دارد؟
ـ معجزه‌ای است چون تعداد بیماری‌های من بسیار زیاد است ولی تا این سن رسیده‌ام. تا به حال سه بار قلبم را جراحی کرده‌ام. در کودکی مالاریا گرفتم. کلا از کودکی خیلی آدم سالمی نبودم. میانگین عمر افراد خانواده‌ام 65 سال بوده و من فعلا 15 سال بیشتر عمر کرده‌ام.خوب این خیلی خوب است.
نقاشی‌های شما معمولاً روایت دارند و به نوعی سهل‌الممتنع هستند. تعریف شما از نقاشی چیست؟
ـ من علاوه‌بر نقاشی شش سال هم در یک کارخانه کار می‌کردم.
چه کاری می‌کردید؟
ـ اوایل فقط جارو می‌کردم.
چه زمانی بود؟
ـ وقتی که در موسسه هنر شیکاگو درس می‌خواندم در این کارخانه کار می‌کردم. در آنجا به نکته‌ای پی بردم که بعضی اوقات می‌گویم آمریکا چقدر عقب افتاده است. در مقابل محل کار ما، کارخانه دیگری نیز وجود داشت که محل کشتار کارگرانی بود  که  روز جهانی کارگر بابت قتل آنها انتخاب شد. این نشان می‌دهد آمریکا چقدر رمز را در خودش نگه می‌دارد.
در آن زمان طراحی هم می‌کردید؟
ـ بله. زمانی بود که به خودم گفتم وقتی می‌توانم هشت ساعت در کارخانه کار کنم پس می‌توانم طراحی هم انجام دهم. برای همین روزی 13 ساعت کار می کردم که 8 ساعت آن کار در کارخانه بود و پنج ساعت هم طراحی.
چرا در نقاشی‌هایتان بیشتر انسان کشیده اید؟
ـ اگر بتوانید انسان را خوب بکشید، همه چیز را خوب می کشید و بعد از آن، کشیدن منظره برایتان آسان می‌شود. من طبیعت بیجان هم کشیده‌ام. پس از
آن دوست داشتم مانند مینیاتور نقاشی بکشم و این چیزی بود که به آن رسیدم یعنی راوی باشم.
این راوی شدن از علاقه شما به شعر هم نشأت می‌گیرد؟
ـ پدر و عموهایم از معروف‌ترین شاعرهای معاصر آشوری بودند. آنها خیلی شعر نمی‌گفتند اما شعرهای خیلی قشنگی داشتند. می‌توانم بگویم من 10 برابر آنها شعر، غزل، دو بیتی و روی (یک قالب آشوری) سروده‌ام.
شما اهل شعر و نقاشی هستید. چه شد میان این دو، نقاشی را انتخاب کردید؟
ـ نقاشی کار روزانه من است مثل همان کاری که در کارخانه انجام می‌‌‌دادم. وقتی نقاشی می‌کنم برای تفریح و استراحت هم شعر می‌گویم. من عاشق قافیه هستم و در گفتن آن خیلی قوی‌ام. امکان ندارد قافیه ای پیدا نکنم. در ضمن دوست دارم شعرهای کودکان بنویسم چون خیلی از نویسندگان ما خیلی کم برای بچه ها شعر نوشته اند. من زیاد نوشته ام.
در مورد نقاشی‌هایتان هم دوست دارید به فضای کودکانه نزدیک باشد؟
ـ بله. خواستم به نقاشی دوران کودکی‌ام برگردم. دوست دارم طرح‌هایم مانند دوران سه سالگی‌ام باشد. برخی اوقات فکر می‌کنم نقاشی‌هایم تا دوران 4 سالگی‌‌ام رسیده است ولی تعداد انها خیلی کم است چون این کار، سخت است. آدم باید از تمام دانش و عیب‌هایی که دارد تهی شود تا بتواند مانند بچه‌ها نقاشی کند یا شعر بگوید.
شنیده‌ام که تلاش زیادی انجام می‌دادید کارهای شاگردانتان را بفروشید. اما تا سال‌ها کارهای خودتان را
نمی فروختید. چرا؟
ـ کارهای من برای مشتری‌ها جذاب نیست.
این اواخر که فروش کارهای شما خیلی خوب است.
ـ خیلی طول کشید تا کارهایم فروخته شدند. هیچوقت طراحی‌های من را نمی‌دیدید چون در آن زمان نقاشان یاد گرفته بودند مثل رامبرانت طراحی کنند. من طراحی‌هایم را به شاگردانم نشان نمی‌دادم چون احتمالا می‌گفتند وقتی خودش بلد نیست طراحی کند، چطوری به ما درس می دهد؟
بعداً نگاهشان عوض شد؟
ـ بله. من دنبال مد نبودم. آنچه را که دوست داشتم، می‌کشیدم.
پس اینطور نبود که کارهایتان فروش نداشته باشد بلکه درک نشده بود؟
ـ بله. اگر می‌خریدند که خیلی بهتر بود.
و این اواخر فروش آثارتان بهتر شد؟
ـ بله ولی متاسفانه پول فروش آثارم به خودم نرسید.
    خریدارهای آثار پول‌هایتان را نداده‌اند؟
ـ برخی از نگارخانه‌ها و یکی دو تا از شاگردانم که کارهایم را می‌فروختند، پول فروش تابلوهایم را به خودم ندادند. یکی از شاگردانم که وقتی در آمریکا بودم به من تلفن می‌زد و می‌گفت که کارهای بیشتری بفرستم. او حتی  نگفت که یکبار در یکی از نمایشگاه‌های نقاشی، پرفروش‌ترین نقاش بوده‌ام. اینها گله‌های زندگی من است که مقصرش هم خودم هستم.
این روزها صحبت از این می‌شود که مردم باید خریداران آثار هنری باشند. برای اینکه این آثار وارد خانه‌های مردم شود، چه کارهایی باید صورت بگیرد؟
ـ مردم باید بفهمند به غیر از زمین، دیوار هم داریم و وقتی نقش‌های زیبای قالی روی زمین وجود دارد  چرا دیوارهای ما خالی است. زمانی گفتم هرکسی برایم گلیم بیاورد، من به او نقاشی هدیه می‌دهم و حدود 20 نفر این کار را انجام دادند.
الان در آمریکا چه کار می کنید؟
ـ بازنشسته هستم و یک اتاق دارم که حداقل 14 ساعت
در آن نقاشی می‌کشم.
چرا با وجود اینهمه شاگرد در ایران نماندید؟
ـ به خاطر خدمات پزشکی و امکاناتی که بدست آوردن آنها در اینجا برایم سخت است. آن زمان که اینجا بودم بیمه شدن خیلی سخت بود اما الان شنیده‌ام راحت‌تر شده است.
از اینکه شاگردانتان قرار است برایتان بزرگداشت بگیرند، چه حسی دارید؟
ـ حس خیلی خوبی است چون می‌بیینم چقدر بامحبت و قدردان هستند. گاهی برایم نامه می‌نویسند و می‌گویند چه کار می‌کنند.




طبقه بندی: اخبار دنیای هنر، درباره هنرمندان،
برچسب ها: خبر، نقاش،
[ دوشنبه 8 آذر 1389 ] [ 07:41 ب.ظ ] [ hoor o mahoor ]

موزائیک کاری-خانم عادله امینیان

بدون عنوان

بدون عنوان
 
موزائیک
 
منبت -خانم ندا وطنی
حجم چوبی
 
نقش برجسته گچی-خانم ندا وطنی
نقش برجسته کچی



طبقه بندی: درباره هنرمندان، گالری تابلو معرق و منبت، گالری موزائیک کاری، آموزش صنایع دستی(منبت ، معرق ، موزائیک کاری ، نقش برجسته و...)،
برچسب ها: منبت، تخته گچی، معرق کاشی، عکس،
[ دوشنبه 8 آذر 1389 ] [ 07:29 ب.ظ ] [ hoor o mahoor ]
[ یکشنبه 7 آذر 1389 ] [ 04:10 ب.ظ ] [ hoor o mahoor ]

سیدعبدالحسین مختاباد (زاده ۱۳۴۵ در روستای امره ساری) خواننده موسیقی سنتی ایرانی است. وی در عرصه موسیقی تاکنون ۱۴ اثر تولید كرده است.

عبدالحسین مختاباد

        مختاباد در سال ۱۳۶۵ فعالیت هنری خود را آغاز کرد. وی دارای مدرک کارشناسی علوم اجتماعی از دانشگاه تهران می‌باشد. او علاوه بر اجرای موسیقی سنتی، به تحقیق و پژوهش در زمینه‌های جامعه‌شناختی موسیقی نیز پرداخته است. وی دارای مدرک دکترای موسیقی از انگلستان است و به تدریس موسیقی در دانشكده صدا و سیما مشغول است.

وی نزد استادانی چون کامبیز روشن‌روان، امید بیداریان و محسن الهامیان، آواز و موسیقی را فرا گرفته است.

آثار : تمنای وصال ، سفر عشق ، بوی گل ، شكوه ، داغ تنهایی ، نقش خیال ، همنوا ، زورق مهتاب  ، غوغای جان ، ناز و نیاز ، ساقی رضوان ، قاصدک ،  اشک مهتاب ،  بهشت من ،  سیاه سفید   

 منبع مطالب :  سایت ویکی پدیا




طبقه بندی: درباره هنرمندان، موسیقی اصیل ایرانی،
برچسب ها: آواز، خواننده، موسیقی ایرانی،
[ دوشنبه 17 آبان 1389 ] [ 11:58 ق.ظ ] [ hoor o mahoor ]

همایون شجریان (زادهٔ ۳۱ اردیبهشت ۱۳۵۴) خوانندهٔ موسیقی ایرانی و نوازندهٔ تنبک و کمانچه است.وی فرزند چهرهٔ شاخص موسیقی ایران، محمد رضا شجریان ، است و در ۳۱ اردیبهشت ۱۳۵۴ در تهران در خانواده‌ای سرشار از موسیقی چشم به جهان گشود.

آلبوم نسیم وصل

 از کودکی علاقه به موسیقی و ریتم در او نمایان بود تا با تشخیص پدر نزد استاد بی‌همتای تنبک، شادروان ناصر فرهنگ‌فر به فراگیری تکنیک و شناخت ریتم که اساس موسیقی است پرداخت و چند سالی هم آموختن را نزد جمشید محبی ادامه داد. از ده‌سالگی در کنار خواهران خود نزد پدر آواز را شروع کرد و دوران بلوغ روزانه تکنیک آواز و صداسازی را به صورت فشرده فرا گرفت. در همان زمان به هنرستان موسیقی رفت و کمانچه را به عنوان ساز تخصصی خود انتخاب کرد و در خارج از هنرستان به ادامهٔ فراگیری فن نزد اردشیر کامکار پرداخت.




طبقه بندی: درباره هنرمندان، موسیقی اصیل ایرانی،
برچسب ها: آواز، خواننده، موسیقی ایرانی، همایون شجریان،
[ دوشنبه 17 آبان 1389 ] [ 11:35 ق.ظ ] [ hoor o mahoor ]

علیرضا افتخاری در سال فروردین ۱۳۳۷ در شهر اصفهان دیده به جهان گشود. استاد نخست ایشان ؛ استاد طباطبایی نوازندهٔ روشندل ویولون بودند که به پیشرفت افتخاری کمک‌های شایانی نمودند.به طوری که صفحاتی از افتخاری در نوجوانی توسط شرکت رویال در استودیو طنین ضبط شد. اما وقتی در ۱۴ سالگی نزد استاد تاج اصفهانی ؛ افتخار شاگردی نصیبشان شد , استاد ایشان را از خواندن و ضبط صفحه بر حذر داشتند و یادگیری کامل ردیف‌ها را از وی خواستند.افتخاری با پشتکار و علاقه خاصی فرموده‌های استاد را آویزهٔ گوش خود می‌کرد و سعی می‌کرد که بیشترین بهره را از وجودشان ببرد.

            علیرضا افتخاری        علیرضا افتخاری

افتخاری در سال‌های گذشته در شهرهای اصفهان و تهران به تدریس آواز نیز مشغول بوده‌است. ولی در حال حاضر به خاطر مشکلات کاری زیاد در صدا و سیما و وزارت فرهنگ و ارشاد کلاس‌های آموزشی وی برگزار نمی‌شود.      منبع مطالب : ویکی پدیا




طبقه بندی: درباره هنرمندان، موسیقی اصیل ایرانی،
برچسب ها: آواز، موسیقی ایرانی، افتخاری،
[ دوشنبه 17 آبان 1389 ] [ 11:31 ق.ظ ] [ hoor o mahoor ]

غلامحسین بنان، (اردیبهشت ۱۲۹۰ قلهک تهران - ۸ اسفند ۱۳۶۴) خواننده ایرانی است که از سالهای ۱۳۲۱ تا دهه ۵۰ در زمینه موسیقی ملی ایران فعالیت داشت. او عضو شورای موسیقی رادیو، استاد آواز هنرستان موسیقی تهران و بنیان‌گذار انجمن موسیقی ایران بوده‌است.
غلامحسین بنان            غلامحسین بنان

پدرش کریم خان بنان الدوله نوری و مادرش دختر شاهزاده رکن‌الدوله (برادر ناصرالدین شاه) بود. از شش سالگی به خوانندگی و نوازندگی ارگ و پیانو پرداخت و در این راه از راهنمایی های مادرش که پیانو را بسیار خوب می نواخت بهره ها گرفت، اولین استاد او پدرش بود و دومین استاد، مرحوم میرزا طاهر ضیاءذاکرین رثایی و سومین استادش مرحوم ناصر سیف بوده‌اند.از سال ۱۳۲۱ صدای غلامحسین بنان، همراه با همکاری عده‌ای از هنرمندان دیگر از رادیو تهران به گوش مردم ایران رسید و دیری نگذشت که نام بنان زبانزد همه شد. روح‌الله خالقی او را در ارکستر انجمن موسیقی شرکت داد و با ارکستر شماره یک نیز همکاری را شروع کرد و از بدو شروع برنامه همیشه جاوید «گلهای رنگارنگ» بنا به دعوت استاد داود پیرنیا همکاری داشت.بنان در طول فعالیت هنری خود، حدود 350 اهنگ را اجرا کرد و انچه که امتیاز مسلم صدای او را پدید می اورد، زیر و بم ها و تحریرات صدای او است که مخصوص به خودش می باشد. بنان نه تنها در اواز قدیمی و کلاسیک ایران استاد بود، بلکه در نغمات جدید و مدرن ایران نیز تسلط کامل داشت. تصنیف زیبا و روح پرور «الهه ناز» او بهترین معرف این ادعا می باشد. بنان را می توان به حق بزرگترین اجرا کننده آهنگ های سبک وزیری-خالقی دانست. او همچنین در کنار ادیب خوانساری از بهترین اجرا کنندگان آثار صبا و محجوبی محسوب می شود. استعداد شگرف او در مرکب خوانی و تلفیق شعر و موسیقی بارها ستایش موسیقی دانان معاصرش را بر انگیخته است.

در سال ۱۳۳۲ به پیشنهاد شادروان خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسیقی ملی به کار مشغول گردید و در سال ۱۳۳۴ ریئس شورای موسیقی رادیو شد. غلامحسین بنان از ابتدا در برنامه های گلهای جاویدان و گلهای رنگارنگ و برگ سبز شرکت داشته و برنامه های متعدد و گوناگون دیگری که از این خواننده بزرگ و هنرمند به یادگار مانده است.در این برنامه ها، استادان تراز اول موسیقی سنتی چون روح الله خالقی، ابوالحسن صبا، مرتضی محجوبی، احمد عبادی، حسین تهرانی، علی تجویدی،و ... با او همکاری داشته‌اند. وی در سال ۱۳۳۶ در اثر یک سانحه رانندگی در جاده کرج یک چشم خود را از دست داد.محل دفن او در امامزاده طاهر کرج است. کتاب "از نور تا نوا" به کوشش دکتر داریوش صبور در مورد زندگی این خوانننده بزرگ موسیقی سنتی ایران منتشر شده است.از ماندگارترین ترانه های بنان می توان به: آهنگ آذربایجان،آمدی جانم به قربانت،یار رمیده،الهه ناز،می ناب،خاموش،مراعاشقی شیدا،من روز ازل، نوای نی و سرود همیشه جاوید ای ایران اشاره کرد. مجموعه آثار استادبنان به نام"رویای هستی" به کوشش شهرام آقایی پور درسال1381 درتهران منتشر شدده است.آواز ماهور با غزل سعدی به مطلع " همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی" و آواز دیلمان با شعر سعدی به مطلع " چنان در قید مهرت پایبندم که گوئی آهوی سر در کمندم" و همچنین آواز اصفهان بر روی غزل " آمد اما در نگاهش آن نوازش ها نبود" از کار های ماندگار استاد هستند.   (منبع مطالب سایت ویکی پدیا)




طبقه بندی: درباره هنرمندان، موسیقی اصیل ایرانی،
برچسب ها: آواز، موسیقی ایرانی، بنان،
[ دوشنبه 17 آبان 1389 ] [ 11:28 ق.ظ ] [ hoor o mahoor ]
[ دوشنبه 17 آبان 1389 ] [ 10:17 ق.ظ ] [ hoor o mahoor ]

سالار عقیلی از خوانندگان جوان و خوش صدای کشورمان متولد ۱۳۵۶ می باشد. او دانش آموخته هنرستان موسیقی سوره  می باشد و همجنین دارای مدرک کارشناسی در رشته بازیگری تئاتر است. عقیلی خواننده ثابت ارکستر موسیقی ملی ایران است و سابقه کار با گروه دستان و ارشد تهماسبی را دارد. همسر وی نیز حریر شریعت زاده نوازنده پیانو و دف است.

سالار عقیلی                  سالار عقیلی

سایت ویکی پدیا زندگینامه سالار عقیلی رو اینطور بیان می کند"عقیلی از ۸ سالگی فراگیری موسیقی را با نوازندگی سازهای مختلف آغاز کرد. او به هنرستان موسیقی رفت و از همان‌جا تصمیم به یادگیری آواز گرفت. او در طی بیش از ۵ سال نزد صدیق تعریف به فراگیری آواز پرداخت. هم‌اکنون عقیلی افزون بر اجرا و ضبط آثار موسیقی به تدریس موسیقی در آموزشگاه خود و در هنرستان موسیقی مشغول است."

آثار سالار عقیلی :

۱۳۸۸- مایه ناز ، ناشر : آوای باربد
۱۳۸٧ - به نام گل سرخ ، ساخته حمید متبسم با اجرای گروه دستان
۱۳۸۶ - سعدی نامه ، ساخته ارشد تهماسبی با اجرای گروه دستان
۱۳۸۵ - دریای بی پایان ، ساخته سعید فرجپوری با اجرای گروه دستان
۱۳۸۲ - سایه‌های سبز ، ساخته ارشد تهماسبی
۱۳۸۰ - عشق ماند ، ساخته ارشد تهماسبی با اجرای گروه نوروز




طبقه بندی: درباره هنرمندان، موسیقی اصیل ایرانی،
برچسب ها: آواز، خواننده، موسیقی ایرانی، سالار عقیلی،
[ یکشنبه 16 آبان 1389 ] [ 08:14 ب.ظ ] [ hoor o mahoor ]

ناصر مسعودی معروف به بلبل گیلان خواننده خوب و قدیمی گیلان می باشد که آثار ماندگاری هم از خود به جا گذاشته است.

ناصر مسعودی          ناصر مسعودی 

سایت ویکی پدیا ناصر مسعودی را اینگونه معرفی می کند:" ناصر مسعودی مشهور به بلبل گیلان، قدیمی ترین خواننده اشعار گیلکی معاصر است که از او آثار ماندگاری چون: میرزا کوچک‌خان (چقدر جنگلا خوسی)، کوراشیم، بنفشه گل و... تا کنون منتشر شده‌است. و در سال ۱۳۱۴ در محله صیقلان رشت متولد شد. او کوچکترین فرزند خانواده‌است. در ۳ سالگی پدر خود را از دست داد و همراه خانواده و سه خواهر و سه برادر خود به گذر سوخته تکیه کوچه مستوفی نقل مکان کردند. در این ایام خواهر بزرگتر با خیاطی مخارج خانه را تهیه می‌کرد. و در سال ۱۳۲۸ همراه خانواده به تهران آمد و توانست در خدمت استاد علی اکبر خان شهنازی به عنوان شاگرد پذیرفته شود. او سپس در سال ۱۳۳۴ به گیلان بازگشت و در رشته تئاتر به فعالیت پرداخت و همزمان با آغاز بکار رادیو گیلان در سال ۱۳۳۶ به رادیو آمد به عنوان یکی از نخستین خوانندگان در این رادیو به اجرای برنامه پرداخت.در سال ۱۳۳۹ او توسط یکی از دوستان خانوادگی به استاد احمد عبادی و خانم ملوک ضرابی معرفی شد و این آشنایی به عنوان یکی از مهمترین اتفاقات زندگی او بشمار می‌رود و تاثیر بسیاری در زندگی او گذاشت.او در سال ۱۳۴۲ با دختری گیلکی ازدواج کرد که حاصل آن دو دختر به نامهای بنفشه و بیتا و یک پسر به نام علی است.

از او در ۵۰ سال فعالیت هنری بیش از ۵۰۰ ترانه بجا مانده که بیش از ۲۰۰ آهنگ فارسی و سنتی ۱۵ برگ سبز و ۱۰ شاخه گل و بیش از ۲۵۰ ترانه محلی گیلک می‌باشد."




طبقه بندی: درباره هنرمندان، موسیقی اصیل ایرانی،
برچسب ها: آواز، خواننده، موسیقی ایرانی،
[ یکشنبه 16 آبان 1389 ] [ 08:12 ب.ظ ] [ hoor o mahoor ]

علیرضا قربانی از خوانندگان جوان و خوش صدایی می باشد که صدایش را بر روی تیتراژ سریال شب دهم و کیف انگلیسی حتمابه خاطر می آورید.  

    علیرضا قربانی                  علیرضا قربانی    

وب سایت رسمی علیرضا قربانی زندگینامه این هنرمند را اینگونه بیان می کند :

علیرضا قربانی در 15 بهمن سال 1351 در تهران متولد شد. وی از دوران کودکی به مدت چندین سال به فراگیری هنر قرائت قرآن نزد استادان مختلف پرداخت و در این راه موفق به کسب مدارج مختلف گردید. از آن جایی که تصانیف قدیمی را از کودکی با علاقه فراوان می خواند با موسیقی اصیل ایرانی رشد کرد و از سال 1363 به طور جدی به فراگیری ردیف آوازی، تلفیق شعر و موسیقی، بینش و زیبایی شناسی در آواز ایران همت گمارد و در این راه از محضر آقایان خسرو سلطانی، بهروزعابدینی، مهدی فلاح، دكتر حسین عمومی و استاد احمد ابراهیمی و استاد رضوی سروستانی بهره مند گردید.
آشنایی و معاشرت وی با استادان علی تجویدی و فرهاد فخرالدینی دریچه های جدیدی از دنیای موسیقی ایران را به رویش گشود و تجربه های جدیدی از موسیقی ایرانی با نام های موسیقی گلها, برگ سبز و شاخه گل های رادیو را  تجربه کرد.علیرضاقربانی تاكنون در بسیاری از فستیوالهای مهم موسیقی در نقاط مختلف دنیا به اجرای برنامه پرداخته است كه حاصل برخی از این اجراها به صورت لوح فشرده در اروپا انتشار یافته است.نامبرده از سال 1378 به عنوان خواننده اركستر ملی ایران به رهبری فرهاد فخرالدینی به اجرای برنامه های متعدد در داخل و خارج از كشور پرداخته است.آلبوم موسیقی اشتیاق به عنوان اولین اثر اركستر موسیقی ملی ایران به آ هنگ سازی فرهاد فخرالدینی و صدای علیرضا قربانی می باشد. همچنین در بسیاری از سریال های تلویزیونی از قبیل كیف انگلیسی، شب دهم، روشنتر از خاموشی(ملاصدرا) و مدار صفر درجه می توان صدای نامبرده را شنید. آلبوم موسیقی از خشت و خاك به آهنگسازی صادق چراغی و برر وی اشعار فردوسی و همچنین آلبوم "فصل باران"به آهنگ سازی مجید درخشانی , آلبوم "سوگواران خموش" به آهنگسازی پژمان طاهری, آلبوم "رو ی در آفتاب" به آهنگسازی صادق چراغی, آلبوم "رسوای زمانه" به آهنگسازی استاد همایون خرم, آلبوم "سرو روان" به آهنگسازی علی قمصری و آلبوم "سمفونی مولانا" به آهنگسازی هوشنگ کامکار ازدیگر آثار علیرضا قربانی می باشد




طبقه بندی: درباره هنرمندان، موسیقی اصیل ایرانی،
برچسب ها: آواز، خواننده، موسیقی ایرانی،
[ یکشنبه 16 آبان 1389 ] [ 08:10 ب.ظ ] [ hoor o mahoor ]

ابوالحسن اقبال آذر                  ابوالحسن اقبال آذر

درباره سال دقیق تولد ابوالحسن اقبال آدر(اقبال السلطان)روایتهای مختلفی وجود دارد که ظاهرا دقیق ترین آن سال ۱۲۴۵ شمسی است. وی در روستای الوند واقع در ۶کیلومتری قزوین به دنیا آمد.پدرش ملا موسی از مدرسان مدرسه حاج ملا صالح قزوینی بود.اقبال در ۷ سالگی پدرش را از دست داد و همراه خانواده اش راهی قزوین شد.شوق و اشتیاق به فراگیری او را به محضر حاجی ملا کریم جناب قزوینی-از خوانندگان دربار ناصرالدین شاه-کشانید و ظرف مدت کوتاهی به ردیف های موسیقی ایرانی تسلط یافت.اقبال در جوانی راهی تبریز شد و آواز و قدرت بی نظیرش در مدت کوتاهی باعث شهرت و ورودش به دربار محمدعلی میرزا(ولیعهد)شد.رضاقلی میرزاظلی و ابراهیم بوذری که از مفاخر موسیقی ما محسوب میشوند از شاگردان او میباشند. و...... ابوالحسن اقبال آذر بعد از گذشت یک قرن، با کوله باری از عشق یه میهن وخدمت به موسیقی ایرانی در تاریخ سوم اسفند ۱۳۴۹ چشم از جهان فرو بست و در آرامگاه شابا در تبریز به خاک سپرده شد




طبقه بندی: درباره هنرمندان، موسیقی اصیل ایرانی،
برچسب ها: آواز، موسیقی ایرانی،
[ یکشنبه 16 آبان 1389 ] [ 08:06 ب.ظ ] [ hoor o mahoor ]

"کوروش اسدپور متولد بیستم فروردین 1344در روستای شش بهره لردگان است وی از طایفه ی جلیل جانکی ایل بزرگ بختیاری است به گفته ی خود او در کودکی بیشتر آوازها را از برادرانش فرامرز و البرز فرا گرفته است در دوره ی دبیرستان برای جمع آوری ملودیها و آهنگهای محلی شروع به تحقیق کرد تحت تأثیر آواز: امیر صیدانی ،بهمن علاء الدین (مسعود بختیاری ) و شیخ علیمراد بویر احمدی قرار گرفت. اسدپور همچنین جهت آموختن دستگاههای موسیقی خود هشت سال در محضر استاد اصغر شاه زیدی در اصفهان شاگردی کرد وی درسال 1373 با تشویق استاد شجریان اولین کاست خود را به نام «تیه کال» با همکاری زنده یاد: استاد حسین فرهاد پور ، حسین ناهید ، استاد منوچهری و همچنین اعضای گروه سنتی صبا روانه بازار کرد. در سالهای 74 و 75 با آهنگ سازی علی حافظی کاست «تش دل» را تقدیم دوستداران موسیقی بختیاری کرد. « تی به ره» را با آهنگ سازی مجتبی صادقی در سال 1378 و    نوار«ظله(زله)» را با آهنگ سازی توفیقی در سال 80 و پس از آن در سال 1381 سی دی« کر بختیاری» را روانه ی بازار کرد، گفتنی است کوروش اسدپور هم اکنون مسئول مجتمع های هنری شهرداری زرین شهر اصفهان است و مدیریت فرهنگی موسسه خانه ی مهر فولاد شهر و مدیریت هنری و فرهنگی هنرکده ی نی داوود را نیز بر عهده دارد

کوروش اسدپور




طبقه بندی: درباره هنرمندان، موسیقی اصیل ایرانی،
برچسب ها: آواز محلی، آواز، موسیقی ایرانی،
[ یکشنبه 16 آبان 1389 ] [ 08:04 ب.ظ ] [ hoor o mahoor ]

یونس دردشتی از خوانندگان کلیمی ایرانی می باشد که در سال ۱۲۸۸ در اصفهان متولد شد و در سال ۱۳۷۴ در امریکا درگذشت.از موارد قابل توجه ای که در مورد آواز او میتوان اشاره کرد تحریرهای خوب دردشتی می باشد.

یونس دردشتی

 

 در وبلاگی با نام موسیقی اصیل ایرانی اطلاعات کاملی از زندگینامه دردشتی خواندم بدینصورت که " یونس  (با نام عبری یونا) فرزند شفیع خان ، در سال 1288 در محله دردشت اصفهان متولد شد. در مدرسه آلیانس تحصیل کرد و زبان فرانسه آموخت و از نوجوانی فرا گیری موسیقی را آغاز کرد.او در مصاحبه ای در مجله اطلاعات هفتگی (شماره 498/ چهارم اسفند 1329)از آموزشهایش نزد یحیی زرپنجه و مرتضی نی داود نام برده. دردشتی از اواسط دهه بیست به رادیو تهران آمد و حدود پانزده سال در آنجا با استادان مشهور وقت برنامه اجرا می کرد. از اواخر دهه چهل به تدریج از کار کناره گرفت و موسیقی را جز برای خلوت خود و دوستان نخواست. دوره فعالیت هنری او کم نیست (حدود بیست و چند سال) و آثاری که از او باقی مانده کم نیست ولی انتشار نیافتن آنها نام و آوازه و ارزش هنر او را از بین برده است. یونس دردشتی خواننده ای با (شیوه) درست خوانندگی و دارای صدای گرم. دردشتی کلیات را از تاج یاد گرفته و دلبستگی او به اجرای ظریف رضا قلی ظلی و شیوه پخته و پر تاثیر ادیب خوانساری رنگ آمیزی دل انگیزی به صدای او بخشیده بود و متاسفانه از اثار دوره جوانیش که با تار مرتضی نی داود ، عبدالحسین شهنازی و یحیی زرپنجه همراه بود ، صفحه ای ضبط نشده و آثار او همه مربوط به سالهای بعد از 1340 است. پانزده سال آخر عمر او که به خواست خانواده اش در خارج از کشور گذشت نیز شبانه روز برای اجرای موسیقی اصیل و معرفی ادبیات کهن فارسی می گذشت."
یونس دردشتی بعد ار انقلاب به آمریکا رفت و در آنجا به زندگی ادامه داد و در سال۱۳۷۴ در آنجا درگذشت




طبقه بندی: درباره هنرمندان، موسیقی اصیل ایرانی،
برچسب ها: موسیقی ایرانی، خواننده، آواز،
[ یکشنبه 16 آبان 1389 ] [ 08:01 ب.ظ ] [ hoor o mahoor ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 7 :: ... 4 5 6 7

درباره وبلاگ

هنر کلید فهم زندگی است . "اسکاروایلد"

دوستان عزیز با نظرات و پیشنهادات خود مارا در هرچه بهتر شدن یاری فرمائید .
دوستان عزیزی که مایل باشند می توانند آثار خودرا به ایمیل موسسه ارسال نمایند تا پس از بررسی به نام خودشان در وبلاگ قرار گیرد.متشکرم

*** جهت اطلاع از شرایط و نحوه ثبت نام به صفحه اصلی سایت مراجعه نمائید

آماده همکاری با کلیه موسسات ،شرکتها ،شرکتهای تبلیغاتی ،مهدکودکها و... ،اجرا دکوراسیون داخلی با گروهی پویا و مجرب

آدرس:کرج ،خ شهید بهستی، بعد از45 متری گلشهر، خ یازرگانی(ولیعصر)، خ نواب ، اولین ساختمان سمت راست ، ط2 ، واحد2

تلفن:34566576- 09368209973

hooromahoor@gmail.com

hoor_mahoor@yahoo.com
موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
فروشگاه هنری چیچیلاس ساعت دیواری عکس طراحی صنعتی - طراحی صنعتی مقاله - مقاله خرید عینک آفتابی انواع ساعت کاسیو تبادل لینک خرید عینک آفتابی ریبن گن لاغری اصل تبادل لینک
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic