کارگاه هنری آوای هور و ماهور(هورا گالری)
آموزش سفال نقش برجسته موزائیک کاری جواهر سازی پتینه چاپ پارچه چرم دوزی ویترای  
نویسندگان
نظر سنجی
کدامیک از مطالب زیر مورد توجهتان قرار گرفته است ؟











کمربند فرضی(imaginary belt) که برای افلاک کیهانی (celestial sphere) درنظر گرفته شده است ، از حدود 8 درجه یکسوی دایرةالبروج ...


کمربند فرضی(imaginary belt) که برای افلاک کیهانی (celestial sphere) درنظر گرفته شده است ، از حدود 8 درجه یکسوی دایرةالبروج (ecliptic) در مسیر ظهور خورشید و درمیان ستارگان امتداد می یابد . پهنای بروج دوازده گانه فلکی (zodiac) را براساس مسیرهای حرکت مداری (orbits) خورشید ، ماه و 5 سیاره منظومه شمسی به نام های Mercury(عطارد ، تیر ، پیام رسان خدایان رُمی) که از دیرباز برای مردم جهان شناخته شده اند ، تعیین می کنند . اصولاً منطقه بروج فلکی(zodiac) را به 12 بخش یا منطقه تقسیم کرده اند و هر بخش گستره ای به پهنای 30 درجه را فرا می گیرد که با نشانه های (signs) بروج فلکی شناخته می شوند.

ابتدای بروج را از منطقه اعتدال بهاری(vernal equinox) در نظر می گیرند که به سمت شرق در راستای دایرةالبروج تداوم می یابد. هربخش آن را از قرن دوّم میلادی به نام یک صورت فلکی (constellation) که در آن منطقه مشاهده می شود، منصوب می دارند و این نام ها عبارتند از : Aries, Taurus, Gemini, Cancer, Leo, Vergo, Libra, Scorpio, Sagittarius, Capricorn, Aquarius, Pisces  مسیر حرکت اعتدالین در دایرةالبروج حدوداً یک دوره گردشی 26000 ساله را شامل می شود که نقطه آغازین آنرا برج Aries)قوچ) با انحطاط قهقرایی یک درجه درهر70 سال تشکیل می دهد و از این جهت امروزه نشانه Ariesبر برج (صورت فلکی ،منظومه،مجمع الکواکب)Pisces(ماهی) سایه افکنده است. نشانه های بروج و صور فلکی در ضمن یک دوره 24000 ساله برگشت پذیری با کامل شدن گردش 360درجه ای به هم زمانی مجدد خواهند رسید.

امروزه براین باورند که نشانه های بروج فلکی از 2000سال پیش از میلاد در منطقه بین النهرین(Mesopotamia) وضع گردیده اند.یونانی ها این علائم را از بابلیان(Babylonians) پذیرفتند که بعدها توسط سایر تمدن های باستانی مورد قبول واقع شد. مصریان برای بخش های مختلف بروج فلکی، اسامی و نمادهای دیگری را برگزیدند. چینی ها بخش های دوازده گانه فلکی را پذیرفتند امّا آنها را به نام های Ratموش صحرایی، Oxگاونر، Tigerببر، Hareخرگوش صحرایی، Dragonاژدها، Serpent ماربزرگ سمّی، Horse اسب ، Sheepگوسفند، Monkey میمون،بوزینه، Hen مرغ خانگی Dog سگ و Pigخوک،گراز خواندند. درمیان تمدن سرخپوستان آمریکا نیز قوم آزتک(Aztec) به طور مستقل به پایه گذاری سیستم مشابهی اقدام کرده بودند


زودیاک در مصر باستان




در مورد زودیاک ما باید اول به به بابلین اشاره کنیم که در فسمت عراق کنونی زندگی میکردندانها علایم و مسایل ستاره شناسی را روی خاک رس رسم ثبت میکردند که جند تایی از انها توسط باستان شناسها از خاک در اورده شده. و اولین استفاده از زودیاک در قرن 5 قبل از میلاد بودبعد از ان زودیاک از بابلیان به سمت یونان و مصر پخش شد.

قدیمی ترین زودیاک موجود مروبط به مصریها به نام Dendera Zodiac هست که بر روی سنگ شن هست و در معبد hathor در دندرا پیدا شد. و در حال خاضر در موزه لور پاریس نگهداری میشود و مروبط به قرن اول قبل از میلاد هست.

این زودیاک نشان دهنده 12 صور فلکی که ما با ان اشناهخستیم و 36 صور فلکی سیستم مصریها Decans که به ازای هر 10 روز یک سمبل داشته است هست.

زودیاک دیگر نشان دهنده خدایان اسمان هست که بر روی در تابوتی در West Thebes پیدا شد که مهره ان با سمبلها محاصره شده است و در حال حاضر در موزه انگلیس نگه داری میشود.

و یکی از بزرگترین ستاره شناسها Ptolemy بوده که ستاره شناس و جعرافی دان معروف بوده. که زودیاک را در کتاب خود به نامAlmagest توضیح داده و این کتاب تا قرن 16 هجری پیشرو بوده و اموزش داده میشده.

ولی یک نظریه پروفسور روسی هست که میگوید زودیاک در اول 12 سمبل نبوده بلکه 4 تا بوده نقطه اعتدال بهاری نقطه انقلاب تابستانی اعتدال پاییزی و انقلاب زمستانی.

Gurshtein عقیده داشت که این زودیاک مروبط به 5000 سال قبل از میلاد است و زودیاک بر روی این چهار صورت فلکی بوده:

Gemini - اعتدال بهاری

 Virgo -  انقلاب تابستانی

 Sagittarius - اعتدال پاییزی

Pisces - انقلاب زمستانی

و بعد از دو هزار سال پیشرفت عل ستاره شناسی بالاخره در سال 3000 قبل از میلاد تغییر کرده و به صورت:

 Taurus-  اعتدال بهاری

 Leo-  انقلاب تابستانی

 Scorpius-  اعتدال پاییزی

 Aquarius-  انقلاب زمستانی

و باز بعد از 2000 سال

 Aries-  اعتدال بهاری

 Cancer - انقلاب تابستانی

Libra-  اعتدال پاییزی

 Capricornus-  انقلاب زمستانی

که البته این یک فرضیه هست که بر اساس اندازه این صور فلکی بوجود امده مثلا چهار صور فلکی اول از چهار تای دومم بزرگترند و به همین ترتیب.در هر صورت ممکنه که این ایده درست باشه چون در مورد اسطرلابی که در موزه انگلیس نگهداری میشود اون نوشن دهنده تقریبی زودیاک هست و 8 صورت فلکی را نشان میدهد به حای دوازده تا... و تاریخ مروبط به قرن هفتم قبل از میلاد است که شاید نشان دهده زودیاک با هشت صورت فلکی در سال 3000 قبل از میلاد باشه .


طبقه بندی: گالری جواهر سازی(بدلیجات)، دانش و معلومات هنری، آموزش جواهر سازی،
برچسب ها: دانش هنری، زودیاک، انرژی کیهانی، چاکرا، صورت فلکی، جواهر سازی، زیورآلات،
[ پنجشنبه 24 مرداد 1392 ] [ 10:54 ق.ظ ] [ hoor o mahoor ]

سنگ های چاکرای اول

سنگ های چاکرای اول

Muladhara

 

حدید

ابسیدیان

گارنت

کوارتز دودی

عقیق سیاه

سنگ خون

مرجان

یاقوت

جاسپر

لابرادوریت




طبقه بندی: گالری جواهر سازی(بدلیجات)، دانش و معلومات هنری، آموزش جواهر سازی،
برچسب ها: چاکرا، سنگ ماه تولد، زیورآلات، دانش هنری،
[ یکشنبه 20 مرداد 1392 ] [ 06:46 ق.ظ ] [ hoor o mahoor ]

قابل توجه آن دسته از دوستان عزیزی که دوست دارند بدانند،با توجه به ماهی که در آن متولد شده اند چه جواهراتی مناسبشان است



- متولدین فروردین= الماس، مشخصه=پاکی
- متولدین اردیبهشت= زمرد، مشخصه= عشق
- متولدین خرداد= مروارید، مشخصه= ثروت
- متولدین تیر= یاقوت‌ سرخ‌ ، مشخصه= آزادی
- متولدین مرداد= زبرجد، اونیکس، مشخصه= دوستی
- متولدین شهریور = یاقوت کبود، مشخصه= راستی
- متولدین مهر = سنگ ماه، اوپال، مشخصه= امیدواری
- متولدین آبان = توپاز، سیترین، مشخصه= صداقت
- متولدین آذر = زیرکن، فیروزه، مشخصه= موفقیت
- متولدین دی = گارنت، مشخصه= ثبات
- متولدین بهمن = آمتیس ، مشخصه= خلوص نیت
- متولدین اسفند = آكوامارین، مرجان، مشخصه= خرد



متولد هر ماهی از چه سنگی استفاده کند؟


سنگ ماه تولد شما و اثرات آن

سنگها می توانند شما را جادو کنند و بر فعالیت هایتان تاثیر بگذارند. اگر در درستی این قضییه تردید دارید در موقعیتی که نیاز به شجاعت دارید یک تکه سنگ «حدید» با خود حمل کنید تا اثر آن را به چشم ببینید. یا می توانید برای اینکه عشق بین خود و همسرتان را افزایش دهید گردن بندی از لاجورد به گردن بیاویزید، چون لاجورد عشق و دوستی را زیاد می کند. . هر یک از سنگهای موجود در طبیعت خاصیتی ویژه و منحصر به فرد دارد. انرژی از امواج کیهانی عبور می کند و به واسطه سنگهایی که بر گردن آویخته اید یا به نحوی با بدن شما در تماس قرار گرفته اند به شما منتقل می شود.

علاوه بر این دانشمندان بر این باورند که هر سنگ با متولد ماه خاصی ارتباط بیشتر و بهتری برقرار می کند و می تواند برای درمان بیماریها یا متعادل کردن قوای روحی و دماغی او مثمر ثمر باشد. به خاطر داشته باشید که برای متولدین هرماه، علاوه بر سنگ مخصوص خود او، ممکن است چندین سنگ دیگر هم مفید باشد. شما سنگ ها را چقدر می شناسید و درباره آنها چه اطلاعاتی دارید؟چه سنگی برای شما مفید است؟

پس ادامه متن را حتما بخوانید:

فروردین : الماس

الماس، یکی از گرانبهاترین و زیباترین سنگهای موجود در طبیعت با متولدین فروردین ارتباط بیشتری برقرار می کند. این سنگ اعتماد به نفس را افزایش می دهد و احساس شکست ناپذیری را در انسان تقویت می کند.الماس یکی از قدیمی ترین سنگهای موجود در طبیعت است که خاصیت تصفیه کنندگی دارد و مخصوصا روی کارکرد کلیه ها و مثانه اثر مثبتی می گذارد. علاوه بر آن کارایی و قدرت سنگهای دیگر را هم افزایش می دهد. فراموش نکنید متولد هر ماهی هستید و از هر سنگی استفاده می کنید افزودن الماس به گردن بند خود را از یاد نبرید.

اردیبهشت :زمرد

سنگ متولدین ماه میانی بهار، زمرد است. زمرد از زمان خیلی دور به عنوان سنگ درمانی به کار می رفته است. یکی از مهم ترین ویژگی های آن این است که روح و جسم را با هم متعادل می کند. این سنگ روی تیروئید و تصلب شرائین اثر می گذارد و در مورد بیمارانی که پارکینسون دارند یا مبتلا به صرع هستند روند درمان را بهبود می بخشد. زمرد فشار خون و بیماری قلبی را نیز کنترل می کند. در زمان های گذشته برای درمان بچه های کوچک هنگامی که به تب مبتلا می شدند مورد استفاده قرار می گرفته است. این سنگ ادراکات شهودی را افزایش می دهد و در ایجاد نبوغ تاثیر دارد. یوگی ها و کسانی که مدیتیشن می کنند اعتقاد دارند وقتی زمرد همراه دارند زودتر به تمرکز می رسند.

خرداد : مروارید

سنگ اختصاصی متولدین خرداد ماه مروارید است. به مروارید، داروی جادویی نیز می گویند. این سنگ روی اعصاب و کلیه عضلات اثر مثبت می گذارد و بیماریهای ناشی از کمبود کلسیم را برطرف می کند. مروارید نیروی حیات را افزایش می دهد و ضد اضطراب عمل می کند. علاوه بر آن همراه داشتن مروارید باعث میشود قوه ابتکار شما بهتر عمل کند و خلاقیتتان افزایش یابد.

تیر : گارنت

سنگ متولدین نخستین ماه تابستان «گارنت» است که به رنگ تیره و شبیه یاقوت قرمز در طبیعت دیده می شود. گارنت سنگ حامی مسافرینی است که با کشتی سفر می کنند. این سنگ برای استحکام دیواره های سرخرگ، تقویت چشم و درمان سرطان در مراحل اولیه آن کارایی دارد. اثرات این سنگ میان زنان بیشتر نمایان می شود. گارنت بیماریهای زنانگی را بهبود می بخشد و بر درمان اختلالات قاعدگی اثر مثبت می گذارد.

مرداد : پریدوت و اونیکس

پریدوت و اونیکس سنگهای متولدین مرداد ماه هستند. اونیکس سنگی شبیه عقیق است که به رنگ سیاه یافت می شود. این سنگ برای درمان اعتیاد مورد مصرف دارد. به نظر می رسد از آن جا که اونیکس اعتماد به نفس و دلگرمی را افزایش می دهد از گرایش افراد به سوی اعتیاد می کاهد. اونیکس روی سیاهرگها و مفاصل بخصوص در افرادی که که دچار نقرس هستند اثر مثبتی می گذارد و از لحاظ روانی موجب ازدیاد هماهنگی روحی انسان می شود.

شهریور : یاقوت کبود

یاقوت کبود سنگ مخصوص متولدین شهریور ماه است. این سنگ دارای خاصیت شفابخشی است و روی سلول های پوست، مو و ناخن خیلی تاثیر می گذارد. یاقوت کبود از ریزش مو جلوگیری می کند و سیستم عصبی را بهبود می بخشد. این سنگ درد را کاهش می دهد و برای بیماریهای مزمنی مثل روماتیسم و نقرس اثر مثبت دارد. علاوه بر آن برای درمان سرگیجه و جلوگیری از خونریزی زخم ها به کار می رود.

مهر: مونستون و اوپال

متولدین مهر ماه می توانند از سنگهای مونستون و اوپال استفاده کنند. مونستون چندین رنگ دارد . سفید مایل به آبی، مایل به سبز و مایل به صورتی آن در طبیعت یافت می شود. سنگی است که روی اختلالات هورمونی خیلی تاثیر مثبتی دارد بخصوص شیر مادران را افزایش می دهد. این سنگ روی تیروئید هم اثر مثبت دارد و باعث می شود موانع احساسی شخص از بین برود. اوپال از خانواده عقیق است و سنگی است که در کشور استرالیا به دست می آید. این سنگ روی التهابات روده و معده موثر است و بر جریان خون نیز اثر می گذارد. از این سنگ به طلسم خوشبختی نیز یاد شده است. در گذشته مرسوم بوده که از اشخاص مبتلا به افسردگی ، در خواست می کردند به اوپال سیاه نگاه کنند چون اعتقاد داشتند این کار افسردگی آنها را از بین می برده است.

آبان: سیترین و یاقوت قرمز

سیترین و یاقوت قرمز سنگ های متولدین این ماه هستند. یاقوت قرمز برای بیماریهای ویروسی و اپیدمی ، همچنین درمان تب مفید است. این سنگ بیحسی و رخوت را از بین می برد و از زایمان زودرس جلوگیری می کند. یاقوت قرمز ایمنی بدن را افزایش می دهد و از لحاظ روانی هم باعث رهایی از وابستگی های روانی می شود. از زمان قدیم متداول بوده که به زوجهای جوان توصیه می شده این سنگ را برای وفای بیشتر نسبت به شریک زندگی به گردن بیاویزند.

آذر : سنگ فیروزه

رسیدیم به متولدین آذرماه و سنگ فیروزه. از سنگ فیروزه به عنوان سنگ حامی یاد شده است. معروف است که در اروپا خلبانان و مهمانداران هواپیما برای ایمنی در سفر از فیروزه استفاده می کنند. چون این سنگ از سقوط جلوگیری می کند. فیروزه بر روی عملکرد نادرست کبد اثر می گذارد و قدرت و سوی چشم را افزایش می دهد. فیروزه ضد افسردگی است، نشاط آور می آورد و التهبات پوستی را فرو می نشاند.

دی:

نکته عجیبی است! متولدین دی ماه سنگ مخصوص به خود ندارند اما در عوض همه سنگها با تمام خواصشان برای آنها مفید هستند. پس آزاد هستید با توجه به علاقه و تمایلتان هر سنگی را که می خواهید انتخاب کنید.

 

بهمن: آماتیست

آماتیست، سنگ کریستالی بنفشی که به اضطراب پایان می دهد سنگ متولدین بهمن ماه است. این سنگ ضد اضطراب و کابوس است و برای کسانی که بدخواب هستند یا مدام کابوس می بینند توصیه شده است. تجربه نشان داده است که افراد مضطرب وقتی آماتیست همراه خود دارند به آرامش می رسند.

اسفند: مرجان

متولدین آخرین ماه سال با مرجان پیوند برقرار می کنند. مرجان از گیاه دریایی به دست می آید و از رنگ قرمز پررنگ تا گل بهی و صورتی یافت می شود. چون منشاء آن کلسیم است روی بیماری استخوانها بخصوص راشیتیسم تاثیر مثبت می گذارد. مرجان برای استحکام دندانها مفید است و انعطاف پذیری را هم تقویت می کند. متولدین اسفندی که به راحتی نمی توانند خود را با محیط وفق دهند با همراه داشتن مرجان می توانند بر این ضعف فائق آیند.


سنگ منسوب به متولدین دی گارنت‌در رنگ‌های‌ مختلف‌ وجود دارد و متداول ‌ترین‌ رنگ‌ آن‌ قرمز تیره‌ است. نام‌ دیگر گارنت‌ لعل‌ است. البته‌ در حرفه‌ جواهرسازی‌ به‌ سنگ‌ اسپینل‌ هم‌ چون‌ رنگ‌ قرمز دارد، گاهی‌ لعل‌ گفته‌ می‌شود. گارنت‌ كلمه ‌ای‌ لاتین‌ و به‌ معنای‌ دانه‌های‌ مُدوّر است. گارنت‌ شفاف‌ در جواهرسازی‌ مورد استفاده‌ قرار می‌ گیرد و چند : نوع‌ معروف‌ و قابل‌ استفاده‌ آن‌ در جواهرسازی عبارت اند از: لعل سنگ متولدین دی الف) پیروپ‌؛ (pyrope)با رنگ‌ قرمز و كمی‌ متمایل‌ به‌ قهوه‌ای‌ كه‌ معادن‌ آن‌ بیشتر در آفریقای‌ جنوبی، سریلانكا، برزیل، استرالیا، چك‌واسلواكی‌ و تانزانیاست. این‌ سنگ‌ در سده‌های‌ قبل‌ بسیار مورد توجه‌ جواهرسازان‌ اروپا بود. علت‌ این‌ توجه‌ نیز رنگ‌ آتشین‌ آن‌ بوده‌ است. لعل سنگ متولدین دی ب) آلماندین‌؛(almandine)این‌ گارنت‌ بیشتر به‌ رنگ‌ قرمز متمایل‌ به‌ بنفش‌ است‌ و گاهی‌ قرمز آن‌ با یاقوت‌ قرمز و اسپینل‌ اشتباه‌ می‌ شود. این‌ گوهر بیشتر در كشورهای‌ هندوستان، برزیل‌ و افغانستان‌ تولید می‌ شود. لعل سنگ متولدین دی ج) گروسولار؛ (grossular)رنگ‌ تیره‌ متمایل‌ به‌ سبز و قهوه‌ای‌ روشن‌ دارد و در كشورهای‌ كانادا، افریقای‌ جنوبی، روسیه، پاكستان‌ و سریلانكا استخراج‌ می‌شود. لعل سنگ متولدین دی لعل سنگ متولدین دی لعل سنگ متولدین دی د) انواع‌ دیگر گارنت‌ عبارت اند از : اسپسارتیت‌(spessartite)، هسونیت‌(hessonite)و آندرادیت‌(andradite) . رنگ‌های‌ گارنت‌ جلوه‌ و زیبایی‌ خاصی‌ دارند. این‌ گوهر به‌ دلیل‌ تنوع‌ رنگ‌ و وجود معادن‌ پراكنده‌ در تمام‌ دنیا به‌ خصوص‌ در كشورهای‌ پرجمعیت‌ (از جمله‌ هندوستان، پاكستان‌ و برزیل) و انواع‌ خاصی‌ از آن‌ در كشورهای‌ اروپایی‌ در ساخت‌ جواهرات‌ بومی‌ جایگاه‌ خاصی‌ دارد و به‌ دلیل‌ ارزانی‌ برای‌ تمام‌ طبقات‌ مردم‌ قابل‌ استفاده‌ است. ناگفته‌ نماند در بسیاری‌ از همین‌ كشورها در مورد این‌ گوهر اعتقادات‌ و باورهای‌ خاصی‌ وجود دارد. گفتنی‌ است‌ این‌ گونه‌ اعتقادات‌ در مورد سنگ‌ها، به‌ طور كلی‌ جنبه‌ نمادین‌ دارد. امروزه‌ با پیشرفت‌ علم‌ و كشف‌ خواص‌ فیزیكی‌ این‌ عناصر، در مورد هر سنگ‌ مواردی‌ مشخص‌ شده‌ كه‌ در شماره‌های‌ قبل‌ به‌ نمونه هایی‌ اشاره‌ كرده‌ایم. اصولاً گوهرها به‌ خاطر رنگ، درخشش، شفافیت، سختی‌ زیاد، كمیابی‌ و یا پدیده‌های‌ نوری‌ مورد توجه‌ انسان‌ها بوده‌اند. همین‌ انگیزه‌ها باعث‌ شده‌ كه‌ امروزه‌ در لابراتوارها گوهرهایی‌ با تركیبات‌ شیمیایی‌ برابر و خواص‌ فیزیكی‌ مشابه‌ با گونه‌های‌ طبیعی‌ ساخته‌ شود؛ و البته‌ مصنوعی‌ بودن‌ این‌ سنگ‌ها باید ذكر شود تا استفاده‌كننده‌ گمراه‌ نشود؛ برای‌ مثال‌ گفته‌ شود یاقوت‌ مصنوعی، زمرد مصنوعی‌ و...؛ این‌ شیوه‌ ساخت‌ راsynthetic gemstone گویند. به‌ علاوه، گوهرهایی‌ هم‌ به‌ نام‌ بدلی‌ ساخته‌ می‌ شوند كه‌ معمولاً موادی‌ مثل‌ شیشه‌ و پلاستیك‌ در آنها به‌ كار رفته‌ است. این‌ بدل‌ها فقط‌ رنگ، جلا و شفافیت‌ جواهرات‌ اصل‌ را دارند و فاقد خواص‌ فیزیكی‌ و شیمیایی‌ نوع‌ اصل‌ هستند. به‌ این‌ شیوه‌ ساخت‌imitationگویند. لعل سنگ متولدین دی دیگر سنگ‌ متولدین‌ دی ‌ماه‌ كوارتز صورتی‌ ( (rose quartzاست. این‌ سنگ‌ زیبا در برزیل‌ استخراج‌ می ‌شود و قیمت‌ زیادی‌ ندارد. از آن‌ مهره‌های‌ ریز و درشت‌ تراش‌ می ‌دهند كه‌ معمولاً به‌ صورت‌ گردن ‌آویز استفاده‌ می ‌شود. بعضی‌ از انواع‌ كوارتز را هم‌ در آزمایشگاه‌ها به‌ صورت‌ مصنوعی‌ تولید می ‌كنند كه‌ برای‌ مصارف‌ زینتی‌ و صنعتی‌ مورد استفاده‌ قرار می‌ گیرد. در گروه‌ كوارتز، سنگ‌های‌ دیگری‌ وجود دارد كه‌ هر كدام‌ رنگ‌ و تراش‌ خاصی‌ دارند. لعل سنگ متولدین دی دیگر انواع‌ كوارتز عبارت اند از:كوارتز دودی‌ ( (smoky quartz، كوارتز پریز(prase)، كوارتز آبی‌( (blue quartzو سیترین‌؛(citrine)و جالب‌ ترین‌ نوع‌ كوارتز، كوارتز اَمتیست‌ است‌




طبقه بندی: گالری جواهر سازی(بدلیجات)، دانش و معلومات هنری، آموزش جواهر سازی،
برچسب ها: سنگهای قیمتی، سنگ ماه تولد، دانش هنری، چاکرا، انرژی کیهانی، زیورآلات،
[ شنبه 19 مرداد 1392 ] [ 11:39 ب.ظ ] [ hoor o mahoor ]
مداد ، پاکن ، پاستل گچی، ابزاری هستند که به وسیله ی آنها علامت های لازم را روی سطح کار میگذاریم . گچ به دلیل اینکه راحت پاک می شود مطلوب تر است ولی علامت گذاری با مداد دقیق است .
خط کش پلاستیکی ، فلزی و متر: این ابزار برای اندازه گیری بخش های مختلف کار ، به کار می رود . در جاهایی که قرار است برشی به وسیله ی کاتر صورت گیرد ، حتما از خط کش فلزی استفاده کنید تا برش دقیق تر انجام دهید .
کاغذ کاربن و گرده برداری ، مقوا در ضخامت های متفاوت و مقوای استنسیل :
مقوای استنسیل ، مقوایی روغنی ، انعطاف پذیر و مقاوم است ولی به هر حال در اثر استفاده ی مکرر و انباشته شدن رنگ بر روی آن بلاخره تاب بر می دارد و جمع می شود و به مرور غیر قابل استفاده می شود . از این رو به هنگام برش طرح خود اگر فکر می کنید که به دفعات از آن استفاده خواهید کرد ، حتما به تعداد از آن طرح برش بزنید تا درصورت خراب شدن یکی ، بتوانید از دیگری استفاده نمایید ، انواع ورق های شفاف ( Transparent ) از جنس نایلون یا مشتقات آن هم برای تهیه استنسیل مناسب هستند.
قیچی تیزو تیغ برش ( کارتر ): از لوازم ضروری برای دکوپاژ، برش های مختلف و تهیه استنسیل ها نیست.
نوار چسب های کاغذی: در انواع متنوع ، عرض های مختلف با قدرت چسبندگی کم و زیاد عرضه می شوند. نوار چسب هایی که قدرت چسبندگی کمی دارند برای اکثر کارهای نقاشی مناسب ترند .
سیم ظرفشویی : وسیله ای است که برای آماده سازی سطوح ، برای پذیرش رنگ به کار می رود . سیم نرم برای صیقل دادن واکس مالیده شده و برداشتن رنگ ها به منظور نمایان ساختن رنگ زمینه ، به کار می رود .
کاغذ سنباده: انواع مختلف دارد. نوع تر ـ خشک آن با دوام تر از دیگر انواع آن است و هم به هنگام کار بیشتر قابل کنترل است . گاهی اوقات برای کار روی مساحت های بزرگ ، کاغذ سنباده را روی یک تکه تخته می چسبانند تا کار با سرعت و راحت تر انجام گیرد . ولی این کار از ظرافت کار می کاهد و ممکن است اثرات ناخواسته از خود به جای بگذارد .
پیچ گوشتی برای باز کردن در قوطی های رنگ ، قاشق برای پیمانه کردن رنگ ها و پودرها ، هم زن ، الک و ظرف های نسوز برای حرارت دادن و ساختن چسب، جسو و غیرو ، از دیگر لوازمی هستند که در هر خانه ای پیدا می شوند و در این کار مورد استفاده قرار خواهند گرفت .
تکنیک های پایه اولیه : اگر چه تکنیک های خاص رنگ آمیزی و پتینه با جزئیات کامل در صفحات بعدی کتاب توضیح داده خواهد شد، اما یک سری تکنیک های اولیه و کلی وجود دارد که شما می بایست پیش شروع کار اصلی در آن ها مهارت پیدا کنید. اینها عبارت اند از: راه های آماده سازی سطح کار، شیوه های رنگ گذاری، روش های پرداخت نهایی برای محافظت و جلوه بخشیدن به کارها ، دستورالعمل نگهداری صحیح از قلم موها و سایر ابزار در شرایط مناسب و همچنین چگونگی حفظ نکات ایمنی در هنگام کار.
آماده سازی سطح کار: از آن جای که کیفیت زیر کار شما، تاثیر مستقیم بر نمایش کار نهایی خواهد گذشت، بنابراین آماده سازی اولیه سطح کار بسیار ضروری به نظر می رسد . در آماده سازی سطوح مختلف با کیفیت های گوناگون به نحوه ی برخوردهای متفاوتی احتیاج داریم .
پاک سازی سطوح : گذشته از این واقعیت که کثیفی سطحی که می خواهیم روی آن نقاشی کنیم ، رنگ های ما را چرک و کثیف خواهد نمود ، باید بدانید که ، دوده و چربی روی سطح کار مانع از چسبندگی رنگ بر روی سطح مورد نظر خواهد شد . از این رو پیش از هر کاری ، سطح کار را خوب با مایع ظرفشویی رقیق شده ، بشوئید و سپس با پارچه تمیز مرطوب پاک کنید . در مورد پاک سازی سطوح بسیار کثیف می توانید از پودرهای پاک کننده قوی استفاده نمائید و سپس با آب تمیز آب کشی کنید .
آماده سازی سطوح گچی: ترک ها و سوراخ ها را با بتونه پر کنید . پس از خشک شدن بتونه ، سنباده نرم ، تر ـ خشک بزنید . برای ترک های عمیق از کاردک ساختمانی و ماله استفاده کنید . برای ترک ها و سوراخ های کوچک از کاردک های کوچک نقاشی استفاده نمایید. پس از مرحله ی سنباده زدن ، با یک پارچه مرطوب خاک سنباده را پاک کنید . آماده سازی چوب ، چوبی که قبلا رنگ یا ورنی خورده باشد، باید کاملا از مواد قبلی پاک سازی شود. رنگ بر، برس سیمی و سنباده ابزاری هستند که بسته به اینکه استحکام رنگ و ورنی قبلی تا چه حد باشد، می توانند به ما کمک کنند. برس سیمی برای شیارها و کنج هایی که سنباده در آنها کارساز نیست، بسیار کارایی دارد . به هنگام استفاده از سنباده همواره آن را در جهت راه چوب به کار بگیرید. در مورد قشرهای ضخیم رنگ و ورنی که سیم و سنباده کاری از پیش نمی برند، می بایست از رنگ براستفاده نمائید. حتما به دستور العمل روی آن توجه کنید . رنگ بر را به مقدار زیاد با قلم روی وسیله چوبی بزنید و بگذارید به مدت نیم ساعت بماند تا خیس بخورد. سپس با کاردک فلزی، رنگ های ورآمده را پاک سازی کنید. رنگ های پایه آب به سطوحی که قبلا مواد پایه روغن خورده باشد، چسبندگی ندارد. برای پاک سازی این سطوح سیم ظرفشویی را به تینر فوری آغشته کنید و با حرکات دورانی روی سطح کار بکشید. ( حتما دستکش بپوشید ) واکس ها و پولیش ها و لاک الکل را با سیم ظرفشویی آغشته به الکل صنعتی پاک کنید. پس از اتمام کار، سطح را با مایع ظرف شویی رقیق شده بشوئید و پس از خشک شدن، سنباده ملایم بکشید.
اگر نیاز به پر کردن شکاف ها و ترک ها باشد ، از بتونه چوب استفاده نمائید و سپس از خشک شدن بتونه مجددا سنباده بزنید.
چنان چه بخواهید از مواد زیرسازی پایه آب استفاده نمائید، در مرحله ی بتونه کاری از بتونه پایه رزین استفاده نکنید. اگر بخواهیم کار نهایی خیلی صاف و صیقلی شود، باید از بتونه مخصوص دیوار استفاده کنیم. فراموش نکنید که گره های چوب را مجددا با یک سیلر مناسب، کاملا ایزوله کنید.



طبقه بندی: پتینه، دکوراسیون داخلی، دانش و معلومات هنری،
برچسب ها: پتینه، دانش هنری، دکوراسیون،
[ جمعه 7 مهر 1391 ] [ 07:36 ق.ظ ] [ hoor o mahoor ]
نور روز و نورهای مصنوعی، هرکدام به صورتی متفاوت بر رنگ ها تأثیر می گذارند. بنابراین در موقعیت های مختلف، انتخاب های رنگی ما باید متفاوت باشد. نور حاصل از لامپ های هالوژن سفیدتر از نور لامپ های معمولی است که این موضوع در چگونگی نمایش یک رنگ تأثیر زیادی می گذارد. نور طبیعی روز و با رده های مناسب، نور مطلوب را ایجاد کنید. برای هدایت و یا تعدیل نورهای مصنوعی نیز می توان از حباب های شیشه ای و کلاهک های آباژورها استفاده نمود.
فلز، شیشه و آینه به دلیل منعکس کردن نورها و رنگ ها در کیفیت نور و رنگ انتخاب شده دخیل هستند.
شناخت انواع رنگ ها: سریع ترین و آسان ترین راه شناخت نوع رنگ مطالعه ی برچسب یا بروشور آن است. به طور کلی رنگ ها از نظر ساختمان دارای دو جزء سازنده هستند:
1- رنگ که یا از نوع رنگدانه است یا از نوع جوهر رنگ
2- مایعی که رنگدانه یا جوهر رنگ در آن حل شده است که ممکن است این مایع آب یا روغن یا مخلوطی از زرین های مصنوعی و پلاستیکی باشد.
چسب و ملات های کارخانه ای، رنگ را مقاوم کرده و طرز کار با آن ها ساده و آسان است. اما کارخانه جات سازنده این مواد، در جهت استفاده از منابع جدید و جایگزین های مناسب تر تشویق و حمایت نمی کنند. هم زمان با پیشرفت نقاشی دیواری تزئینی، تکنیک های سنتی مانند: « آهک شوری»، « رنگ شوری» و گچ بری های ساده به شکل گسترده ای رواج پیدا کرده است.
امید است که به منظور حفظ محیط زیست، تولید محصولاتی که از رنگدانه ها و چسب ها و حلال های با منشاء آلی استفاده می شود، افزایش یافته و بیشتر در دسترس هنرمندان قرار گیرد.

پالت های رنگی:
 

در مرحله ی انتخاب مایه رنگی، بهتر است که شما مجموعه هایی از نمونه های رنگی به عنوان مرجع، داشته باشید که به آن ها مراجعه نمائید. این نمونه ها می تواند، کارت پستال، نقاشی، عکس، اشیاء مورد علاقه یا تکه پارچه های رنگی، کاتالوگ های رنگ یا هر چیز دیگری باشد. نمونه هایی را که جمع آوری می کنید، براساس اصل « هماهنگی» گروه بندی کرده و روی یک مقوای کلفت یا یک تخته نصب کنید.
این نمونه ها، رنگ های اصلی را در غلظت ها و تنالیته ها و کیفیت های مختلف به نمایش می گذارند و همچنین نشان می دهند که هر رنگی روی سطوح با جنسیت های مختلف، چه کیفیتی پیدا می کند و در ترکیب با رنگ های دیگر چه نمایشی خواهد داشت.
تهیه این نمونه ها، به شما ایده هایی از اشیاء مختلف می دهد که در اجرای پروژه ی شما الهام بخش خواهد بود، شما می توانید حتی از گل ها و گیاهان، عکس و فتوکپی های رنگی تهیه کنید که هم در مجموعه های خود آن ها را داشته باشد و هم در کار دکوپاژ از آن ها استفاده نمائید.
می توانید از کاتالوگ هایی که در فروشگاه های رنگ موجود است، اسکن تهیه کنید و به عنوان نمونه های کاملی از بافت و رنگ خواهد بود که شما می توانید با تهیه عکس و فتوکپی در سایزهای مختلف از آن ها، به هنگام کار بر روی کف و دیوار با قرار دادن آن ها در محل، در مورد انتخاب مایه رنگی مناسب به نتایج خوبی برسید، همچنین برای تصمیم گیری مناسب تر و ارزش گذاری دقیق و اجتناب از اشتباهات پیش بینی نشده، نمونه ها را در محل مورد نظر در معرض نورهای متنوع قرار دهید. حتی توصیه می شود که پس از انتخاب مایه رنگی دلخواه و بافت مورد نظر، روی یک تکه تخته یا کاغذ مناسب، رنگ و بافت انتخابی را اجرا کنید. سپس با قرار دادن آن در محل و تاباندن نور انتخابی، تصمیم نهایی را اتخاذ نمائید.
مواد و مصالح و وسایل و تجهیزات: بعضی از مواد هستند که نسبت به رنگ، همه فن حریف و چند کاربردی هستند. اما برای اینکه بتوانید حداکثر استفاده را از آن ها بنمائید، باید ابزار و وسایل صحیح این کار را در اختیار داشته باشید و راه و روش درست استفاده از آن ها را بدانید. بنابراین در تهیه وسایل غیر ضروری، ریخت و پاش و ولخرجی زیاد به خرج ندهید. بهتر آن است که صرفاً اقلام خاص و ضروری را فراهم سازید تا این که، مجموعه ی زیاد و گران قیمت از وسایل را که شاید هرگز مورد استفاده قرار نگیرند.
مجموعه کارهایی که در این کتاب ارائه می شود با تعداد محدودی وسایل خاص، قابل اجراست که در اکثر فروشگاه های مخصوص این وسایل، عرضه می شوند.

رنگ ها، گلیزها( Glazes) و جوهر رنگ ها
 

رنگ ها از سه جزء مختلف تشکیل شده اند:
1- رنگ دانه
2- چسب
3- مایع حلال رنگ دانه
1- رنگ دانه ها وظیفه رنگ بخشیدن و پوشش دادن به سطح را دارند.
2- چسب ها، چسبندگی و دوام رنگ را بر روی سطوح باعث می شوند.
3- مایع حلال رنگ دانه، قلم خوری رنگ را بر روی سطح امکان پذیر می نماید.
رنگ ها به دو دسته کلی تقسیم می شوند، یا پایه آب هستند یا پایه روغن. استفاده از رنگ های پایه آب مطلوب تر به نظر می رسد، به دلیل این که غیر سمی، بی بو و بی ضرر برای محیط زیست می باشند. اگرچه نسبت به رنگ های پایه روغن آسیب پذیرتر هستند. رنگ های پایه روغن که به رنگ های « الکیدی» نیز معروف اند، دیر خشک می شوند که این خود برای مبتدیان مزیت بزرگی است و در نهایت پوشش مقاوم تر و ماندگارتری را به ما می دهد.
گلیز ماده ای است که با رنگ ترکیب می کنند و روی رنگ زمینه خشک شده، یک لایه از آن می زنند. گلیز، رنگی را که با آن ترکیب می شود، شفاف و به اصطلاح Transparent می کند. قانون معمول این کار این است که گلیز پایه آب را روی رنگ زمینه پایه روغن( الکیدی) می زنند. تنها استثناء این است که گلیز پایه روغن را می توان روی رنگ زمینه امولسیونی ( در ادامه توضیح داده خواهد شد) نیز استفاده کرد.
جوهر رنگ ها عصاره ی رنگینی هستند که اگر بخواهیم برای نقاشی با قلم از آن ها استفاده کنیم، حتماً باید با « ورنی» یا « گلیز» یا « رنگ اکریلیک» مخلوط شوند. لیستی که معرفی می شود تعدادی از انواع معمول و آشنای رنگ هاست.
بخاطر داشته باشید که خصوصیات انواع مختلف محصولات، بسیار با هم متفاوت است. برای دستیابی به بهترین نتیجه، همواره دستورالعمل کارخانه ی سازنده ی محصول را مطالعه کرده و مطابق آن عمل نمائید.
آسترهای اکریلیک: پایه آب هستند و برای پوشاندن و سیل کردن سطوح چوبی و انوع فیبر استفاده می شود.
زیر کار پایه روغن: برای زیر سازی بخصوص سطوح چوبی به کار می رود که قبل از رنگ زمینه زده می شود و ترکیبی است از زیر رنگ و آستری.
رنگ های امولسیونی: پایه آب هستند که در دو نوع مات و نیمه مات وجود دارد.
Stencil paint: پایه آب هستند. از رنگ های امولسیونی روان ترند. فقط در انواع متالیک و براق موجود است. به عنوان جوهر رنگ هم قابل استفاده است.
رنگ چوب: رنگی است که فرمول آن مخصوص چوب طراحی شده است. مات و پوششی است و حالت گچی و پُر پودر دارد. کار آستر زیر رنگ را هم انجام می دهد. با آب رقیق می شود و می توان تکنیک « رنگ شویی» را بر روی چوب خام با آن انجام داد.
رنگ های کازئینی: با آب رقیق می شوند و نمایشی شبیه تکنیک « آهک شویی» دارد.( کار نمایی غبارآلود به خود می گیرد) برای کار روی مبلمان و دیوار هر دو مطلوب است. چنان چه بخواهید برای فضای باز از آن استفاده نمائید، حتماً لایه محافظ روی آن بزنید.
رنگ های روغن: در انواع براق، نیمه براق، نیمه مات موجود است. نوع براق آن به عنوان رنگ نهایی روی کارهای چوبی استفاده می شود. انواع نیمه براق و نیمه مات، هم روی چوب استفاده می شود و هم روی دیوارهایی که خرابی و فرسودگی معمولی داشته باشند. همه انواع رنگ های روغن قابل شستشو هستند.
رنگ های اکریلیک: نیمه مات هستند. استفاده از آن ها نسبت به رنگ های روغنی برای حفظ محیط زیست مناسب تر است ولی بطور کلی از رنگ های روغنی کم دوام ترند.
رنگ های متالیک: در انواع تیوپی، قوطی ای و اسپری در دسترس هستند. محصولات اکریلیک جدیدی با رنگ های صدفی، قوس و قزحی و چند رنگه به بازار آمده است. کاملاً شفاف( Transparent) هستند و هاله ای رنگین بر روی رنگ زمینه ایجاد می کنند.
رنگ آبه ها: پایه آب هستند، نیمه شفاف اند و فرمول ساخت آن ها ترکیبی است از گلیزهای رنگی و افزودنی هایی که روند خشک شدن را به تأخیر می اندازد.
گلیز امولسیونی مات: محصولی بر پایه آب است. برای رقیق کردن رنگ استفاده می شود و به عنوان محافظ رنگ نهایی به کار می رود.
گلیز اکریلیک: در مقابل آب و حرارت مقاوم بوده و به مرور زمان زرد نمی شود. پایه آب بودن آن باعث می شود که سرعت خشک شدن کار بالا رود و بیشتر از 15 الی 30 دقیقه فرصت ادامه کار را نمی دهد. رنگ اکریلیک را رقیق می کند و کار شفاف سازی رنگ اکریلیک را انجام می دهد.
گلیز روغن: برای ترکیب با رنگ روغن و رقیق و شفاف کردن آن استفاده می شود. ولی به مرور زمان زرد می شود. گلیز روغنی را می توان با تینر فوری رقیق تر نمود.
رنگ روغنی آرتیست: رنگ هایی هستند که در ترکیب با گلیز روغنی رقیق تر و روان تر می شوند. کیفیت شفاف ( Transparent)می یابند. در تکنیک هایی مانند بافت « مرمر» که به رنگ های پخته و خاکستری های رنگین احتیاج داریم، کاربرد فراوان دارد. رنگ های روغنی آرتیست را با « خمیر رنگ ها» نیز مخلوط نمود و رنگ های جدید متنوعی ساخت. خمیر رنگ ها، خمیرهایی هستند از درصد بالایی رنگ دانه( Pigment) یا جوهر رنگ( Dye) به همراه حلال تشکیل شده اند.
این خمیرها می توانند حاوی رزین یا Medium باشند یا نباشند. در انواع پایه آب داشتن رزین الزامی نیست یا مقدار آن کم است ولی در انواع پایه روغن حتماً رزین لازم است.
کاربرد این خمیررنگ ها در رنگ سازی بدین ترتیب است که مقدار کمی از آن ها را به رنگ آماده( بیشتر سفید) می زنند تا رنگ مورد نظر دیگری را بسازند. قدرت و شدت رنگ ساخته شده بستگی به سازگاری رزین های آن ها( خمیر رنگ و رنگ اولیه) و میزان رنگ سفیدی دارد که داخل رنگ اولیه وجود داشته است. هرچقدر رزین های آن ها سازگارتر و میزان رنگ سفید رنگ اولیه کمتری باشد، رنگ ساخته شده، تیره تر خواهد شد. این کار در ایران معمولاً در کارخانه های رنگ سازی انجام می گیرد ولی به تازگی بعضی از فروشگاه های رنگ، نموده اند. قانون کل ساخت رنگ از این طریق، این است که چند قطره از خمیر رنگ آماده را داخل یک رنگ ساخته شده می ریزند و آن را روی کار امتحان می کنند تا به نتیجه مطلوب برسند.

رنگ های بافت دار و گچ های مخصوص:
 

رنگ های نمای خارجی: در دو نوع صاف صیقلی و زبر خشن، عرضه می شود. برای ایجاد بعضی از تکنیک های روی گچ و سنگ به کار می رود.
پودر بافت ساز دیوار: مخلوطی از پودر شیشه( Quartz) و خاک رس و سلولز است. این پودر را می توان با رنگ پلاستیک مخلوط کرد.
سنگ گچ( سولفات کلسیم): شبیه گچ معمولی است ولی دیرتر از آن خشک می شود، در رنگ های صورتی و خاکستری عرضه می شود. نوع سفید آن را می توان به وسیله ی رنگ دانه ها و جوهر رنگ ها به رنگ دلخواه در آورد.
انواع دیگر گچ: سیمان و گچ های مرمر مانند که برای استفاده از آن ها دانش و مهارت خاصی لازم است. پوششی سخت است که اگر ساب داده شود سطحی صاف و صیقلی و براق خواهد داشت.
خاک رس طبیعی: می توان آن را با آب مخلوط کرد. وقتی به صورت خمیری مناسب برای کار در آمد، بر روی سطحی که قبلاً آماده شده باشد، کار کرد. بهتر است روی سطحی کار شود که در آنجا جریان هوا وجود داشته باشد.

مواد و مصالح مخصوص:
 

برگ های فلزی: به صورت ورق طلا، نقره، مس و یک سری ورق های آلیاژهای مختلف و حتی ورق طلا و نقره مصنوعی وجود دارد. در دو نوع ورق های مقابل انتقال و ورق های نازک عرضه می شود.
ورق های قابل انتقال یا پشت برچسب دار: ورق هایی هستند که روی سطوح روغنی چسبانده می شوند. به خاطر کاغذ واکس دار پشت شان، کاربرد و برش آسان دارند ولی تلألو و درخشش های ورق های نازک را ندارند.
ورق های نازک: از قدیم روی سطوح با پوشش پایه آب استفاده می شده و در صورت صیقل دادن بسیار درخشان و براق می شوند. اندکی بزرگ تر از ورق های پشت برچسب دار است. اما چسباندن آن ها مشکل تر است و مهارت می خواهد.
پودرهای متالیک و برنزی: از آلیاژهای فلزی ساخته شده است. گاهی براده های میکا یا سلولئید نیز دارد که در این حالت درخشان تر می شود و نمایی همانند رنگ های صدفی ایجاد می کند.
چسب ورق طلا: چسب مخصوصی است با پایه آب با غلظت شیر، در ورق طلا کاری استفاده می شود. انواع پودری، دانه ای و ورقه ای دارد.
جسو: برای بوجود آوردن سطحی صاف که روی آن ورق طلای نازک بچسبانیم بکار می رود. در قدیم از ترکیب چسب خرگوش و مل ساخته می شود. امروزه پودر ترکیبی آماده آن عرضه می شود.
بتونه اکریلیک: برای بدست آوردن سطحی صاف، همانند جسو، استفاده می شود.
باید این خمیر را خوب هم بزنید تا عمل بیاید و روی سطح بکشید و با کاردک صاف کنید و سپس از خشک شدن سمباده بزنید.
Bole: روی لایه جسو زده شود، برای سیل کردن سطح جسو بعد از خشک شدن آن چسب بزنید و ورق طلا را بچسبانید. خمیری رنگی است مانند رنگی غنی شده عمل می کند و در نهایت سطح انعطاف پذیری را بوجود می آورد که در مراحل ساب دادن و صیقلی کردن ورق طلا خوب جواب می دهد. این خمیر در داخل آب نگهداری می شود و در رنگ های مختلف در بازار عرضه می شود و ما می توانیم متناسب با رنگ ورق فلزی که می خواهیم روی آن بچسبانیم، رنگ را انتخاب نمائیم. باید به هنگام مصرف با چسب ورق طلا مخلوط شود.
مایع ترک: یکی از راه های ایجاد نمای ترک بر روی رنگ استفاده از این مایع است بدین ترتیب که ابتدا رنگ زمینه را بزنید. سپس یک دست از مایع ترک بزنید، پس از خشک شدن، رنگ نهایی را بزنید. هرچه لایه رنگ نهایی ضخیم تر زده شود، ترک ها بزرگ تر ایجاد خواهد شد. راه های دیگری نیز برای ایجاد ترک وجود دارد که در صفحات بعد توضیح داده خواهد شد.
وقتی رنگ زمینه را از نوع رنگ هایی بزنیم که دیر خشک شود و رنگ نهایی را از نوع رنگ هایی که زود خشک می شوند و شکننده هستند بزنیم، ترک ایجاد خواهد شد. سپس برای نمایش مشخص تر ترک ها، می توانیم با رنگ روغن آرتیست یا واکس رنگی، روی ترک ها بمالیم و لای ترک ها را پر کنیم. این کار نمای کار را قدیمی جلوه خواهد داد.
مل: پودر سفید گچی است که همان طور که قبلاً توضیح داده شد، در ترکیب با چسب ورق طلا در چسباندن ورق طلا به کار می رود.



طبقه بندی: پتینه، دکوراسیون داخلی، دانش و معلومات هنری،
برچسب ها: پتینه، دانش هنری،
[ سه شنبه 14 شهریور 1391 ] [ 12:00 ب.ظ ] [ hoor o mahoor ]

انگشتر در هر انگشت چه معنی ای دارد؟


تابه حال به این فکر کرده اید که انداختن انگشتر در هر انگشت چه معنایی دارد؟ ما به شما می گوییم که هر انگشت نشانه چیست و چطور انداختن انگشتر در انگشتان مختلف تفاوت می کند
گاهی اوقات، علیرغم همه تلاشهایی که می کنیم، زندگی به مراد ما پیش نمی رود. این همان زمانی است که بعضی از آدم به سراغ فال و طالع بینی می روند تا به طریقی زندگیشان را رونق بدهند
کف بینی، فال اعداد، تاروت، و از این قبیل بعضی از راه هایی هستند که متخصصین این رشته ادعا دارند به وضعیت کنونی افراد کمک می کند. یک چیزی که خیلی برای من جالب بود انگشترهایی است که این متخصصین به افراد توصیه می کنند که بیندازند. این انگشترها وقتی با سنگ تولد هر کس ادغام شود در خیلی از جوانب زندگی هر فرد تعادل ایجاد می کند. اما آیا تا به حال این سوال برایتان پیش آمده که هر انگشت برای انداختن انگشتر چه معنا و مفهومی دارد؟ آیا انداختن انگشتر در یک انگشت بخصوص نشان دهنده یک مفهوم عمیق است؟ پس اجازه بدهید نگاهی به مفهوم انگشت های مختلف برای انداختن انگشتر بیندازیم
مفهوم انگشت های مختلف برای انداختن انگشتر

انگشت شصت

نشان دهنده قدرت اراده در فرد است. این انگشت با خودِ درونی فرد در ارتباط است. وقتی به شما گفته می شود که در انگشت شستتان انگشتری بیندازید، به دقت مراقب تغییراتی که در زندگیتان اتفاق می افتد باشید. این انگشتر قدرت اراده شما را تقویت خواهد کرد
انگشت اشاره

نشان دهنده قدرت، رهبری و جاه طلبی است. این انگشت نشان دهنده یک نوع قدرت خاص است. این مسئله به خصوص در قدیم الایام وقتی پادشاهان قدرتمند در انگشت اشاره خود انگشتر می انداختند بیشتر نمود دارد. درنتیجه، انداختن انگشتر در این انگشت به شما در این زمینه کمک می کند
انگشت وسط

نشان دهنده فردیت و هویت فرد است. این انگشت که در وسط قرار گرفته است نشاندهنده یک زندگی متعادل و متوزان است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می کند زندگی متعادلتری داشته باشید
انگشت انگشتری انگشت چهارم

انگشت انگشتری دست چپ به قلب رابطه مستقیم دارد. به خاطر همین است که حلقه ازدواج در این انگشت انداخته می شود. این انگشت همچنین نشاندهنده احساسات و خلاقیت در فرد است. انداختن انگشتر در انگشت چهارم دست راست به شما کمک می کند در زندگی خود خوشبین تر باشید
انگشت کوچک

نشان دهنده همه چیز در روابط شماست. این انگشت نشاندهنده روابط ما با محیط بیرون می باشد و دقیقاً مخالف شست است که به خودِ درونی ما اشاره دارد. این انگشت نشاندهنده رفتار ما با دیگران است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می کند روابط خود را تقویت کنید، به خصوص درمورد ازدواج. به ارتقاء روابط کاری هم کمک می کند
انگشترها در میان سایر جواهرات اهمیت بیشتری دارند. قبل از اینکه تصمیم بگیرید هر انگشتری دستتان کنید، بهتر است با یک متخصص درمورد نوع جواهری که می خواهید دست کنید صحبت کنید. این انگشتر، چه یک انگشتر الماس یا انگشتر نامزدی یا عروسی یا هر انگشتر دیگری باشد، نمی توان زیبایی آنها را بعنوان جواهرهایی شیک نادیده گرفت. پس فقط به دلایل باورها و اعتقادات مذهبی نیست که خیلی ها انگشتر دست میکنند، این مسئله می تواند جنبه مدگرایی هم داشته باشد. دلیل آن مهم نیست، مهم این است که انداختن انگشتر به ارتقاء وضعیت ظاهر شما کمک می کند

منبع:http://www.handy-art.com




طبقه بندی: دانش و معلومات هنری، آموزش جواهر سازی،
برچسب ها: انگشت، انگشتر، دانش هنری،
[ یکشنبه 18 تیر 1391 ] [ 06:22 ب.ظ ] [ hoor o mahoor ]

همگان می دانیم که افراد مختلف به رنگ های خاصی تمایل نشان می دهند. استفاده از این تمایل اشخاص به عنوان وسیله ای برای تشخیص شخصیت آنها موضوع بحث انگیزی است، چرا که افراد با یکدیگر تفاوت دارند.
هر یک از ما خصوصیات شخصی خاص خود را داراست و احساساتمان را به سبک و سیاق خاص خود بیان می کنیم. در جهان نمی توان دو نفر را یافت که در ابراز احساساتشان پیرو شیوه یکسانی باشند. از طرف دیگر احساسات افراد به طرق مختلف قابل تضعیف و تحریک است و مثلا با تغییر محیط ای که در آن زندگی می کنند، به سبب الگوهای روانشناسی به نتایج بهتری در ایجاد شادابی، صمیمیت، آرامش افراد خانواده دست یافت. ویژگی های خیابان و کوچه ای که خانه ما قرار دارد، ترکیب حجمی، نورگیری، تقسیم بندی فضاهای داخلی، مبلمان داخلی، نحوه رنگ بندی و حتی مقیاس به کار رفته همه و همه به عنوان فاکتورهای مهمی برای تعریف یک مسکن مناسب عمل می کنند. ویژگی های فرهنگی، نوع روابط خانوادگی و حریم های اجتماعی و غیره از جمله عواملی هستند که نیاز های روحی و جسمانی ساکنین را تعریف می کنند و وظیفه یک طراح داخلی است که تعاملی محکم بین موارد یاد شده با جنبه های عملکردی فضا، برقرار سازد.
رنگ عاملی مهم در طراحی فضا:
رنگ ها می توانند به شیوه های مختلف تاثیراتی بنیادین در زندگی بر جای گذارند که از جمله مهم ترین آنها می توان به تاثیر آنها بر احساسات اشاره کرد. جهانی که انسان در آن زندگی می کند، متشکل از هزاران رنگ و تونالیته های مختلفی است که موجودات و اشیا را برای ما جذاب تر و حتی به گونه ای معنوی، عمیق تر نشان می دهند. هر کدام به سبب ویژگی های شیمیایی و روانشناسانه ای که دارا هستند، منبع مهمی از انرژی، در جهت فزونی سلامت و نشاط روح و روان در انسان ها به شمار می روند. جهانی تک رنگ، با تونالیته های محدودی را با طبیعت اطراف خویش مقایسه کنید و یا خود ساکن شهری سیاه و سفید بدانید، بدون هیچ کنتراستی و هیجانی. معنای زندگی تغییر یافته و سردی و مردگی بر همه جا حاکم می شود. فضایی بی روح و عاری از هر جنب و جوشی که تشنه جرعه ای رنگ است. مساله رنگ به سبب تاثیرات مهم روانشناسانه اش، در مقوله شهر و فضاهای معماری امری مهم به شمار می رود؛ تا بدانجا که تخصصی با عنوان رنگ بندی و رنگ شناسی فضاهای شهری در بین هنرمندان مطرح شده است. هماهنگی در رنگ مثل هماهنگی در نت های موسیقی است و از اهمیت ویژه ای در ایجاد هارمونی مناسب و چشم نواز به مانند قطعه موسیقی برخوردار است. برای رسیدن به اهدافی همچون کارکرد مناسب، زیبایی بصری، هارمونی فضایی، و تأثیر محیطی و روانی مؤثر و مثبت در طراحی داخلی، مستلزم استفاده هماهنگ، منسجم، معنی‎دار و زیبا از عناصر طراحی است. در یک طرح مطلوب همه عناصر و اجزاء در نسبت به تاثیرات کیفی و معنایی که به فضا اعمال می کنند در ارتباطی تنگاتنگ با هم قرار دارند. بر این اساس، موفقیت هر طرح بستگی کامل به چگونگی ترکیب عناصر و الگوهای سه‎بعدی فضا دارد. تجربه سالیان دراز کار با رنگ ثابت کرده است که رنگ ها نیز مثل انسان ها، از جهات مختلف با یکدیگر مرتبط اند و سلیقه ها و صفات مشترکی دارند و یا برعکس ناهموان و متضاد یکدیگرند. شاید تصور كنید كه نارنجی و سرخ متضاد همند، در حالی كه در دایره رنگ كنار هم قرار می گیرند و دارای هارمونی هستند. خریدن یك دایره رنگ، كه در آن نحوه ارتباط رنگ ها و چیدمان آنها و رنگ های مكمل مشخص شده است و در اكثر فروشگاه های لوازم هنری وجود دارد، با ارزش است تا قبل از خریدن زرد گریپ فوروتی و سبز زیتونی برای رنگ كردن اتاق خواب، نگاهی به آن بیندازیم.
رنگ بندی اتاق ها و استفاده از مصالحی که بتواند خصوصیات رنگی و بافت مورد نظر ما را برآورده سازد بسیار مهم و در عین حال قدرت اعمال نفوذ بر تغییرات کالبدی فضا را نیز داراست؛ کارهایی که برای تعدیل و تقسیم بندی دیواره های رنگی انجام می گیرند می تواند به عنوان ایده ای برای تعیین کالبد فیزیکی فضای نیز عمل کند و جنبه های کاربردی طراحی را با معیارهای زیباشناختی همراه سازیم. به عنوان مثال مساله روشنایی و استفاده از نور طبیعی در طراحی یک اتاق بسیار مهم است ولی نحوه کنترل نور، انتخاب رنگ و مصالحی که نور را از خود عبور می دهند به خلاقیت و قدرت طراح در ایجاد هماهنگی که وی بین کارکرد روشنایی اتاق و مطلوبیت فضا بستگی دارد.
استفاده از چرخه رنگ، روشی مطمئن برای یافتن رنگ های متناسب با رنگ مورد نظر ماست. چرخه رنگ متشکل از دوازده رنگ است که سه رنگ قرمز، زرد و آبی در آن رنگ های اولیه و رنگ های میان آنها به عنوان رنگ های ثانویه شناخته می شوند. هر رنگ در این چرخه می تواند با رنگ های کناری خود که رنگ های هم خانواده اش محسوب می شوند و همچنین رنگ مقابلش که رنگ مکمل آن است به خوبی ترکیب شده نتیجه ای زیبا و موزون بیافریند. استفاده از رنگ های هم خانواده که در چرخه رنگ در کنار هم قرار گرفته و به اصطلاح همسایه هستند ترکیبی ملایم و هماهنگ را ایجاد می کند که نگاه بیننده را به راحتی از یکی به دیگری رهنمون می شود. استفاده از یک رنگ با میزان کمی از رنگ مکمل آن چنانچه به درستی و در اندازه های صحیح صورت گرفته باشد نتیجه ای درخشان و چشمگیر می آفریند و بر جذابیت مجموعه رنگی حاضر می افزاید و مانع غالب شدن کامل یک رنگ بر فضای اتاق می شود.
چنین عواملی در انتخاب رنگ برای بناها، دکوراسیون داخلی و مبلمان فضا، رویکرد های مختلفی را در طراحی ایجاد می کند. رنگ یکی از عوامل تعیین کنند سبک و سیاقی است که بدان طریق با محیط پیرامون خود ارتباط بر قرار می کنیم و بیشتر از هر عامل مستقل دیگری می تواند فضای کسالت بار و یکنواخت اطراف را به مکانی روح بخش مبدل سازد. عوض کردن رنگ دیوار ها می تواند بیش از تغییر مبلمان یا حتی ساختار یک اتاق، نتایج چشم گیری به بار آورد. تا كنون خانه های بسیاری به رنگ بژ و كرمی و تنالیته های آن رنگ آمیزی شده اند و رنگ استاندارد معمول برای خانه های جدید مگنولیایی است اما باید تصور نمود که در شرایط مختلف اجتماعی و به خصوص اقلیمی، چگونه باید از این رنگ ها استفاده کرد و یا دیوار هایی به رنگ های ملایم و نامحسوس مثل استخوانی، برای زندگی كردن بسیار مناسبند؛ اما ایجاد كنتراست در آنها با انتخاب رنگ های خاص در لوازم جانبی منزل و روكش ها و رومبلی ها باعث روح بخشی به فضا می شود.
برای آنکه بتوانیم ارتباطی درست میان طبیعت خود با دکوراسیون داخلی خانه برقرا سازیم، باید بیاموزیم که ترس از متفاوت بودن با سایرین را از خود برانیم؛ مشکلی که امروزه بسیار با آن در گیریم و بسیاری از طراحی های معماری و داخلی را تحت الشعاع قرار می دهد. نمی توان در جامعه ای سیاه و سفید، تفکری رنگی داشت و فردایی بهتر را تصور کرد. غالبا خود را در حصاری از رنگ هایی به تحمیل عرف و جامعه «معقول» و «بی روح» و بی رمق قرار می دهیم، رنگ هایی که مانع از بروز احساسات و نمایان شدن خود واقعی ما می گردد.به منظور کمک برای ایجاد فضایی مطلوب و دلنشین در محیط زندگی خود و بهره گیری هر چه بهتر از رنگ ها، لازم است اطلاعات گسترده تری درباره ارتباطات فردی خویش با رنگ ها نایل شویم و مواردی را درک کنیم که علاقه مندی یا بیزاری به رنگ های خاص را در مورد ما آشکار می سازد. با بذل توجه بیشتر به قدرت رنگ ها در خانه های خود ممکن است از آنچه به واسطه این کار نمایان می شود به شکلی خوشایند یا ناخوشایند غرق حیرت شویم. رسیدن به ترکیب رنگ مناسب در اتاق، لباس و یا هر مورد دیگر، نه فقط جلب توجه می کند که حالتی از اطمینان و آرامش را نیز القا می کند.
کار موثر با رنگ بیش از همه به تحریک حس خلاقیت نیازمند است. به دست آوردن یک ترکیب رنگ مناسب که درست با منظور و هدف فرد، منطبق باشد خود به نوعی «آفرینش» محسوب می شود.
برای بدست آوردن چیدمانی مناسب از رنگ ها در فضاهای داخلی گام های اولیه زیر ضروری است:


به کاربردن رنگ در فضاها و یا مبلمانی ساده معمولا نیازمند مهارت زیاد و گران قیمت نیست. یک طراح معماری خوب می تواند بسیاری از نیاز های محرک روانی با استفاده از مطالبی که گفته شد و اندکی خلاقیت در جهت رفاه مصرف کنند گان به کار گیرد؛ مخصوصابه وسیله گوناگونی و اجتناب از تک رنگ بودن.
 
1- آن مطلبی را که با زبان رنگ می خواهید به بیننده بگویید در اندیشه خود آماده داشته باشید. 2- یگ رنگ اصلی که سخن گوی پر قدرتی برای بیان آن مطلب باشد، پیدا کنید. 3- رنگ های دیگری که در اطراف آن می چینید، باید در هماهنگی کامل باشد. 4- آنگاه به عنوان یک رهبر طرح وارد شده و این بار سلیقه هنری خود را در چیدن این ابزار های فنی دخالت دهید.



طبقه بندی: دانش و معلومات هنری، دکوراسیون داخلی،
برچسب ها: دکوراسیون، دانش هنری،
[ شنبه 17 تیر 1391 ] [ 12:12 ب.ظ ] [ hoor o mahoor ]

جلوه کلی دکوراسیون برخی از خانه ها به دلیل وجود اشتباهات دکوراسیونی به دل نمی نشیند؛ همانطور که می دانید، طراحی داخلی خانه دارای قوانین خاص خود است که برای رسیدن به بهترین نتیجه باید این اصول را رعایت کنید. در این مطلب تعدادی از مهم ترین نبایدهای دکوراسیونی آورده شده است که با رعایت و انجام ندادن آنها می توانید به دکوراسیونی ایده آل و بدون اشتباه برسید و از زیبایی جلوه نهایی آن، لذت ببرید.
● چگونه نباید دکوراسیون کنیم
از انتخاب رنگ دیوارها در ابتدای کار طراحی اجتناب کنید. رنگ دیوار دارای تنوع زیادی است و شما به راحتی می توانید رنگ مورد نظرتان را انتخاب کنید. ابتدا باید به انتخاب رنگ و سبک عناصر گران تر که محدودیت دارند بپردازید و سپس دکوراسیون را بر مبنای آنها طراحی کنید.
از قالیچه منطقه ای خیلی کوچک استفاده نکنید. استفاده از قالیچه های بیش از حد کوچک، یکی از اشتباهات رایج دکوراسیونی است. قالیچه باید به اندازه ای بزرگ باشد که میز و دو پایه جلویی مبلمان روی آن قرار گیرد و تنها دو پایه پشتی مبل ها و کاناپه ها روی قالیچه نباشند.
لوستر را بیش از اندازه بالا نیاویزید. شما می خواهید فضای اتاق را نورپردازی کنید نه صرفا سقف اتاق را!

کارهایی که در تغییر دکوراسیون نباید انجام داد.

از نصب قاب ها و تابلوهای هنری در ارتفاع زیاد خودداری کنید. اغلب افراد تمایل دارند آثار هنری را بیشتر نزدیک به سقف بیاویزند در صورتی که این کار اشتباه محض است! قاب ها و تابلوها باید در سطح دید افراد به دیوار آویخته شوند.
از نصب پرده های کوتاه خودداری کنید. پرده در بهترین حالت باید دارای قدی تا روی زمین باشد، زیرا در این صورت جلوه فضا را شیک تر خواهد کرد. پرده های کوتاه سبب می شوند دیوارها کوتاه و ناخوشایند جلوه کنند.
از کوسن ها بیش از حد در دکوراسیون استفاده نکنید. درست است که کوسن ها از عناصر دکوراسیونی بسیار زیبا و تاثیرگذار هستند، اما این بدین معنی نیست که جای جای خانه را از کوسن پر کنید! زیرا در این صورت شما مجبور می شوید؛ برای نشستن روی صندلی ها و مبل ها یا دراز کشیدن روی تخت خواب برای دقایقی به برداشتن کوسن ها بپردازید تا جا برای خودتان خالی شود. بهترین نتیجه زمانی حاصل می شود که از هر عنصری به حد کافی استفاده کنید.
از کوسن های بیش از حد کوچک روی مبل های بزرگ استفاده نکنید زیرا عدم وجود تناسب سایزی سبب می شود کوسن روی مبل گم شود و تنها سبب تخریب جلوه کلی دکوراسیون خواهد شد.
از طراحی دکوراسیون های تم دار (موضوع دار) برای فضاها بپرهیزید. این نوع دکوراسیون ها قدیمی شده اند و خیلی زود یکنواخت و خسته کننده می شوند و به همین دلیل اقدامی مقرون به صرفه نیستند. اگر به موضوع خاصی علاقه دارید، برای مثال دکوراسیون جنگلی را دوست دارید، می توانید خیلی مختصر در قالب عنصری که دارای طرح های حیوانی است، مانند قالیچه هایی از پوست حیوانات؛ در دکوراسیون استفاده کنید.
راحتی را در اولویت قرار دهید و سبک را به آن ارجحیت ندهید. گاهی اوقات در برخی دکوراسیون ها عناصری با جلوه ای زیبا وجود دارند که اصلا راحت نیستند و همین، سبب ایجاد حس ناخوشایند در افراد می شود. قبل از اقدام به خرید، به کارآمدی وسیله توجه کنید.
تمام وسایل و عناصر را دورتادور دیوار قرار ندهید، زیرا فضا را سرد و خشک می کند. سعی کنید وسایل را کمی دورتر از دیوار و نزدیک تر به هم قرار دهید؛ زیرا در این صورت فضایی گرم تر و صمیمی تر به وجود خواهد آمد. این نکته در اتاق نشیمن بیش از هر جای دیگری اهمیت دارد.
تنها به وجود نورپردازی سقفی اکتفا نکنید. این نورپردازی هر چقدر هم که زیاد و لازم باشد اما به تنهایی برای یک دکوراسیون ایده آل کافی نیست. بهترین حالت این است که ترکیبی از نورپردازی کلی (سقفی)، کاربردی و متمرکز در دکوراسیون داشته باشید. استفاده از چراغ های رومیزی و همچنین زمینی نیز بسیار توصیه می شود.



طبقه بندی: دکوراسیون داخلی، دانش و معلومات هنری،
برچسب ها: دکوراسیون، دانش هنری،
[ چهارشنبه 14 تیر 1391 ] [ 10:57 ق.ظ ] [ hoor o mahoor ]
روانشناختی رنگ ها در دکوراسیون داخلی


 

شاید باورکردن آن برایتان کمی مشکل باشد، اما از لحاظ روان شناسی، رنگ ها تاثیرات مستقیمی روی حالا روانی، احساسات، تفکر، ادراک و حتی فیزیک بدن انسان می گذارند.
رنگ ها که اصلی ترین موضوع در دکوراسیون داخلی هستند بر خلاف سایر ملزومات در دکوراسیون، یک بعد انسانی دارند که نمی توان آن را نادیده گرفت.
هر کسی به طور ناخودآگاه با دیدن یک رنگ خاص لذت می برد و دچار احساسات دلپذیری می شود. گویی هربار که آن رنگ را می بیند، عطشی در درونش سیراب می شود. در واقع این رنگ نیاز درونی ماست و شاید خلائی که همیشه به دنبال جذب آن هستیم.
رنگ ها یک زبان بین المللی مشترک بین تمامی انسان ها هستند که احساسات را تحریک می کنند.
خانه ای که غرق رنگ های مناسب باشد همیشه تسکین دهنده آلام روحی و آرامش بخش است.
لوییز چسکین می گوید: «رنگ های مناسب موسیقی سکوت هستند و رنگ های نامناسب، آزاردهنده و ناراحت کننده اند.»
از این رو باید برای هر فضا رنگی متناسب با آن را به کار برد. به عنوان مثال برای اطاق خواب یا یک مرکز روان درمانی به هیچ عنوان نباید از رنگ های تند و گرم مانند قرمز و نارنجی به مقدار زیاد استفاده کرد؛ چون این رنگ ها باعث تهییج احساسات و افزایش ضربان قلب می شوند. بهتر است در این گونه فضاها از رنگ های نسبتا سرد و ملایم و آرامش بخش مانند سبز، آبی و سفید و یا ترکیب آن ها استفاده کنیم.
و یا برای یک اتاق نشیمن خانوادگی بهتر است از رنگ هایی که باعث افزایش حس صمیمیت و گرما می شوند استفاده کرد مانند رنگ های قهوه ای – طلایی – کرم – نارنجی و....
در واقع استفاده مناسب از رنگ ها می تواند تکنیکی باشد برای القاء حس دلخواه بصری به بیننده مانند حس آرامش، صمیمیت، هیجان، عشق و نفرت و یا حتی القاء حس بزرگتر و یا کوچک تر جلوه دادن فضا.
به همین ترتیب انواع فضاها مانند پذیرایی، ناهارخوری، آشپزخانه، اطاق کار و ورودی و... رنگ مناسب خود را می طلبند. برای استفاده درست و بجا از رنگ ها گریزی جز شناخت خواص ذاتی و روانشناختی آن ها نیست.
در دکوراسیون 12 رنگ موجود در دایره رنگ را دارا هستیم که این رنگ ها متشکل از:
1- رنگ های اصلی: زرد -قرمز-آبی
2- رنگ های مکمل یا درجه دو: بنفش – نارنجی – سبز (این رنگ ها از ترکیب دو رنگ اصلی ایجاد می شوند.)
3- رنگ های درجه سه: زرد سبز (فسفری) – سبز آبی (فیروزه ای ) – بنفش آبی (سرمه ای)- بنفش قرمز (ارغوانی) – قرمز نارنجی – زرد نارنجی (که این رنگ ها از ترکیب دو رنگ درجه دو یا یک رنگ اصلی ایجاد می شوند.)
بقیه رنگ ها که نامی از آن ها آورده نشده از ترکیب رنگ های بالا با رنگ های سیاه و سفید به وجود می آیند. رنگ های بنفش، بنفش آبی، آبی، سبز آبی، سبز و زرد سبز جزء خانواده رنگ های سرد و رنگ های زرد، زرد نارنجی، نارنجی، قرمز نارنجی، قرمز و بنفش قرمز جزء رنگ های گرم محسوب می شوند.
رنگ های گرم فشارخون و ضربان قلب را افزایش داده و باعث القاء حس گرما، هیجان و صمیمیت می شوند و بر عکس رنگ های سرد فشار خون و ضربان قلب را کاهش داده و باعث القاء حس سرما، آرامش و حتی رخوت می شوند.
اکنون به بررسی خصوصیات سه رنگ اصلی در دایره رنگ می پردازیم:
خصوصیات رنگ زرد: رنگ زرد رنگی است با توان پرتوافکنی زیاد که بیشتر پرتوهای دریافتی را بازتاب می کند. در افسانه های چینی زرد متعلق به پادشاهان بوده است. از سوی دیگر زرد رنگی است که به سبب همان پرتوافکنی زیادش ژرفا وعمق ندارد و برد آن نسبت به سایر رنگ ها زیاد است.
زرد انسان را بسیار فعال و پرحرارت می کند و در رنگ درمانی برای انسان های گوشه گیر، افسرده و بی تحرک، نشاط و فعالیت وحیات دوباره را به ارمغان می آورد. زرد روحیه بشری و خاکی بودن را دارد، اما استفاده زیاد از رنگ زرد می تواند آزاردهنده باشد و باعث ایجاد هیجان و اضطراب شود. اما آمیختن مقدار کمی سفید به آن از اثرات تندش می کاهد و آن را به رنگ شادی آوری مبدل می کند. زرد رنگ، موسیقی و آواز بلبل است. افرادی که به رنگ زرد علاقه مندند معمولا افرادی پرتحرک، خلاق، جاه طلب، محقق و بلندپرواز هستند.
خصوصیات رنگ آبی: رنگی است آرام، عمیق و متین و درون گرا، که بیننده را به سوی خود جذب می کند. رنگی خواب آور است که تسکین دهنده هیجانات درونی است. آبی در هنر کهن به منزله رنگی آسمانی و الهی و روحانی تعبیر شده است. متمرکز شدن در آبی ذهن را باز می کند و موجب تفکر و اندیشه می شود.
خصوصیات رنگ قرمز: این رنگ توان فعالیت زیادی دارد. از لحاظ فیزیکی می تواند ضربان قلب را تندتر و موجب تهییج احساسات شود. استفاده زیاد آن موجب آزار چشم ها می شود. طعم قرمز شیرین است. سرخ ؛ رنگ عشق، جوانی، آرمان، قدرت، شهادت و پیکار و حتی خشونت است. معمولا رنگ قرمز، رنگ حرارت، حادثه و خطر هشدار است. افرادی که به رنگ قرمز علاقه مندند، افرادی با شدت احساسات بالا، آرمانی، قدرتمند، عملگرا و معمولا تندمزاج هستند.


طبقه بندی: دکوراسیون داخلی، دانش و معلومات هنری،
برچسب ها: دانش هنری، دکوراسیون داخلی،
[ پنجشنبه 1 تیر 1391 ] [ 02:45 ب.ظ ] [ hoor o mahoor ]

     

اولین گروه از هنرمندانی که به نقاشی کودکان توجه کردند، اکسپرسیونیست‌های متقدم بودند. آنان به دلیل نزدیکی روحی و نوع کارکرد هنری‌شان در اواخر قرن نوزدهم به هنر کودکان به‌طور جدی اهمیت دادند. خصایصی که در نقاشی کودکان وجود دارد و برخی از آن ویژگی‌ها که در مکتب اکسپرسیونیسم حضور دارد، به طور اجمال عبارتند از:

کژنمایی واقعیت بیرونی، عدم اطاعت محض از طبیعت، عدم بهره‌وری از اصول و مفاهیم سنتی زیبایی‌شناسانه (غیر خلاق)، مبالغه و اغراق در صور طبیعی، نمادگرایی و پرداختن به عواطف درونی، رازپردازی‌های سوررئالیستی، دید رنگی، عواطف تند رنگی، هماهنگی‌های ناب تصویری عاری از صور عینی یا استعاری، پرداختن به انگیزش‌های آزاد ذهنی (هنری)، سپردن خویشتن خویش به نیروهای خلاق بیان شکل و رنگ، پرداختن به موضوع‌های خیالی، شاعرانه، افسانه‌ای و بیان قوی را در اختیار تجربه‌های ذهنی قرار دادن، هادی درونی ناهشیار، شوخ‌طبعی هنری، تمایل به انگیزش‌های خودجوش، بی‌خیالی شادمانه و متانت، بی‌مقصدی در خلق اثر هنری و نهایتاً تنها قانون آنان «ضرورت درونی».

شاید علت توجه پیروان مکتب اکسپرسیونیست‌ به نقاشی‌های کودکان با عنایت به کودکی درونشان باشد و این نزدیکی هنری و فعالیت‌های آگاهانه‌ی هنرمندان خلاق باعث نوعی نگرش جدید در جهان هنر شد و موجب ابداع مکاتب هنری در قرن بیستم گشت. رویین پاکباز در تعریف «نقاشی کودکان» چنین می‌نویسد : «نوعی بیان تجسمی خودانگیخته مربوط به کودکان و نوجوانان (تقریباً از ۵ تا ۱۵ سال) است که با هنر بدوی همانندی دارد.

با در نظر گرفتن محدوده‌ی هنر بچه‌ها، نوعی کمال احساس و بیان در آن قابل تشخیص است. در سده‌ی بیستم، همگام با ارزیابی‌های انگیزه‌های غریزی در فرآیند خلاقیت هنری، توجه به کیفیت‌های بارز رنگ و طرح در نقاشی‌ بچه‌ها نیز اهمیت یافته است. بسیاری از هنرمندان مدرن چون کله، پیکاسو و ماتیس عمیقاً تحت تأثیر بیان کودکانه قرار گرفته‌اند»(۱)

زمانی که هنرمندان بزرگی همچون کاندینسکی، کله، شاگال و بسیاری دیگر برای یافتن شیوه‌ی جدید در هنرهای تجسمی تلاش می‌کردند، و قصد این را داشتند که انقلابی تازه در هنرهای تجسمی به‌وجود آوردند و سنت‌های گذشته را درهم شکنند و طرحی نو دراندازند، به بیان کودکانه گرایش پیدا کردند. این نگاه نو که در ابتدا با واکنش‌های متعدد اجتماعی همراه بود در نهایت هر چه به انتهای بیستم حرکت می‌کرد، حقایق بیشتر کشف می‌شد و مسئله شفافیت عمیق‌تری می‌یافت و علت گرایش هنرمندان مطرح جهان و تئورسین‌های هنر نوین به سوی هنر کودکان آشکارتر می‌گشت.

در جهان معاصر ده‌ها سبک و مکتب هنری در ‌جهان هنر به منصه ظهور رسیده است و در بسیاری بیان ساده، بی‌آلایش و ابتدایی کودکانه مورد توجه قرار گرفته است. این رویکرد زمانی قوت گرفت که «نواندیشی» در هنرهای گوناگون ضرورتش بیشتر مشخص شد و هنرمندان بزرگی منابع الهام آثار خود را از نقاشی‌های کودکان یافتند.

پیکاسو برای منبع تخیل خود، آفریقا را کشف کرد و به‌دنبال آن تحقیقات مفصلی پیرامون هنر قبایل گوناگون آفریقایی، مکزیک، بربرها و انسان‌های بدوی و غارنشین انجام گرفت. این پژوهش‌های جدید ثابت کرد که هنر در قالب روحیات ملت‌ها و کیفیت تمدن‌ها به‌وجود می‌آید و برعهده‌ی نقاشان معاصر است که به تمامی این سبک‌های بیانی خلاق غیر مکشوف بپردازند و صادقانه اعتراف کنند که هنر را صرفاً آکادمی‌ها به هنرمندان نیاموخته‌ است بلکه بسیاری از منابع خلاقیت همچنان وجود دارند که کشف نشده‌اند.

در نتیجه هنرمندان به هنر کودکان برای دست‌یابی به بیانی تازه توجه کردند و آن را نوعی بیان هنری به شمار آوردند که دارای ویژگی‌های هنر انسان ابتدایی و سبکی همانند سبک هنرمندان نوپرداز آگاه امروز است. افزون بر این، هنرمندان خلاق معاصر به این نتیجه رسیدند که هنر خود را چون نقاشی‌های کودکان ساده و پر رمز و راز ارایه دهند، البته به شکلی اصیل‌تر و مؤثرتر تا شاید انعکاس واقعی ایده ی هنرمند باشد.

کودک به‌‌آسانی و بدون هیچ قید و بندی از احساس و برداشت خود سخن می‌گوید و آن را با خطوط و رنگ عرضه می‌دارد. لذا برخی از هنرمندان از این کارکرد، استفاده کردند و دلبسته‌ی آن شدند. از زبان آن‌ها بارها نقل شده است که: «هنری که هنرمند آگاه امروزی آرزوی رسیدن به آن را دارد، هنر کودکان است»(۲) هنری که در عالی‌ترین و در عین‌حال ساده‌ترین شکل خود، با ما به سخن می‌نشیند، هنری صادق. هنر کودکان در مقابل هنرهای دیگر یک ویژگی شاخص دارد. این خصلت مهم این است که هنر کودکان هنری است که هیچ تمدن و فرهنگی آن را پژمرده نساخته است. رؤیای دیرپای انسان برای بازگشت به روزگار کودکی و صداقت و رهایی است، رهایی از تأثیرات تمدن صنعتی.

ویژگی‌هایی را که مکتب رمانتیسم و انتزاع‌گرایان به ما ارایه داده‌اند، اوج تجلی آن در هنر بدوی و کودکانه نهفته است. اصولاً در قرن حاضر هنرمندان به هنری عنایت دارند که آمیزه‌ای از آگاهی و ناخودآگاهی است که در این خصوص کودک از دیگران پیشی گرفته است. «کبرا» نام گروهی است که در سال ۱۹۴۸ و توسط چندین تن از هنرمندان و منتقدان در پاریس شکل خاص خود را یافت. آپل، الشینسکی، یورن، دوبوفه و چند نمایشگاه و انتشار یک مجله کردند. گروه «کبری» در سال ۱۹۵۱ منحل شد اما در جریان بعدی هنر شمال اروپا اثری مهم برجای گذاشت.

شیوه‌ی این گروه «نواندیش» در هنر نقاشی، بهره‌‌گرفتن از سمبل‌ها در رنگ‌گذاری، بیان شاعرانه‌ی اشکال و زبان خاص هنر کودکان بود. لذا هنر معاصر شاهد تحولی است که در آن هنر هنرمند یک لحظه‌ی شاعرانه و شوق‌انگیز با حرکت سریع دست را تجربه می‌نمود و احساس خود را همچون نقاشان شرق دور بر روی سطح بوم یا کاغذ انتقال می‌داد.

در ماجرای کار خلاقه‌ی کودک، یک اتفاق بزرگ روی می‌دهد. این اتفاق بزرگ ارتباط کودک با اثرش است. او با کار خود به‌پیش می‌رود، به جایی که دیگر اثر، راهبر است و کودک خلق خودبخودی را آغاز می‌کند و هدایت‌گرِ ناهشیاری او را به‌سوی ناب‌ترین شکل‌ها و رنگ‌ها رهنمون می‌نماید.

این اتفاق را همه‌ی کودکان تجربه کرده‌اند و لحظات شیرینش را به‌یاد دارند، زمان حرکت و خلق کردن دقیقاً لحظه‌ی زیبایی است، برای کودک فعالیت‌های خلاق جزو پُرشعف‌ترین لحظات ناب زندگی است، این لحظه زمانی است که کودک کارش را با احساس و عاطفه آغاز می‌کند و با همان شور و شعف و احساس کاملاً شخصی به پایان می رساند.

فعالیت خلاق هنری کودکان و بزرگسالان در این نقطه شبیه به یکدیگر می‌شود. زمانی که انسانی ـ کودک یا بزرگ‌سال ـ به خلق هنری می‌پردازد، هنر و خلاقیت آن‌ها را با خودش می‌برد و احساسات ناب هنری است که به او می‌گویداین‌جا چه رنگی باشد یا چه شکلی و .... مدرنیست‌ها به دنبال این لحظات شعف‌انگیز هستند، امپرسیونیست‌ها و برخی از هنرمندان نوگرا به این بخش کودکی رسیده‌اند و نگرش کودکانه در اثرشان موج می‌زند، به همین دلیل دیدگاه آنان خاص و شخصی می‌گردد، که درک و فهم آن نیازمند تربیت ذهن و چشمانی مسلح به درک هنر می‌باشد. نقاشان مدرن ویژگی‌های خلاقه خود را از نوع نگرش منتقدانه نسبت به پیرامون و زمان خود به دست آورده‌اند.

آنان با استفاده از نیروی غیرقابل اجتناب و با عشقی نوین به‌دنبال کشف حقیقت بودند، آنان تنها به دیدن با چشم سر قانع نبودند، سایر توانایی‌های ذهنی، «چشم بصیرت» و تخیل کودکانه را با هم توأم کردند تا به درک مفاهیم درست مطالب دست یابند.

مشخصات و ویژگی‌هایی را که به طور خلاصه از مدرنیسم و مدرنیست‌ها برشمردیم، خصایصی بود که دنیا به آن ایمان آورده و آن را تلفیقی از تضادها و واقعیات جهان معاصر می‌پندارد.

کارشناسان هنر تعلیم و تربیت کودکان علت‌های زیادی برای کار خلاقه‌ی کودک قایل هستند که برخی از آن ها را برمی‌شمریم: کارشناسان هدف از نقاشی‌ها و فعالیت خلاقه‌ی کودکی را ارضای جنبه ی شخصی خود می‌پندارند و معتقد هستند که نقاشی کردن برای آنان به منزله‌ی بازی کردن است و آن را نوعی بازی و تصویر ذهنی هم خوانده‌اندو آنان د تحقیقات متعددی، اعتراف کرده‌اند که کودکان در حین نقاشی و کار خلاقه، به‌نوعی به تخلیه ی روانی و شخصی می‌رسند که در نهایت به پرورش جنبه‌های رشد و مهارتی می‌انجامد.

نقاشی و فعالیت‌های خلاقه در کودکان باعث رشد شناخت مواد متفاوت، رشد هوش، رشد زیست شناسی و شناسایی ساختارهای موجود می‌شود و نیز سبب کسب سازگاری با محیط و یافتن نگاه نو. کودکان با نقاشی کردن رویدادهای شخصی را بازسازی می‌کنند و تمایلات شخصی آنان ارضا می‌گردد

کودکان و هرگونه فعالیت‌های خلاقه دیگر در کودکان، حس تسلط، لذت بصری و حرکتی، ایجاد نظم ذهنی ابتدایی و مهم‌تر از همه‌ی این‌ها حس بسط اجتماعی و ارتباط با دیگران را سبب می‌شود، نهایتاً این که متخصصان تعلیم و تربیت هنر کودک، هدف آن‌ها را «آفرینش دنیای نمادین» می‌پندارند.

«و.د.وال»(۴) زبان کودکی را شامل اشاره‌ای، بیان تجسمی، نمونه‌پردازی و حرکات ژست و به‌کار بستند اعمال می‌داند. همچنین او اظهار می‌دارد که آرزوی کودک این است که بتواند آن‌چه را که احتیاج به گفتن دارد به وسیله‌ی رنگ و خطوط توصیف کند.

حال سؤال این است که ویژگی‌های مذکور که در هنر کودکان نهفته است، شامل «هنر بودن» می‌گردد یاخیر؟

منبع :tabadolnazar.com
آپامه ( www.apameh.com )




طبقه بندی: نقاشی کودکان، دانش و معلومات هنری،
برچسب ها: نقاشی کودکان، دانش هنری،
[ جمعه 25 آذر 1390 ] [ 09:31 ق.ظ ] [ hoor o mahoor ]

ارگونومی، کاربرد و مفهوم رنگ ها ارگونومی،کاربرد و مفهوم رنگها

مطالعه درباره ی رنگ ملاحظاتی را در زمینه های فیزیک، فیزیولوژی و روانشناسی پیش می آورد. شناخت و درک کردن بهتر رنگ ها می تواند در زندگی روزمره و یا شغلی شما تأثیرات فراوانی داشته باشد. آیا تا به حال دقت کرده اید که چرا شرکت های تبلیغاتی و طراحان خودرو از اشکال و شمایل به خصوصی استفاده می کنند؟ دلیلش این است که یک تأثیر روانی در ورای رنگ ها وجود دارد که شما را جذب آن می کند.

▪ ماهیت رنگ:

هررنگ محصول بازتاب محدوده ای از طیف نور سفید به چشم ماست. به طور مثال همه رنگ های طیف نورسفید پس از تابیدن به گل سرخ جذب می شوند به جز رنگ قرمز که به سوی چشم ما منعکس می شود.

• رنگ ها چگونه به وجود می آیند؟

رنگ ها در نور به وجود می آیند. نور خورشید بی رنگ است و رنگین کمان نشان می دهد که تمام رنگ های در نور سفید وجود دارند. نور از خورشید می آید و به اشیاء برخورد می کند و از شیء به چشم و بعد از آن به مغز می رسد. دقیق ترین تعریف علمی رنگ این است که رنگ یک انعکاس مرئی است که در اثر عبور یا انتشار یا بازتاب ترکیب رنگ ها توسط اشیا به وجود می آید.

▪ اقسام رنگ:

به طور کلی رنگ ها به سه دسته اصلی تقسیم می شوند:

۱) رنگ های خنثی

۲) رنگ های گرم

۳) رنگ های سرد

▪ رنگ های خنثی:

رنگ های خنثی رنگ هایی هستند که در طیف رنگی وجود نداشته و از ترکیب رنگ های دیگر به وجود می آیند و می توانند اثرات مثبت یا منفی داشته باشند. سیاه، سفید، خاکستری، بژ و قهوه ای رنگ های خنثی هستند.

▪ رنگ های گرم:

رنگ های گرم محرک سیستم عصبی بوده و احساسات را تشدید می کنند. این دسته از رنگ ها به وضوح قابل رویت بوده و موجب جلب توجه می گردند. رنگ های قرمز، نارنجی، زرد، سبز و ارغوانی رنگ های گرم هستند.

▪ رنگ های سرد:

رنگ های سرد رنگ های آرامش بخش هستند و هارمونی آن ها در محیط های مختلف بیش تر است و زیاد درچشم نیستند. رنگ های آبی، نیلی، سبز از جمله رنگ های سرد هستند.

▪ کاربرد رنگ در ارگونومی:

رنگ ها بخشی از زندگی ما هستند. تأثیر رنگ بر زندگی بیش از حد تصور انسان است، تنها گوشه ای از اثر آن را در روحیات، کار، خستگی، حوادث، هنر و ادراک انسان مشاهده می کنیم. باتوجه به اثرات بسیار رنگ در سیستم های مختلف و نقش آن در طراحی و توسعه سیستم های انسانی، ارگونومی و مطالعه ی ویژگی های رنگ ها، اثرات آن بر انسان و روانشناسی او و فرآیند دریافت و تحلیل رنگ ها، برای مهندسان صنایع و طراحان سیستم های صنعتی-خدماتی لازم است. پژوهش دانشمندان نشان می دهد، رنگ ها همان گونه که بر روح و روان آدمی تأثیرات گوناگونی می گذارند، جسم او را نیز تحت تأثیر قرار می دهند.

▪ رنگ و زندگی حرفه ای:

الف) رنگ و لباس های اداری: لباسی به رنگ خاکستری تیره، مشکی یا آبی سیر بپوشید تا شخصی موفق، آگاه و جدی بنظر برسید. پیراهن سفید و ساده احترام و رسمیت را برای شما به ارمغان خواهد آورد. پیراهن بژ و یا غیر سفید، چهره محافظه کارانه ملایم تری را از شما ارائه خواهد نمود.

ب) رنگ و دفتر کار: دیوارهای آبی کمرنگ نسبت به سفید بیشتر تولید آرامش نموده و بیشتر جلب توجه می کند. اسباب اثاثیه زرشکی یا ارغوانی تیره محیط کارشما رامجلل جلوه خواهد داد.

پ) ارتباط و وابستگی: اگر دقت کرده باشید لباس افراد پلیس و نظامی معمولاً برنگ آبی یا سبز تیره انتخاب می شود چون این رنگ ها نشانه قدرت و ابهت می باشند. در بیمارستان ها معمولا" از ملافه و البسه سبز کمرنگ استفاده می شود. چرا که این رنگ اثری تسکین دهنده و آرامش بخش دارد.

ت) مزایای تبلیغاتی: رستوران ها و اغذیه فروشی ها اغلب برای جلب توجه بیشتر از رنگ های قرمز و زرد استفاده می کنند. این گونه رنگ ها به وضوح دیده می شوند و بیشتر به یاد مردم می مانند.

▪ رنگ و طراحی:

معمولاً دکمه های حساس و اعلان خطر و یا اهرم های توقف اضطراری، به رنگ قرمز می باشند. برعکس رنگ سبز نشانه عبور و امنیت است. در طراحی بسیاری از وسایل به کاربردن رنگ های مختلف در قسمت های گوناگون برای گویاتر ساختن وظایف، امری اجتناب ناپذیر است.

▪ رنگ و ساختمان:

به کاربردن رنگ های سرد برای اجزای اتاق خواب مکانی به دور از تنش و آرامش بخش را برای خوابی شیرین برای شما فراهم می کند. دیوارهای اتاق خواب را برای ایجاد آرامش به رنگ های سرد و ملایم مانند آبی رنگ آمیزی کنید. رنگ سفید و یا کرمی برای قسمت پذیرایی و نشیمن می تواند موجب راحتی اعصاب گردد.

- در نمای بیرونی ساختمان ها اگر از دو رنگ متضاد (روشن و تیره) استفاده شود موجب زیبا تر شدن نما می شود.

- درساختمان های تجاری و اداری استفاده از رنگ سفید، قرمز تیره و نارنجی توصیه می شود.

▪ رنگ و خودرو:

اتومبیل مشکی نشانه تمایل به گمنامی است. برخی رنگ های به خصوص، به ویژه آبی و قرمز حاکی از خودنما بودن راننده است. انتخاب رنگ نقره ای یا طلایی می تواند بیانگر ثروت و دارایی باشد. رنگ سفید نشانه ی صلح و آرامش و شادی است و رنگ سبز نشانه ی آرامش و احتیاط شما می باشد.

▪ رنگ و زنان:

خانم ها همواره در هر زمینه ای به دنبال فانتزی ترین رنگ هستند: خودروی آلبالویی قرمز، جعبه کادوی صورتی، عروسک سفید و.... زنان نسبت به افرادی که به رنگ آبی لباس می پوشند احساس راحتی و اعتماد بیشتری می کنند. به خانم ها یک شاخه رز قرمز به نشانه عشق و علاقه بدهید تا بهترین تأثیر را از لحاظ عاطفی بر آنان بگذارید.

▪ رنگ در طراحی وب:

یک صفحه وب نیز باید بتواند علاوه بر انتقال مطالب، احساس طراح وب آن صفحه را نیز بیان کند. این کار را رنگ ها در طراحی وب انجام می دهند. آراستگی ظاهری جسم اکثر اجسام در معرض عوامل مخرب محیطی، نظیر شرایط جوی و آلودگی هوا، مواد ساینده، روغن و گرد وغبار، هستند. دراغلب موارد نمی توان از آلودگی سطح اجسام جلوگیری کرد، در این شرایط می توان با بهره گیری از ترکیب مناسب رنگ ها، اثر آلودگی و کثیفی را در جسم کم کرد. سه روش برخورد با رنگ دراین مواقع وجود دارد:

۱) رنگی را انتخاب کنیم که با رنگ عوامل آلوده کننده، سازگار باشد؛ در این روش، هدف این است تا جسم مستعمل به نظرنیاید.

۲) رنگی انتخاب شود که حتی درصورت اختلاط جسم با عوامل آلوده کننده، همچنان ظاهری قابل قبول داشته باشد. رنگ های یشمی و خاکستری از این دسته رنگ ها هستند.

۳) رنگی انتخاب شود که به محض آلوده شدن، ظاهری ناخوشایند پیدا کند و استفاده کننده را مجبور کند که جسم را به سرعت تمیز کند. هویت و شناسایی اجسام خاصی تنها با برخی رنگ ها شناخته می شوند؛ مثلاً درخودروها، رنگ زرد اغلب تداعی کننده ی تاکسی، در ذهن بیننده است. در طراحی اجسام این مورد بسیار مهم است. رنگ درمانی رنگ درمانی یا درمان دردها به وسیله رنگ ها مقوله ایست که به علم پزشکی پیشرفته امروزی مربوط می شود، درد در بدن انسان ایجاد می شود و و درمانش نیز در خود انسان و در جهان هستی است. لذا تأثیر پذیری از رنگ ها برای درمان مشکلات فیزیکی و روانی مقوله ایست که امروزه درمیان روانشناسان تثبیت شده و از این طریق بسیاری از مشکلات را درک می نمایند و تلاش وافری در رفع آن می کنند.

منبع: http://www.maghaleh.net/content-۱۳۱۴.html
طراحی صنعتی ایران ( www.newdesign.ir )




طبقه بندی: دانش و معلومات هنری،
برچسب ها: رنگ، دانش هنری،
[ یکشنبه 20 آذر 1390 ] [ 02:11 ب.ظ ] [ hoor o mahoor ]

تاریخچه تصویرسازی:

آدمیزاد از هزاران سال پیش میدانسته که می تواند به کمک ابزار تصویر بسیاری از مفاهیم را خوب وخوبتر منتقل کند . مفاهیمی که واژه هایی برای آنها وجود نداشته ، واگر داشته ،رسایی کافی نداشته است حتّی به یاری واژه های متعدد توصیفی وقیدی .
قدیمیترین خطها ،تصویرهایی بوده که انسانها برای ارسال پیام وبیان مقاصد واهداف ونظرات،یا بیان عواطف واحساسات خود ،بر دیواره های غارها ،تنه ی درختان ، یا برسنگها تصویر میکردند.

• تاریخچه تصویرسازی در جهان:

تصویرسازی در طول تاریخ چیزی جز روایت گری تصویری یا داستان پردازی تصویری نبوده است. اما شروع داستان سرایی به صورت مکتوب خود با آغاز تمدن های اسطوره ای وپیدایش اشکال خطوط نوشتاری ( که قدیمیترین آنها خطوط تصویری مانند خط هیروگلیف مصری وخطوط میخی باستان از قبیل خط سومری و عیلامی) بوده است که به کمک آنها افسانه هـــــای اساطیری در کتیبه های سنگی و مهرها یا پاپیروس نوشته می شد . در خلال تمام آن تصاویر داستانهایی در مورد خلقت جهان و انسان ،نیروهای مافوق طبیعی وراز تولد ومرگ و جهان ماورا موجود بود که در پلانهای داستانی به هم مربوط میشدند . هنر تصویرسازی قبل از پیدایش خط در دوران پارینه سنگی و میان سنگی در نمونه هایی مثل نقاشی غارها مثل غارهای لاسکو و التامیرا و غار میر ملاس در لرستان چیزی جز نقاشی جادویی نبوده است . درآن دوران نقوش در ارتباط با انتقال جادویی قدرتهای مرموز جهان طبیعت به درون زندگی جمعی انسانها در موقع شکار برای سیطره بر قدرت حیوانات در مواقع دیگر به همراه مراسم ورقصهای آیینی به منظور چیرگی بر قدرتهای تخریب گر طبیعت یا ظاهر کردن باران وامثالهم به تصویر کشیده می شدند.

سپس به تدریج در دوران نوسنگی با به وجود آمدن کشاورزی ودامپروری وظهور هسته های اولیّه زندگی اجتماعی انسان در شهرها وتوتم های افسانه ای ( علامتهای مقدس ) وحماسه ها شکل می گیرند وتصویر سازی به همراه متون کتابهای مقدس ( مانند انجیل عهد عتیق و انجیل عهد جدید ) وسیله ای می شود برای بازگو کردن روایتهای مذهبی وداستانهای پیامبران ومردمان هم عصر آنها وتجسم چهره های ادیسه وفرشتگان و رویارویی نیروهای خیر وشر.
درمشرق زمین مثلاًدر سرزمین چین تصویرسازی باز گویی نمادین گونه نقوش بود و به تدریج تحت تأثیر تعلیمات فرزانگانی چون کنفسیوس و لائوتسه پس از دورانها تصویرسازی حکایتی اندرزگونه وپرداختی شاعرانه از پدیده های طبیعی می شود.

• تاریخچه تصویرسازی در ایران:

در سرزمین ایران درسنت نقاشی مینیاتور پس از دوره عباسی (مکتب بین المللی عباسی ) سلجوقی (مکتب سلجوقی تا دوره تیموریان مکتب هرات ) و سپس آغاز عصر نوین در عهد صفویّه (مکتب تبریز و قزوین و اصفهان ) نقوش تصویری روایی (دارای محتوی داستان ) راوی قصص وحکایتهای منظوم شعرگونه بوده اند .
آثار منظومی چون مقامات حریری ورقه و گلشاه ،کلیله ودمنه ودیوانهای اشعار چون شاهنامه وداستانهای عاشقانه در منظومه هایی مثل خمسه نظامی که در این ها تصاویربیانگرمضامین داستانی موجود در اشعار می باشند.سپس دردوره صد ساله اخیر تصویرسازی معاصر در سبکهای قهوه خانه ای و سقا خانه ای دیگر بار داستانهای حماسی شاهنامه در پرده سازی و حکایت های مذهبی مانند داستانهای مربوط به واقعه کربلا به تصویر کشیده شدند .

• انواع متون داستانی :

متون داستانی بر اساس دو مولفه:
۱) شخصیّت قهرمان وقهرمان پردازی.
۲) محیط وفضای داستان تقسیم میشوند که شامل : اسطوره ،رمانس (داستانهای دیو وپری )، محاکات (تقلیدی اندرزگونه ازنوع برتر وفروتر) ،طنزآمیز می باشند.

• پیدایش تصویرسازی گرافیکی در غرب:

پایه ریزی طراحی گرافیکی در دهه ۱۹۲۰ به وسیله لاسلو ماهولی ناگی و یان تاشی کولد انجام گرفت .
آنها در کتابی به نام تایپوگرافی جدید استانداردهای جدیدی رادرجهت ستایش سازه های ماشینی درتصاویر فتوگرافیک طرح ریزی کردند .و از این پس شاخه ای به نام طراحی محض از تصویرگری داستانی جدا شد و گسترش یافت.

توسعه دوربین عکاسی به عنوان یک ابزار ثبت در اواخر قرن نوزدهم میلادی بسیاری از هنرمندان را از مسئولیّت واقعه نگاری رهایی بخشید ،دوربین جزئیات محیط بیرونی را ثبت میکرد واز این طریق هنرمندان را به جستجوی ذهن وگستره های نهان مجاز کرد ابتدا به وسیله نهضت امپرسیونیسم (اصالت دریافت حسی ) وسپس اکسپرسیونیسم (اصالت بیان) هنرمندان آن قرن از سخت گیریهای رئالیسم (واقع گرایی ) آکادمیک رهایی یافتند و پوسته های حفاظتی را از احساسات خود به کناری افکندند.
سپس در اوایل قرن بیستم به وسیله کوبیست ها فهم جدیدی از روابط فضایی و زمانی و گسترش تکنیکی در هنرهای تجسمی پا گرفت و رفته رفته به واسطه وسایل جدید ارتباطات نظیر رادیو تصاویر متحرک ونهایتاً تلوزیون خصیصه های بصری جدید در حوزه تبلیغات برای فروش کالاهـا و تجارت شکل گرفت .در اواسط قرن نوزدهم تصویرسازی فقط به منظور اهداف روزنامه نگاری به کارگرفته شد اما از دهه ۱۸۷۰ به بعد طراحی تصویرسازانه به شکل جدیدی که همانا ترکیبی از تایپ ورسّامی بود به وسیله ژول شره در پوسترهای تبلیغاتی تغییر یافت .حروف نگاری او در هماهنگی با تصاویر سحر انگیز و رنگارنگ و مملو از تأثیرات حسی (امپرسیون) طراحی می شدند .
پوسترهای او پیشاهنگ نهضت جدیدی به نام آرت نووه (هنر جدید) شد که توسط فرم های اندام وار (ارگانیک) زاده شده و از ماشین برای دنیای جدید مصرف تعریف می شد . سپس این سبک گرافیکی توسط افراد دیگری چون تولوز لوترک و آلفونز موکا پی گیری شد و در دهه اول قرن بیستم طراحی تصویرسازانه با سبک جدیدی که پوسترهای (شی واره) نامیده می شد ابتدا در آلمان وسپس در انگلستان و فرانسه و ایتالیا ادامه یافت.
این سبک ابتدا توسط (لوسیان برنارد) هنرمند آلمانی با طرد عناصر غیر ضروری تصویری و نوشتاری به نفع صورت پردازی از یک شی یا موضوع تبلیغی شکل گرفت .چنین پوسترهایی معمولاً فقط با علامت تجاری کالا به جای متن ارائه می شدند. آن پوسترها که از لحاظ زیبایی شناختی گیرا وبه لحاظ تجاری موفق بوده اند وحدت عمیقی از رسّامی وطراحی را به نمایش میگذارند. پوسترهای برنارد برای کمپانی پریستر مچ مصادیقی بودند برای قدرت تصویر ونوشتار طراحی شده در یک مجموعه موزون.

در طی سالیان نخستین قرن بیستم تصویرسازی وعکس با وزن و ارزشی یکسان البته در ارتباط با متن نیاز و بودجه ای خاص استفاده می شدند. عکس بهترین وسیله برای نشان دادن واقعیت بود در حالی که تصویرسازی برای افسانه پردازی و قهرمان پردازی از یک کالا یا یک ایده مناسب تر بود و چنین چیزی یک استراتژی (روش راهبردی دراز مدت) معمول برای فروش بود خصوصاً در ایالات متحده که رقابت برای کالاهای بیشتر سرعت بیشتری نسبت به اروپا داشت این روش تا نیمه اول قرن بیستم ادامه داشت.
ما بین دو جنگ جهانی واقع گرایی در هنرهای زیبا و کاربردی آمریکا بالاترین مرتبه را داشت. در حالیکه اروپاییان به سمت تصاویر انتزاعی و ماشین واره پیش می رفتند.حتی در اروپا دو رویکرد به صورت موازی (گهگاه ادغام شده)ظاهر شد یکی خالص ودیگری دکوراتیو.

ساده کردن فـــرم در بعضی از هنرهای کاربردی معمول گشت که تحت تاثیر جنبشهای ایدئولوژیک و مکتبهای هنر مدرن قرار داشتند . چنین امری مشتمل بر بکارگیری کولاژهای تصویری و تجزیه فرمهای نوشتاری به عنوان عناصر طراحی که همانا سمبل عصر ماشین بودند می باشند.رویکردی که هم فتوریست های ایتالیایی وهم دستیل های هلندی و سازه گراهای روسی و اروپای شرقی و هم چنین باهاوس آلمانی را در بر می گرفت .
تصویرسازیهای (ال لیستیزکی) برای کتاب اشعار انقلاب (ولادیمرمایاکوفسکی)با عنوان (برای صدا) مثال بسیار خوبی است برای یک تصویر سازی غیر تزیینی که در آن سمبلهای گرافیکی هم برای همراهی با متن و هم به لحاظ زیبایی شناسی طراحی استفاده شده است .به عنوان یک شیوه متفاوت و تجاری در مقابل رویکرد مدرن ،طراحان ،یک نوع شیوه گرایی استیلیزه (سبکی) را در آثار متنوعی به کار گرفتند که در آن موقع با عنوان (هنر مدرن یا مدرنستیک) یا عامه آن به عنوان (آرت دکو) نامیده می شد.
در اواخر دهه ۲۰ واویل دهه۳۰ یک نوع آمیزه ویژهای از مدرن ومدرنه توسط پوستر سازان فرانسوی به نامهای (ای-ام کاساندر) (ژان کارلو) (چارلزلوپو) و دیگران ظهور کرد. تبلیغات آنها به طور مشخص،طراحی تصویر سازانه آن روزگار را به خوبی مجسم می ساخت که در خلال آنها شیوه های متعددی برای ترکیب تایپ و گرافیک و تصاویر نقاشانه به چشم می خورد .

منبع : سایت نگارخانه ایرانی




طبقه بندی: دانش و معلومات هنری، گرافیک،
برچسب ها: تصویر سازی، دانش هنری،
[ دوشنبه 7 آذر 1390 ] [ 08:14 ب.ظ ] [ hoor o mahoor ]

 

فرش تاریخى بهارستان که به افسانه شبیه است، نمونه‌اى از هنر رنگسازى و رنگرزى ایران است. همچنین فرش بهار خسرو که در قصیر تیسفون بوده است، همان...

رنگ‌هاى سنتى ایران

موقعیت اقلیمى سرزمین ایران سبب گردید که دانش رنگ مانند سایر علوم و حرفه‌ها با آمیزش ذوق و قریحهٔ ایرانى به‌صورت دانش سنتى و فرهنگ سنتى سینه به سینه نقل شود و از نسلى به نسل دیگر انتقال یابد.

با مرورى در تاریخ رنگ و نقاشى و سایر هنرها درمى‌یابیم که ایرانیان در بکارگیرى رنگ و نقش و نگار از کیفیت ممتاز ویژه‌اى برخوردار بوده‌آند و در دوران قبل و بعد از اسلام آثار گرانبها و بسیارى از خود برجاى نهاده‌اند و با اکتشافات خود صنایع رنگرزى و رنگسازى را رونق و قوت بخشیدند.

رنگ‌هاى سنتى ایران قبل از اسلام

در ایران پیش از اسلام، ایرانیان‌ از صنایع رنگ و رنگرزى آگاهى داشته‌اند و نمونه‌هایى از آثار باستانى ایران که اشیاء رنگ شده است، بدست آمده است. در تاریخ ویل دورانت گفته شده که در کاوش‌هاى شوش نقش دیوارى بدست‌ آمده که از تماشاى نقش چنین برمى‌آید که تیراندازان جامه‌هاى درخشان بر تن داشته‌آند که از چند رنگ تشکیل شده است. قطعات پارچه‌هاى نمد رنگی، مربوط به دورهٔ هخامنشیان، نمونه‌اى از حضور این عنصر در دوران‌هاى اولیه تاریخى است.

فرش تاریخى بهارستان که به افسانه شبیه است، نمونه‌اى از هنر رنگسازى و رنگرزى ایران است. همچنین فرش بهار خسرو که در قصر تیسفون بوده است، همان قالى بهارستان مى‌باشد. این نمونه از آثار با عظمت هنر نساجى و رنگرزى ایران در دوران قبل از اسلام است.

رنگ‌هاى سنتى ایران پس از اسلام

اهمیت رنگ و نقش آن بعد از اسلام همچنان مورد توجه بوده است. و این فن مانند قبل از اسلام رونق داشته و به‌تدریج کامل‌تر شده است. گرچه نفوذ و تمدن آسیا و اروپا نقش اساسى در یادگیرى ایرانیان از هنرهاى مربوط به رنگ وجود داشته، اما این دانش با ذوق و استعداد ایرانى به‌صورت دانشى سنتى و فرهنگ سنتى سینه به سینه منتقل شده و حفظ گردیده و دستخوش تحوّل گردیده است.

پس از حملهٔ مغول به ایران و حکومت تیموریان فعالیت رنگرزى متوقف گردید؛ اما در اواخر این دوران، رونق اولیه به‌دست آمد و بعد در آغاز دوران صفویه به اوج درخشش و عظمت رسید.

عناصرى که ایرانیان در رنگرزى و رنگ‌آمیزى بکار مى‌برده‌اند، گِل یا خاک‌رس، زاج، روناس، نیل، و صمغ حاصل از درختان و پوست و میوه درختان مانند گردو و انار، کاه، حنا، برگ مو و عصاره لیمو و نظایر این‌ها بوده است که در حال حاضر نیز بکار مى‌رود که به رنگ‌هاى طبیعى شهرت دارند. در قرن‌هاى دهم و یازدهم هجرى و نیز در گوشه و کنار جهان، فرش‌هایى وجود دارد که شاهکار مسلم فن طراحى و رنگ‌آمیزى و رنگرزى ایرانیان است.

از قرن دوازدهم تا پایان قرن سیزدهم هجری، یکى از درخشان‌ترین ادوار در هنر رنگ و قلمکار براى ایران بوده است. نقش زدن بر پارچه به‌و‌سیله قالب از همان زمان آغاز گردید. و بزرگان و توانگران جامه‌هاى قلمکار فاخر مى‌پوشیده‌اند. یراق و زیور اسب‌ها رنگین بوده و خیمه و خرگاه از پارچه پرنقش و جالب بوده است. بکار بردن پرده، پوشاندن دیوار با پارچه‌هاى قلمکار، ساختن طاق‌نصرت‌ها و گذرگاه‌ها با پارچه‌هاى رنگین و زیبا، زیراندازهاى قلمکار و سجاده، رومیزی، بقچه نوعروسان و زنان، همه و همه نمونه‌هایى از مهارت هنرمندان ایرانى در صنعت رنگ و نقاشى و چپ پارچه است.

در کارگاه قلمکارسازى رنگ‌هاى طبیعى بکار مى‌رفته، که گیاهى بوده است. در صنایع رنگرزى پوست تا قرن نوزده میلادی، پوست‌هاى گوسفندان با رنگ‌هاى گیاهى و به رنگ‌هاى زرد شفاف، قرمز و بنفش، رنگ مى‌شده.

دربارهٔ رنگ کردن کاغذ، در رسالهٔ مدادالخطوط میرعلى هروى و رسالهٔ صراط‌السطور سخن به میان آمده و از بکار بردن دوده و صمغ عربی، مازو، حنا، برگ مورد، نشا درو زعفران ذکر شده است و در ساختن شنجرف از زاج و گل ختمی، موى سر، سبوس، برنج، گوگرد، سیماب، کبریت، آب‌انار، سریشم، سرکه انگور، آب ماست، دوغ، صمغ که همه مواد طبیعى است نام برده شده است.

منبع: vista.ir




طبقه بندی: دانش و معلومات هنری،
برچسب ها: رنگ، دانش هنری،
[ چهارشنبه 25 آبان 1390 ] [ 08:02 ق.ظ ] [ hoor o mahoor ]

 رنگ عاملی مهم در طراحی فضا:
رنگ ها می توانند به شیوه های مختلف تاثیراتی بنیادین در زندگی بر جای گذارند که از جمله مهم ترین آنها می توان به تاثیر آنها بر احساسات اشاره کرد. جهانی که انسان در آن زندگی می کند، متشکل از هزاران رنگ و تونالیته های مختلفی است که موجودات و اشیا را برای ما جذاب تر و حتی به گونه ای معنوی، عمیق تر نشان می دهند. هر کدام به سبب ویژگی های شیمیایی و روانشناسانه ای که دارا هستند، منبع مهمی از انرژی، در جهت فزونی سلامت و نشاط روح و روان در انسان ها به شمار می روند. جهانی تک رنگ، با تونالیته های محدودی را با طبیعت اطراف خویش مقایسه کنید و یا خود ساکن شهری سیاه و سفید بدانید، بدون هیچ کنتراستی و هیجانی. معنای زندگی تغییر یافته و سردی و مردگی بر همه جا حاکم می شود. فضایی بی روح و عاری از هر جنب و جوشی که تشنه جرعه ای رنگ است. مساله رنگ به سبب تاثیرات مهم روانشناسانه اش، در مقوله شهر و فضاهای معماری امری مهم به شمار می رود؛ تا بدانجا که تخصصی با عنوان رنگ بندی و رنگ شناسی فضاهای شهری در بین هنرمندان مطرح شده است. هماهنگی در رنگ مثل هماهنگی در نت های موسیقی است و از اهمیت ویژه ای در ایجاد هارمونی مناسب و چشم نواز به مانند قطعه موسیقی برخوردار است.
برای رسیدن به اهدافی همچون کارکرد مناسب، زیبایی بصری، هارمونی فضایی، و تأثیر محیطی و روانی مؤثر و مثبت در طراحی داخلی، مستلزم استفاده هماهنگ، منسجم، معنی‎دار و زیبا از عناصر طراحی است. در یک طرح مطلوب همه عناصر و اجزاء در نسبت به تاثیرات کیفی و معنایی که به فضا اعمال می کنند در ارتباطی تنگاتنگ با هم قرار دارند. بر این اساس، موفقیت هر طرح بستگی کامل به چگونگی ترکیب عناصر و الگوهای سه‎بعدی فضا دارد. تجربه سالیان دراز کار با رنگ ثابت کرده است که رنگ ها نیز مثل انسان ها، از جهات مختلف با یکدیگر مرتبط اند و سلیقه ها و صفات مشترکی دارند و یا برعکس ناهموان و متضاد یکدیگرند. شاید تصور کنید که نارنجی و سرخ متضاد همند، در حالی که در دایره رنگ کنار هم قرار می گیرند و دارای هارمونی هستند. خریدن یک دایره رنگ، که در آن نحوه ارتباط رنگ ها و چیدمان آنها و رنگ های مکمل مشخص شده است و در اکثر فروشگاه های لوازم هنری وجود دارد، با ارزش است تا قبل از خریدن زرد گریپ فوروتی و سبز زیتونی برای رنگ کردن اتاق خواب، نگاهی به آن بیندازیم.
رنگ بندی اتاق ها و استفاده از مصالحی که بتواند خصوصیات رنگی و بافت مورد نظر ما را برآورده سازد بسیار مهم و در عین حال قدرت اعمال نفوذ بر تغییرات کالبدی فضا را نیز داراست؛ کارهایی که برای تعدیل و تقسیم بندی دیواره های رنگی انجام می گیرند می تواند به عنوان ایده ای برای تعیین کالبد فیزیکی فضای نیز عمل کند و جنبه های کاربردی طراحی را با معیارهای زیباشناختی همراه سازیم. به عنوان مثال مساله روشنایی و استفاده از نور طبیعی در طراحی یک اتاق بسیار مهم است ولی نحوه کنترل نور، انتخاب رنگ و مصالحی که نور را از خود عبور می دهند به خلاقیت و قدرت طراح در ایجاد هماهنگی که وی بین کارکرد روشنایی اتاق و مطلوبیت فضا بستگی دارد.
استفاده از چرخه رنگ، روشی مطمئن برای یافتن رنگ های متناسب با رنگ مورد نظر ماست. چرخه رنگ متشکل از دوازده رنگ است که سه رنگ قرمز، زرد و آبی در آن رنگ های اولیه و رنگ های میان آنها به عنوان رنگ های ثانویه شناخته می شوند. هر رنگ در این چرخه می تواند با رنگ های کناری خود که رنگ های هم خانواده اش محسوب می شوند و همچنین رنگ مقابلش که رنگ مکمل آن است به خوبی ترکیب شده نتیجه ای زیبا و موزون بیافریند. استفاده از رنگ های هم خانواده که در چرخه رنگ در کنار هم قرار گرفته و به اصطلاح همسایه هستند ترکیبی ملایم و هماهنگ را ایجاد می کند که نگاه بیننده را به راحتی از یکی به دیگری رهنمون می شود. استفاده از یک رنگ با میزان کمی از رنگ مکمل آن چنانچه به درستی و در اندازه های صحیح صورت گرفته باشد نتیجه ای درخشان و چشمگیر می آفریند و بر جذابیت مجموعه رنگی حاضر می افزاید و مانع غالب شدن کامل یک رنگ بر فضای اتاق می شود.
چنین عواملی در انتخاب رنگ برای بناها، دکوراسیون داخلی و مبلمان فضا، رویکرد های مختلفی را در طراحی ایجاد می کند. رنگ یکی از عوامل تعیین کنند سبک و سیاقی است که بدان طریق با محیط پیرامون خود ارتباط بر قرار می کنیم و بیشتر از هر عامل مستقل دیگری می تواند فضای کسالت بار و یکنواخت اطراف را به مکانی روح بخش مبدل سازد. عوض کردن رنگ دیوار ها می تواند بیش از تغییر مبلمان یا حتی ساختار یک اتاق، نتایج چشم گیری به بار آورد. تا کنون خانه های بسیاری به رنگ بژ و کرمی و تنالیته های آن رنگ آمیزی شده اند و رنگ استاندارد معمول برای خانه های جدید مگنولیایی است اما باید تصور نمود که در شرایط مختلف اجتماعی و به خصوص اقلیمی، چگونه باید از این رنگ ها استفاده کرد و یا دیوار هایی به رنگ های ملایم و نامحسوس مثل استخوانی، برای زندگی کردن بسیار مناسبند؛ اما ایجاد کنتراست در آنها با انتخاب رنگ های خاص در لوازم جانبی منزل و روکش ها و رومبلی ها باعث روح بخشی به فضا می شود.
برای آنکه بتوانیم ارتباطی درست میان طبیعت خود با دکوراسیون داخلی خانه برقرا سازیم، باید بیاموزیم که ترس از متفاوت بودن با سایرین را از خود برانیم؛ مشکلی که امروزه بسیار با آن در گیریم و بسیاری از طراحی های معماری و داخلی را تحت الشعاع قرار می دهد. نمی توان در جامعه ای سیاه و سفید، تفکری رنگی داشت و فردایی بهتر را تصور کرد. غالبا خود را در حصاری از رنگ هایی به تحمیل عرف و جامعه «معقول» و «بی روح» و بی رمق قرار می دهیم، رنگ هایی که مانع از بروز احساسات و نمایان شدن خود واقعی ما می گردد.به منظور کمک برای ایجاد فضایی مطلوب و دلنشین در محیط زندگی خود و بهره گیری هر چه بهتر از رنگ ها، لازم است اطلاعات گسترده تری درباره ارتباطات فردی خویش با رنگ ها نایل شویم و مواردی را درک کنیم که علاقه مندی یا بیزاری به رنگ های خاص را در مورد ما آشکار می سازد. با بذل توجه بیشتر به قدرت رنگ ها در خانه های خود ممکن است از آنچه به واسطه این کار نمایان می شود به شکلی خوشایند یا ناخوشایند غرق حیرت شویم. رسیدن به ترکیب رنگ مناسب در اتاق، لباس و یا هر مورد دیگر، نه فقط جلب توجه می کند که حالتی از اطمینان و آرامش را نیز القا می کند.
کار موثر با رنگ بیش از همه به تحریک حس خلاقیت نیازمند است. به دست آوردن یک ترکیب رنگ مناسب که درست با منظور و هدف فرد، منطبق باشد خود به نوعی «آفرینش» محسوب می شود.
برای بدست آوردن چیدمانی مناسب از رنگ ها در فضاهای داخلی گام های اولیه زیر ضروری است:
۱) آن مطلبی را که با زبان رنگ می خواهید به بیننده بگویید در اندیشه خود آماده داشته باشید.
۲) یگ رنگ اصلی که سخن گوی پر قدرتی برای بیان آن مطلب باشد، پیدا کنید.
۳) رنگ های دیگری که در اطراف آن می چینید، باید در هماهنگی کامل باشد.
۴) آنگاه به عنوان یک رهبر طرح وارد شده و این بار سلیقه هنری خود را در چیدن این ابزار های فنی دخالت دهید.
به کاربردن رنگ در فضاها و یا مبلمانی ساده معمولا نیازمند مهارت زیاد و گران قیمت نیست. یک طراح معماری خوب می تواند بسیاری از نیاز های محرک روانی با استفاده از مطالبی که گفته شد و اندکی خلاقیت در جهت رفاه مصرف کنند گان به کار گیرد؛ مخصوصابه وسیله گوناگونی و اجتناب از تک رنگ بودن.

منبع :سایت نگارخانه ایرانی




طبقه بندی: دانش و معلومات هنری،
برچسب ها: طراحی داخلی، رنگ، دانش هنری،
[ دوشنبه 9 آبان 1390 ] [ 06:00 ب.ظ ] [ hoor o mahoor ]

سبک‌ کوبیسم    سبک کوبیسم

کوبیسم (به فرانسوی: Cubisme) یا حجم‌گری٬ یکی از سبک‌های هنری است.
کوبیسم در فاصله سال‌های ۱۹۰۸-۱۹۰۷ به عنوان سبکی جدی در نقاشی و تا حد محدودتری در مجسمه‌سازی ظهور کرد،که از نقاط عطف هنر غرب به شمار می‌آید.

ریشه واژه کوبیسم

واژه کوبیسم از ریشه Cube به مکعب اخذ شده‌است. این واژه را نخستین بار وکسل (Vauxcelles) منتقد هنری بکاربرد که نشانگر درک سطحی وی از این هنر در آن زمان است.
دوید هاکنی در کنفرانس دانشگاه هاروارد در ۶ فوریه ۱۹۸۶ در این مورد می گوید:
امروزه کلمه کوبیسم برای آنچه که براکس و پیکاسو انجام دادند عبارت بسیار سیه روز و بد گزینش شده ای است. در واقع این را وکسل، منتقد معروف، پایه گذاشت. او داشت اتفاقی را که افتاده بود درک می کرد و فکر می کرد کوبیسم یعنی مکعب ها و سطح ها. و این برچسبی بود که دیگر به آن زده شده بود. کوبیسم ماجرای مکعب ها نیست. این یک دید ساده انگارانه معمولی است که بشنویم کوبیسم از راه نوعی هندسه به تجرید (آبستراکسیون) می رسد.
برگرفته از ترجمه لیلی گلستان از کتاب پیکاسو نوشته دوید هاگنی.

معرفی

کوبیستها کوشش می‌کنند تا کلیت یک پدیده (وجوه مختلف یک شیء) را در آن واحد در یک سطح دو بعدی عرضه کنند، کوبیسم از این جهت مدعی رئالیسم بود، ولی نه رئالیسم بصری و امپرسیونیستی بلکه رئالیسم مفهومی.آنها همچنین در تلاش بودند تا ذهنیت خود را از اشیا و موجودات به صورت اشکال هندسی بیان کنند.از این رو آنچه را که در واقعیت است به گونه‌ای که در چشمان ما قابل رویت است نمی‌بینیم.

مراحل

کوبیسم به دو مرحله تقسیم می‌شود:
کوبیسم تحلیلی از نقاشی های سال های 1909 تا 1911 پیکاسو و ژرژ براک نشأت گرفته است که موضوعات آن معمولاً اشیا درون آتلیه بودند. گیتار و آکاردئون براک اولین نقاشی از این سبک به شمار می آید.
کوبیسم ترکیبی۱۴-۱۹۱۲

تأثیرات

این سبک جنبشی خلاق و زایا را به وجود آورد که به پیدایش حرکت‌ها و سبک‌های فراوانی در قرن بیستم منتهی شد،که از آن جمله فوتوریسم،اورفیسم،پوریسم(ناب گرایی)و ورتیسم را می‌توان نام برد.
کوبیسم را تحت تأثیر نقاشی های سزان می دانند، البته براک و پیکاسو کوبیسم را کاری نو در نقاشی می دانستند، همان طور که پیکاسو در سال 1939 گفته بود که «آنها به دنبال زبانی نو بودند»
صرف نظر از تعلق خاطر پیکاسو و براک به امپرسیونیس و استفاده از جهان بیرون به عنوان موضوع، آنها از این نظریه سورا و سزان نیز تبعیت می کردند که برای تأثیرگذاری یک نقاشیی باید شکل و شمایل اشیا و فضای انها را در بوم دگرگون کرد.
آنها همچنین با پرداختن به بخش کوچکی از جهان واقعی ، محدود ساختن نقش مایه ها به موضوعات داخل آتلیه و پرهیز از فضای آزاد، تنوع اندک مضامین و مهم بود طرز بیان در برابر موضوع و محتوا، کرایشات سمبولیستی خود را نشان می دادند.

هنرمندان

بجز ژرژ براک و پابلو پیکاسو که از آنها به عنوان آفرینندگان این سبک یاد شده، خوان گریس بخصوص پس از این دو و درغالب کوبیسم ترکیبی به خلق آثاری پرداخت یکی ار مشهورترین آثار نقاشی دنیا، گورنیکا، اثر پیکاسو و در سبک کوبیسم است.

دلایل موفقیت

دلایل موفقیت و اقبال کوبیسم را می توان موارد زیر اعلام کرد: شروع جنبش در مرکز هنری آن زمان، پاریس. گروهی از هنرمندان پرشور که به دنبال زبانی نو بودند. نویسندگان و شاعرانی که با توضیحات و تفاسیر خود در گسترش این زبان نو دخیل بودند. عرضه کردن طیف وسیعی از آزادی ها برای هنرمند مانند آزادی از بازنمایی دقیق واقعیت و آزادی در پرداختن به زبانی نو برای بیان دیدگاه های نو
جُستارهای وابسته
سبک‌های نگارگری

ماخذ:
لینتون، نوربرت. هنر مدرن. ترجمه علی رامین. نشر نی. تهران. ۱۳۸۲. ISBN 964-312-667-6
سیر هنر در تاریخ
دیوید هاکنی/ ترجمه لیلی گلستان: پیکاسو(مجموعه هنرهای تجسمی)، نشر پژوهش فرزان روز. تهران 1381. شابک 9-150-321-964
منبع: http://fa.wikipedia.org




طبقه بندی: دانش و معلومات هنری،
برچسب ها: سبک، کوبیسم، دانش هنری،
[ سه شنبه 3 آبان 1390 ] [ 09:05 ق.ظ ] [ hoor o mahoor ]

پست مدرنیسم دوره زمانی پیچیده یا یک مجموعه اندیشه هاست ،که از میان مطالعات دانشگاهی در محدوده زمانی میانه ۱۹۸۰سربرآورد.

تعریف نمودن پست مدرنیسم بسیار دشوار است زیرا این پدیده در گستره وسیعی از انظباطهای اجتماعی ، محدوده های مطالعاتی ، کلیات هنر، معماری ، موسیقی ، فیلم ، ادبیات ، روانشناسی، ارتباطات ، سبکها و تکنولوژی ظهور کرد و تاریخ آغاز آنرا نیز به طور دقیق نمی توان بیان نمود. بهترین راه برای شناخت پست مدرنیسم ، مطالعه درباره مدرنیسم است که می توان آنرا رشد یا برون رفت از مدرنیسم دانست.

پست مدرنیسم دوره زمانی پیچیده یا یک مجموعه اندیشه هاست ، که از میان مطالعات دانشگاهی در محدوده زمانی میانه ۱۹۸۰سربرآورد. تعریف نمودن پست مدرنیسم بسیار دشوار است زیرا این پدیده در گستره وسیعی از انظباطهای اجتماعی ، محدوده های مطالعاتی ، کلیات هنر، معماری ، موسیقی ، فیلم ، ادبیات ، روانشناسی، ارتباطات ، سبکها و تکنولوژی ظهور کرد و تاریخ آغاز آنرا نیز به طور دقیق نمی توان بیان نمود. بهترین راه برای شناخت پست مدرنیسم ، مطالعه درباره مدرنیسم است که می توان آنرا رشد یا برون رفت از مدرنیسم دانست. مدرنیسم از دو منظر یا دو شیوه تعریف قابل بررسی است که هر دوی آنها برای فهم پست مدرنیسم ضروری است. اولین منظرتعریفی مدرنیسم ، از زیبایی شناسی حرکت با برچسب نوگرائی است که تقریبا با اندیشه های غربی قرن بیستم ( هرچند که در پیدایش فرم در قرن نوزهم ریشه دارد) مجاور و هم راستاست. مدرنیسم همانطور که می دانید ، حرکت هنرهای بصری ، موسیقی ، ادبیات و تئاتر، ازاستانداردها و بنیانهای ویکتوریایی قدیمی در ارتباط با چیستی هنر ، جایگاه مصرفی هنر، هدف و مقصود آن است . این دوره که به سالهای ( ۱۹۱۰ الی ۱۹۳۰ ) محدود است،‌ " های مدرنیسم " نام دارد . در این دوره به ادبیات کمک فراوانی در جهت بازتعریف شعر و داستان صورت گرفت . "ولف" ، "جویس"، "الیوت" ، " پوند" ، " استیونس" ، " پروست" ، "مالارمه"، "کافکا" و " ریلکه " موسسان اندیشگی مدرنیسم قرن بیستم محسوب می شوند. از منظر ادبیات مشخصات اصلی مدرنیسم عبارتند از:

۱ ) تاکید بر امپرسیون و سوبژکتیویته (دریافت گری، ذهنیت) در نوشتار و نیز هنرهای بصری . تاکید بر " چه کسی" می بیند ( یا می خواند یا خودش را ادراک میکند) و... در تناسب با اینکه چه چیزی مورد ادراک واقع شده است. جریان سیال ذهن مثالی از این دسته است.

۲) بوجود آمدن یک حرکت خارج از آشکارسازی ابژکتیویته ، مشروط به قصه گویی شخص ثالث دانای کل ، صراحت و تاکید بر نشان دادن وضعیتهای اخلاقی . قصه گوهای چندگانه " فالکنر" از نمونه این آثاراین دوره از مدرنیسم اند.

۳) شکل گیری یک ابهام و عدم وضوح میان انواع ادبی چونان شعری که بیشتر مستند است و نثری که شاعرانه است. مانند آثار " ولف" و "جویس" .

۴) تاکید بر گسیختگی فرمها و اشکال داستانی و دیدگاه های اتفاقی . کولاژی از مواد متفاوت .

۵) یک گرایش به بازتاب یا خودآگاهی درباره تولید اثر هنری .

۶) دوری از گسترش زیبایی شناسی رسمی با توجه به التفات به طرح های مینیمالیستی. ( مانند اشعار "ویلیام کارول ویلیام" و اجتناب از زیبایی شناسی های فرمال در سطحی وسیع به نفع خلق و کشف و آفرینش.

۷) رد تمایز میان فرهنگ فرادستی و فرهنگ فرودستی یا فرهنگ مردمی . همچنین در ارتباط مواد مورد استفاده در تولید ، توزیع اثر هنری به عنوان کالایی مصرفی .

پست مدرنیسم مانند مدرنیسم ، همین اندیشه ها را امتداد می دهد. رد محدوده های میان فرمهای هنری سطح بالا و پائین. رد تمایزهای انواع ادبی ، رجعت به تقلید از آثار اساتید گذشته ، ادا و اطوار هنری و ادبی ، طنز و بازیگوشی بعضی مشخصات آنست. هنر پست مدرن و نیز تفکر آن توجه زیادی به بازتاب و خودآگاهی ، تجزیه و انفصال ( مخصوصا در ساختار داستان) ، ابهام ، همزمانی ، و تاکید روی ضد ساختارگرائی ، عدم تمرکز و موضوعات غیر انسان مدارانه است. در حالیکه به نظر می رسد که پست مدرنیسم بسیار شبیه مدرنیسم است ، نگرش آن هر چه بیشتر به سمتی می رود که تفاوتهایش را آشکار کند. برای مثال مدرنیسم تمایل به ارائه دادن دیدگاهی جزئی نگر در ارتباط با سوبژکتیویته و تاریخ دارد ( برای این مورد "تفکر بایر" ، یا" به سوی خانه نورانی" اثر" وولف") . اما این تمایل به جزئی کردن ساختارها ، چیزی حزن انگیز است . سوگواری برای چیزی است که گویا گم شده است. بسیاری از آثار مدرنیستی سعی در حمایت از این اندیشه دارند که هنر می تواند وحدت ، انسجام ، و معناداری را که در زندگی مدرن گم شده است فراهم نماید. هنر می تواند کاری را که هیچ نهاد بشری قادر به انجام آن نشده است را عملی نماید. در مقابل ، پست مدرنیسم ، نه تنها برای این ایده تجزیه گرائی و عدم انسجام وبیقاعدگی ، سوگواری نمی کند ، بلکه آنرا جشن می گیرد. جهان بی معناست ؟ پس بیایید وانمود کنیم که هنر می تواند معناها را بسازد. بیایید با بی معنا ها بازی کنیم. تماشای ارتباط میان مدرنیسم و پست مدرنیسم به روشن شدن تمایزات میان آنها کمک فزاینده ای می کند. مطابق اندیشه " فردریک جیمسون" ، مدرنیسم و پست مدرنیسم ، فرمهای فرهنگی هستند که مراحل خاصی از نظام سرمایه داری را همراهی می کنند. خطوط اصلی نظریات او در بیان سه مرحله مقدماتی سرمایه داری دستوراتی مبنی بر اعمال خاص فرهنگی است. شامل انواع هنر و ادبیات که تولیدات محسوب می شوند. اولین مرحله ، سرمایه داری بازار است که در اواخر قرن هجدهم و قرن نوزدهم در اروپای غربی ، انگلستان و ایالات متحده ( ونیز تمام کره زمین) روی داد. اولین فاز مرتبط شدن با توسعه تکنولوژی ، ماشین بخار و نیز با یک نوع زیبایی شناسی خاص به نام رئالیسم بود. مرحله دوم از اواخر نیمه دوم قرن نوزدهم ( همزمان با جنگ جهانی دوم ) روی داد . این فاز، سرمایه داری انحصارنامیده می شود که وابسته به الکتریسیته و موتورهای درون سوز و نوگرائی و تجدد بود. سومین مرحله ، که هم اکنون نیز در آن هستیم ، سرمایه داری مصرف یا چند ملیتی است که تاکید آن بر بازاریابی، فروشندگی و مصرف کالا( نه بر تولید آنها) همبسته با تجدد و وابسته به فن آوری هسته ای و الکترونیکی است.

منظر دوم تعریف پست مدرنیسم ، مانند ضوابط و شرایط شیوه های تولید و فن آوری است اما خاستگاه آن بیشتر از جامعه شناسی ، ادبیات و تاریخ هنر می آید. با این تعریف که پست مدرنیسم نگرشی اجتماعی – تاریخی است که تمایل به تضاد داشتن با مدرنیته از خود نشان می دهد.

• تفاوت در چیست؟

مدرنیته عموما به نهضت های وسیع قرن بیستم نظر دارد و مدرنیته ، به مجموعه ای از قراردادها و اندیشه های فلسفی ، سیاسی ، اخلاقی که پایه های زیبایی شناسانه جنبه های مدرنیسم را فراهم می آورند اشاره دارد. مدرنیته قدیمی تر از مدرنیسم بوده و برچسب نوگرایی را بر خود حمل مینماید. اولین گفتمان اجتماعی است که مفهوم آن جدا شدن از دوره قبلی که بر آن برچسب "قدیمی" خورده بود. محققان به راستی نمی توانند تمایز دقیق دوره مدرن و ماقبل آن را معلوم نمایند و آنچه مدرن است را از آنچه مدرن نیست متمایز کنند. عموما دوره مدرن وابسته به روشنفکری اروپایی در حدود اواسط قرن هجدهم پدیدار گشته است. بعضی از تاریخ نویسان آن را در حدود رنسانس و قبل تر بازگشت می دهند. ایده های اصلی روشنفکری ، بسیار شبیه ایده های اندیشگی اومانیسم هستند. " جین فلکس" در مقالات خود در مقام بحث در مورد مشخصات اصلی ایده های روشنفکری نکات زیر را مطرح می سازد:

۱) اساسا در آنجا یک امر ثابت ، منسجم و آگاه به خودش وجود دارد که هوشیار ، عقلانی و مستقل است .

۲) این خود ، خودش و جهان را از طریق دلیل و راسیونالیسم مورد ارزیابی قرار داده و بالاترین عملکرد ذهن را در همین امر می داند.

۳) شیوه شناخت بوسیله خود ابژکتیو عقلانی ، تولید علم می کند ، چیزی که می تواند حقایق راجع به جهان را بدون توجه به وضعیت های شخصی شناسنده ، فراهم نماید.

۴) دانش تولید شده بوسیله علم حقیقی و جاویدان است.

۵) دانش- حقیقت بوسیله علم ( بوسیله عقلانیت ابژکتیو) تولید شده ، همیشه رو به پیشرفت و کمال طی مسیر خواهد نمود. همه نهاد های انسانی و اعمال قابل تجزیه ، اصلاح و بهبودی بوسیله دلیل- ابژکتیویته هستند.

۶) دلیل ، قاضی نهایی است که حقیقت دارد بنابراین چیزی است که راست و خوب است .( چیزی قانونی و اخلاقی) آزادی شامل پیروی از قوانینی که متکی به دانشهای کشف شده توسط دلیل هستند ، می باشد.

۷) در جهانی که دلیل حکومت می کند ، همیشه حقیقت ، همان خوبی و راستی است ( و زیبایی) ؛ و آنجا میان حقیقت و راستی تضادی نیست.

۸) علوم باعث پایداری اشکال مفید اجتماعی هستند. علوم ، خنثی و ابژکتیو هستند. دانشمندان کسانی هستند که ظرفیتهای بی طرف عقلانی تولید می کنند و قوانینی را پدید می آورند که تابع قدرت یا پول نیستند.

۹) تولید و انتشار زبان و یا هر گونه بیان کارکردی ، باید عقلانی و برای عقلانی بودن باید شفاف و واضح باشد. بازنمائی جهانی باشد که ذهن متکی به عقل مشاهده می کند. آنجا مابین ابژه ها و ادراکات باید یک ارتباط قوی و ابژکتیو وجود داشته باشد و ما عادت داریم آنها را دال و مدلول بنامیم.

اینها بعضی مقدمات بنیادین اومانیسم و یا مدرنیسم هستند. و برای اقامه دلایل و توجیه و توضیحات تقریبی ساختارهای اجتماعی ، نهاد ها شامل دموکراسی ، قانون، علم ، اخلاق و یا زیبایی شناسی کاربرد دارند.

مدرنیته اساسا در ارتباط با نظام مند نمودن و عقلانیت ، استدلال های عقلانی و خلق نظاماتی خارج از هرج ومرج است. با ایجاد و رشد خردگرایی موجبات رشد نظم نیز فراهم می آید و جامعه منظم تر ، عقلانی تر عمل می نماید. زیرا مدرنیته درباره روند سیر صعودی سطوح نظم یافته است و جوامع مدرن دائما در حال تقابل هرچیزی هستند که ممکن است در نظم اختلال ایجاد کند و برچسب " ضد نظم" بر آن زده شده باشد. بدینگونه جوامع مدرن به تاسیس یک مقابله دوتایی مکرر مابین نظم و بی نظمی اعتماد می کنند. بطوریکه اصل بر برتری نظم قرار دارد. برای نیل به این هدف آنها باید چیزهایی برای بازنمایی بی نظمی داشته باشند. بدینگونه جوامع مدرن مرتبا مجبور آفرینش- ساخت اختلال هستند. در این جوامع ، یکی از دیگری در ارتباط با مخالفتهای دوگانه ، بی نظمی خوانده می شود. مانند: غیر سفید پوست ،غیر مرد ، غیر علاقه مند به جنس مخالف ، غیر بهداشتی ، غیر عقلی و... اختلال محسوب می شود و در واقع بخشی از جوامع عقلانی مدرن حذف می گردد.

روشهای جامعه مدرن به سمت ایجاد طبقات دوگانه با برچسب " نظم" و "بی نظمی" پیش رفته و باید آن را دائمی نماید. فرانسیس لیوتار دوام و توتالیته یا سیستم توتالیتر( فکر کنید به ایده " دریدا "درباره توتالیته بعنوان سلامت یا کامل کننده سیستمها) را مساوی فرض می کند. توتالیته و بقاء و دوام و همچنین نظم از نظرگاه لیوتار در جامعه مدرن از طریق معنای " روایت های کلان" یا " روایتهای اصلی" حمایت می شود که واگویه هایی درباره اعتقادات ، باورها و اعمال یک فرهنگ هستند. افسانه دموکراسی که به نسبت بقیه روشنترین ( عقلانی ترین) فرم دولت را تاسیس می کند که منجر به خوشبختی جهان شمول انسانها خواهد شد. طبق نظر لیوتار هر سیستم ایدئولوژیک یا مرام خاص روایت متعلق به خود دارد. برای مثال ، " روایت کلان" در مارکسیسم این است که سرمایه داری سقوط خواهد کرد و بالنتیجه جهانی سوسیالیستی آرمانی پدید خواهد آمد. ممکن است شما فکر کنید " روایت های کلان " نوعی " متا تئوری" یا " متا ایدئولوژی" است . یک ایدوئولوژی که توضیح دهنده عقاید و اندیشه های آنست .

داستانی که باورهای سیستمهای موجود را بازگو می نماید. لیوتار پیشنهاد می کند که تمامی جنبه های جامعه مدرن شامل علم بعنوان فرمی ابتدائی از دانش ، وابسته به این " روایت های کلان" هستند. پست مدرنیسم ، نقد این " روایت های کلان " و افسون زدائی از آنهاست که از تناقضات در سیستم اجتماعی و باورهای بی ثبات و متناقض آن پرده بر می دارد. به عبارت دیگر همه تلاشها برای آفرینش نظم ، به همان اندازه تقاضای آفرینش بی نظمی است. اما یک " روایت کلان" ساختار طبقاتی را بوسیله این توصیف که : " بی نظمی" واقعیتی آشفته و بد و"نظم " واقعیتی عقلانی و خوب است ، می پوشاند. پست مدرنیسم " روایت های کلان" را رد می کند و در عوض از "روایتهای کوچک" که توضیح عقاید کوچک و محلی هستند به نسبت مقیاسهای بین المللی و مفاهیم جهانی ، حمایت می کند که همیشه موضعی ، موقت ، اتفاقی بوده و مدعی عمومیت سازی ، دلایل عقلانی یا دوام نیستند . از دیگر جنبه های روشنفکری که در بالا در شماره ۹ ذکر گردید ، بیانگر این عقیده است که زبان شفاف و گویاست و لغات منحصرا افکار و اشیاء را باز می نمایانند و عملکرد دیگری ندارند. جامعه مدرن وابسته به این عقیده است که همواره " دال " ها به " مدلول " ها اشاره می کنند و اصالت واقعی با " مدلول" هاست. دالها در نقطه مدلول حیاتشان پایان می یابد و ناپدید می شوند. برای جامعه پست مدرن ، تنها سطح این ماجرا مورد پسند است بدون عمق یعنی تنها دالها اصالت دارند بدون مدلولها . دیگر روش برای توضیح آن ، طبق نظر " بودریلارد" اینست که در جامعه پست مدرن ، ارجینالها وجود ندارند و تنها کپی ها یا "شباهت سازی " ها وجود دارند. برای تقریب به ذهن قدری تامل کنید که مثلا در نقاشی، هزاران کپی از آثار " ونگوک" وجود دارد اما تنها یک اثر ارجینال و دارای بالاترین ارزش ( مخصوصا به لحاظ مالی) است .

برعکس یک اثر موسیقی بارها و بارها تکثیر می شود و تقریبا همه این کپی ها نیز هم ارزش هستند. شباهت سازی بودریلارد ناظر بر مفهوم واقعیت مجازی است ، واقعیتی که بوسیله شباهت سازی آفریده می شود برای جایی که هیچ اصلی در آن وجود ندارد. مخصوصا بازی های کامپیوتری و سیمولاتورها نمونه های خوبی از این واقعیت مجازی هستند. در نهایت پست مدرنیسم ، با سئوالاتی از سازمان دانش مربوط شده است . در جامعه مدرن ، دانش با علم برابر دانسته شده بود و با روایت در تضاد بود. علم ، دانش خوب بود و افسانه و روایت چیزی بد ، بدوی ، غیر عقلانی ( و مرتبط با زنان ، کودکان و مردمان دیوانه) تلقی می شد. به هر حال دانش امری خوب بود . شخصی که دانش را از طریق آموزش حاصل می کرد ، آگاهی های عمومی بدست می آورد که از او فردی تحصیل کرده می ساخت. در جامعه پست مدرن ، جنبه های کارکردی دانش بر ذات دانش برتری و تفوق یافت. خط و مشی آموزشی در این دوره بر مهارت تاکید دارد نه بر کمال مطلوب مبهم اومانیسم . تاکید بر این سئوال است که : شما می خواهید با درجه علمی اتان چکار کنید ؟

نه تنها دانش در جامعه پست مدرن به وسیله سودمندی و کاربرد مشخص می شود، بلکه در توزیع ، چیدمان و نیز ذخیره آن نیز با جامعه مدرن متفاوت است. پیدایش فن آوری های الکترونیک کامپیوتردر شیوه های تولید ، و توزیع و مصرف در جامعه بکلی دگرگون شده است. بعضی استدلال می کنند پست مدرنیسم از ۱۹۶۰ با پیشرفت تکنولوژی کامپیوتری به عنوان عامل قدرتمند در عرصه زندگی اجتماعی همبسته است. در جوامع پست مدرن ، چیزهایی که وجود خارجی ندارند ، به فرمهای شناخته شده ترجمه و در یک کامپیوتر ذخیره شده اند و چیزهایی که قابل دیجیتالی شدن نیستند از لیست دانش حذف می شوند. در این پارادایم ، متضاد دانش ، " جهل" نیست و هر چیز که واجد شرایط نیست ، "اختلال " محسوب نمی شود. لیوتار می گوید : سئوالات مهم در جامعه پست مدرن عبارتند از :" چه کسی تصمیم گیرنده است ؟ دانش چیست ؟ اختلال چیست؟ چه کسی دانا محسوب می شود؟ ضرورتهای تصمیم گیرنده بودن چیست؟"

تصمیمات راجع به صلاحیت ها ، دانش مدرن و اومانیسم را درگیر نمی کند. برای مثال : شناسایی دانش حقیقی ( یک ویژگی تکنیکی است) یا خوبی یاعدالت ( یک ویژگی اخلاقی است) یا زیبایی ( ویژگی زیبایی شناسانه است) . لیوتار بحث می کند که دانش یک بازی زبانی است ( اشاره به نظریه ویتگنشتاین). جزئیات این بازی در بحث ما جائی ندارد اما لیوتار آنرا شرح داده است. سئوالات بسیاری در اینجا مطرح می شود که یکی از مهمترین آنها اینست که اساسا سیاست ، بغرنج ومبهم است یا بسیار ساده و حرکت به سمت تجزیه ، سودمندی و بی ثباتی چیزها ، امری خوب است یا بد ؟ پاسخهای زیادی در عصر ما به این سئوالات داده شده است . به نظر می رسد که نوعی تمایل بازگشت به ماقبل پست مدرن ( مدرن- اومانیسم – روشنفکری) در گروه های سیاسیون محافظه کار ، فلاسفه و مذهبیون دیده می شود. در حقیقت یکی از نتایج پست مدرنیسم طغیان برضد بنیادهای دینی بعنوان فرمی از مقاومت بر ضد " روایت های کلان" است. این آشکارترین نفی روایتها در غرب است که نمونه های زیادی را به خود اختصاص می دهد. در این تقابل بنیادگرایی و محافظه کاری وتجدد ، ممکن است توجیه مناسبی در جهت توجیه تمایل پست مدرنیسم به جذب آزادی هاو رادیکال ها باشد . تئوری های فمیینستی جایگاه قابل توجهی در پست مدرنیسم پیدا کرده اند نیز می تواند شاهد دیگری بر این مدعا باشد که " ساروپ" و "فلکس" و " بوتلر" همگی به آن اشاره کرده اند. به نظر می رسد در سطحی دیگر ، پست مدرنیسم ، الحاق فرهنگ مصرفی جهانی را پیشنهاد می کند به نحوی که اقلام کالاها و اشکال دانشها به دور از هر نوع کنترل فردگرایانه در اختیار قرار می گیرند. این آلترناتیوها بر تفکر همه اعمال( یا تلاشهای اجتماعی ) ، ملزومات محلی، محدوده ها و علاقه های جزئی اما موثر بوسیله نفی روایتهای کلان ( شبیه آزاد سازی طبقه کارگر) متمرکز می شوند . سیاستهای پست مدرنیستی راهی برای تئوریزه کردن وضعیتهای محلی غیرقابل پیش بینی و سیال از طریق ترغیب به گرایشات جهانی است. از این رو شعار سیاست پست مدرن میتواند " تفکر جهانی ، عمل محلی" بدون نگرانی در ارتباط با برنامه ریزی های کلان باشد.

Dr. Mary Klages
ترجمه : رضا رفیعی راد
The Flax article referred to is Jane Flax, "Postmodernism and Gender
Relations in Feminist Theory," in Linda J. Nicholson, ed.,
Feminism/Postmodernism, Routledge, ۱۹۹۰.
The Sarup article referred to is Chapter ۶, "Lyotard and Postmodernism," in
Madan Sarup&#۰۳۹;s An Introductory Guide to Post-Structuralism and
Postmodernism, University of Georgia Press, ۱۹۹۳.




طبقه بندی: دانش و معلومات هنری،
برچسب ها: پست مدرنیسم، دانش هنری،
[ جمعه 29 مهر 1390 ] [ 05:57 ب.ظ ] [ hoor o mahoor ]

این تکنیک بر پایه ی ویژگی ناسازگاری روغن و آب به وجود آمده است . درست همانند چسب نواری کاغذی یا روزنامه چسبانده شده بر روی سطح بخشهایی از نقاشی که اجازه نمی دهد رنگ بر روی این قسمت های سطح نقاشی مالیده شده یا نفوذ کند مداد شمعی یا شمع هم تقریباً چنین خاصیتی دارد اما تأثیرات به وجود آمده از آن کاملاً متفاوت است .
انجام این روش بسیار آسان است : با یک شمع یا هر نوع مداد شمعی روغنی بی رنگ دیگری در مناطق مورد نظر کاغذ خطوطی می کشیم و سپس بر روی این خطوط یک لایه رنگ آکریلیک رقیق شده با آب می مالیم .
رنگ بر روی منطقه ی با شمع خط خطی شده سر می خورد و جذب کاغذ می شود و در نتیجه یک منطقه ی لکه لکه ای سفید و رنگی بوجود می آید .
نقاشانِ آبرنگ کار اغلب از این تکنیک برای نقاشی ابرها ، امواج عظیم و موج های کوچک آب یا بافت روی صخره ها و دیوارهای سنگی استفاده می کنند اما امکان استفاده از این روش ها برای دیگر طرح ها و نقاشی ها هم وجود دارد و به ویژه برای دیگر آثار نقاشی ترکیبی چون آکریلیک و جوهر هم بسیار مناسب است .
شما مجبور نیستید که در این روش فقط خود را محدود به استفاده از مداد شمعی سفید یا شمع سفید و بی رنگ کنید بلکه می توانید از مداد شمعی های رنگی نیز استفاده کنید یا اینکه از مداد شمعی های روغنی تر جدید که برای این روش بسیار مناسب تر هستند استفاده کنید و طرح مورد نظر خود را با مداد شمعی های رنگی مختلف و نه تک رنگ در زیر کار بکشید سپس بر روی آن یک رنگ متضاد یا رنگی همرنگ ولی پررنگ تر بزنید . شما همچنین می توانید در ابتدا از روشهای لایه کاری رنگ یا روش خط و نقش خراشی بر روی مداد شمعی مالیده شده بر روی سطح بوم یا کاغذ استفاده کنید و سپس یک لایه رنگ بر روی این خطوط و طرح های شمعی بمالید .
اگر می خواهید از این روش در نقاشی خود استفاده کنید بر روی یک کاغذ خشن و ناصاف همانند مقوای مخصوص آبرنگ کار کنید چرا که در غیر این صورت ممکن است سطح کار شما خراب شود . به خاطر داشته باشید که باید رنگ شما به قدر کافی رقیق باشد و نباید خیلی مات باشد چرا که ممکن است سطح روی خطوط شمعی را کاملا بپوشاند پس بهتر است از رنگ های شفاف استفاده کنیدسطح کاغذ مخصوص آبرنگ در این جا توسط لایه ی نازکی از بتونه ی گچی با رنگ ملایم پوشیده شده است که این لایه آستر سطحی با بافت های بسیار نامحسوس به وجود آورده و براقیت و روشنی کاغذ سفید را هم کمتر می کند .
ابتدا یک طرح کم رنگ مدادی روی صفحه به عنوان راهنما کشیده شده است و سپس ، شمع بر روی قسمت هایی از این طرح قلم کشیده می شود .

""

رنگ آکریلیک رقیق شده با آب بر روی شمع سر می خورد . رنگ غلیظ برای این روش چندان مناسب نیست چرا که لایه پلاستیکی و خشن تشکیل شده از رنگ آکریلیک مات بر روی شمع می تواند به طور کامل موم را بپوشاند و اثر لکه لکه ای مورد نظر تشکیل نشود .

""پس از خشک شدن لایه ی ابتدایی رنگ باز با استفاده از سر تیز شمع خطوطی بر روی طرح قلم می کشیم . زمینه ی رنگی به نقاشی کمک می کند که بهتر ببینید بر روی کدام قسمتها با مداد شمعی خط می کشید چرا که بر روی کاغذ یا زمینه ی سفید درست متوجه نمی شوید که به کدام قسمتها اگر مداد شمعی سفید مالیده شده یا مالیده نشده است .
""

این دفعه مالیدن مجدد لایه رنگ دیگر روی لایه شمعی دوم و سر خوردن رنگ موجب ایجاد نوعی بافت با دانه های ریز ریز ، حباب ها و لکه های کوچک می شود و رنگ در قسمتهایی که سطح زیر آن شمعی نشده است کامل می نشیند .

""به منظور ایجاد یک کار دقیق و تمیز با خطوط مشخص از نوک چاقو برای خراشیدن و برداشتن لکه های کوچک رنگی به جای مانده بر روی خطوط مداد شمعی استفاده می کنیم . نقاش برای این که بتواند به این قسمت از تصویر دسترسی بهتری پیدا کند تابلو را به سمت خود برگردانده است .
""

در این جا یک مداد شمعی روغنی بی رنگ و کمی براق را برای قسمت هایی از برگ دلمه ها می کشیم تا برگ کلم ها واضح ، برجسته و تازه تر به نظر رسد . همچنین از این مداد روغنی برای براق و برجسته تر جلوه دادن قسمت مرکز کلم ها استفاده می کنیم.

""

در پایان کار از روغنی سبز رنگ استفاده می کنیم و کمی رنگ و لعاب به قسمتهای ساقه کلمها اضافه می کنیم . شما همچنین می توانید از پاستل روغنی در زیر رنگ نیز استفاده کنید اما تأثیر مورد نظر بدست آمده از پاستل روغنی کمتر از مداد شمعی است و به علاوه خاصیت مقاومت مداد شمعی در برابر نفوذ رنگ آبی و رقیق بیشتر از پاستل روغنی است .

""

تصویر نقاشی کامل شده پایانی یک اثر زنده و زیبا از تلفیق بافت ها و نقش ها را ارائه داده است . مداد روغنی بی رنگی که در پایان بر روی کلم ها و بشقاب آن مورد استفاده قرار گرفته است کیفیت رنگ ظاهر تصویر را به میزان زیادی افزایش داده است.

منبع :سایت نگارخانه ایرانی




طبقه بندی: دانش و معلومات هنری، آموزش طراحی - نقاشی(رنگ روغن ، آبرنگ ، مداد رنگی ، پاستل)،
برچسب ها: مداد شمعی، اکریلیک، نقاشی، دانش هنری،
[ دوشنبه 25 مهر 1390 ] [ 05:55 ب.ظ ] [ hoor o mahoor ]
جلال ذوالفنون

جلال ذوالفنون موسیقی‌شناس و نوازنده سه‌تار ایرانی است.

او در سال ۱۳۱۶ در آباده متولد شد. در کودکی به همراه خانواده‌اش به تهران آمد و فراگیری موسیقی را در ده سالگی در خانوادهای اهل موسیقی شروع کرد. برای ادامه تحصیل به هنرستان موسیقی ملی رفت و در آنجا با سازهای دیگر چون تار و ویلن آشنا شد. ویلن را نزد برادرش محمود ذوالفنون آموخت. در هنرستان از رهنمودهای موسی معروفی در زمینه تکنیک سه‌تار برخوردار شد. هم‌زمان با تأسیس رشته موسیقی در دانشکده هنرهای زیبا، به آنجا راه یافت. آشنائی با شخصیت‌های موسیقی ملی ایران از جمله نورعلیخان برومند و دکتر داریوش صفوت، شناخت تازه‌ای از موسیقی اصیل ایران و امکانات وسیع سه‌تار برای وی به ارمغان آورد و از سال ۱۳۴۶ فعالیت خود را روی سه تار متمرکز کرد. [۱]

او از روش‌های اساتیدی چون ابوالحسن صبا، ارسلان درگاهی و همچنین راهنمائی‌های احمد عبادی بهره یافت. پس از پایان دانشکده در همانجا و در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ملی به تدریس سه‌تار پرداخت. در این سال‌ها از راهنمایی یوسف فروتن و سعید هرمزی که از نوازندگان قدیمی سه‌تار بودند برخوردار گردید. [۱]

سالیانی است که ذوالفنون در زمینه تحقیق و تتبع گام بر می‌دارد و می‌کوشد جوانان را با این قلمرو آشنا کند. مهم‌ترین کار وی پس از تحقیق، تدریس است.




طبقه بندی: درباره هنرمندان، دانش و معلومات هنری، موسیقی اصیل ایرانی،
برچسب ها: ذوالفنون، نوازنده، ساز، دانش هنری، تار، سه تار،
[ پنجشنبه 18 آذر 1389 ] [ 01:00 ب.ظ ] [ hoor o mahoor ]

کیهان کلهر، (۱۳۴۲) آهنگساز و نوازنده ایرانی کمانچه به عنوان ساز تخصصی و سه‌تار به عنوان ساز دوم است. دو اثر وی در سال ۲۰۰۴ نامزد جایزه گرمی شد.

زندگی

کیهان کلهر در سال ۱۳۴۲ شمسی در خانواده‌ای کرمانشاهی و موسیقی‌دوست در تهران چشم به جهان گشود. کار موسیقی را از پنج سالگی به صورت آزاد شروع کرد. دوازده ساله بود که به صورت حرفه‌ای به موسیقی پرداخت و در سیزده سالگی با ارکستر رادیو تلویزیون کرمانشاه شروع به همکاری کرد.

کلهر مدتی کوتاه با گروه شیدا در مرکز هنری «چاووش» همکار بود. در هفده سالگی مقیم ایتالیا شد و سپس به نیت ادامه تحصیل راهی کانادا شد و در رشته آهنگسازی از دانشگاه کارلتن اتاوا فارغ‌التحصیل شد.

کیهان کلهر در چند سخنرانی و مصاحبه مجموعه جاده ابریشم انگیزه و الگو خود را در نوازندگی کمانچه زنده یاد استاد علی اصغر بهاری نام برده است. برای شناساندن موسیقی ایرانی به غیر ایرانی‌ها تلاش بسیاری کرده است، همکاری وی با هنرمندان هندی از جمله «شجاعت حسین خان» (غزل) و یا با کوارتت کرونوس (Kronos Quartet) (جاده ابریشم)، یویوما و ارکستر فیلارمونیک نیویورک وی را به هنرمندی جهانی تبدیل کرده است و شنوندگان زیادی در بین غیرایرانی‌ها دارد.او معتقد است: «موزیسین ، موسیقی‌دان یا موسیقی‌شناس باید به ریاضیات، تاریخ و ادبیات آشنا باشد.»

اساتیدی از «کیهان کلهر» به عنوان جهانی‌ترین مرد موسیقی ایران یاد کرده اند. وی مدتها عضو گروه دستان بود و در کنسرتهای این گروه به همراه استاد شهرام ناظری به نوازندگی و تنظیم پرداخت. از میان این آثار می توان به سفر به دیگر سو و دو اثر دیگر که در ایران انتشار نیافته اند اشاره نمود. پس از جدایی از گروه دستان و آغاز فعالیتهای مستقل با موسیقیدانهای خارجی، با همکاری اساتید گرامی محمد رضا شجریان و حسین علیزاده آثاری شایسته را پدید آورد که شامل پنج آلبوم زمستان است، بی تو به سر نمی‌شود ، فریاد ، ساز خاموش و سرود مهر می شوند.

وی همراه با نوازندهٔ باقلامای ترکیه اردال ارزنجان کنسرت‌هایی را هم در مناطق مختلف جهان در حال اجرا دارد و آلبومی نیز با این نوازنده ترک به نام The Wind در شرکت ECM ارائه کرده است. کلهر همچنین در ژانویه سال ۲۰۰۸ میلادی کنسرتی را به همراه کوارت زهی بروکلین رایدر در شهر نیویورک به روی صحنه برد که در آن قطعاتی از آلبوم شهر خاموش نواخته شد.

بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب

طبقه بندی: درباره هنرمندان، دانش و معلومات هنری، موسیقی اصیل ایرانی،
برچسب ها: ساز، کمانچه، نوازنده، آهنگساز، دانش هنری،
[ پنجشنبه 18 آذر 1389 ] [ 12:53 ب.ظ ] [ hoor o mahoor ]

کیوان ساکت
Keyvan saket.jpg

کیوان ساکت (متولد۱۳۴۰). نوازندهٔ ایرانی تار و سه‌تار و آهنگساز است. از دلایل شهرت او تکنیک بالای نوازندگی و همچنین نو آوری و سبک بسیار جدید وی است.

بیوگرافی

کیوان ساکت در سال ۱۳۴۰ در خانواده‌ای فرهنگی در شهرستان مشهد چشم به جهان گشود. وی از همان کودکی با تشویق مادر و پدر خویش به موسیقی و نقاشی پرداخت، در نقاشی شاگرد اساتیدی همچون استاد صادق لپد، در طراحی استاد پیراسته، در رنگ و روغن و استر دوّ لّو در آبرنگ. اولین درسهای موسیقی را از دایی خویش منوچهر زمانیان در کارگاه موسیقی کودکان و نوجوانان که در آن زمان از سوی صداو سیمای وقت به مدیریت مرتضی دشب در مشهد تاسیس شده بود، فرا گرفت. پس از مدت کوتاهی معلم وی منوچهریان به دلیل ادامه تحصیل از مشهد رفت و مدتی کلاس بدون معلم بود تا اینکه همشهری و دوست دایی وی آقای حمید متبسم که در آن زمان در دانشسرای هنر تهران موسیقی تحصیل می‌کرد در یک تابستان برای بازدید خانواده به مشهد آمد و همزمان در کارگاه موسیقی به تدریس مشغول شد و حدود ۲ تابستان پیاپی تا پیش از انقلاب معلم آنجا بود. با پیروزی انقلاب متبسم به مشهد نقل مکان کرد و دوستی وی با ساکت عمیق و صمیمی شد ولی پس از چند مدت وی دوباره به تهران و سپس به خارج از کشور مهاجرت کرد. از آن زمان پس ساکت تمارین تار را پی گرفت و دراین میان چند ملاقات با اساتید آن زمان نظیر محمد رضا لطفی و حسین علیزاده و هوشنگ ظریف داشت . در سال ۱۳۷۵ گروه وزیری را تاسیس کرد و از آن زمان تا کنون آثار زیادی را با این گروه اجرا کرده‌است. در سال ۱۳۶۹ به دعوت هنرمند گرامی پرویز مشکاتیان به عنوان مسئول به گروه عارف دعوت شد و حاصل این همکاری آثاری است نظیر افشاری مرکب، افق مهر، وطن من با صدای ایرج بسطامی، مقام صبر با صدای علیرضا افتخاری. از دیگر فعالیتهای کیوان ساکت می توان به کنسرتهای متعدد در داخل و خارج از ایران اشاره کرد.

 آثار

 آلبوم‌ها و اجراها

  • جامه دران تکنوازی تار و تنبک در اصفهان شور و چهار گاه
  • سبکبال اجرای ۱۸ چهار مضراب نوشته شده در کتاب سبکبال
  • ای وطن بازسازی و اجرای برخی آثار استاد علینقی وزیری
  • آشنایی با آواز دشتی اجرای برخی درسهای دفتردوم شیوه نوین آموختن تارو سه تار
  • فسانه اجرای ابو عطا دراست پنجگاه با ارکستر وزیری با صدای ایرج بسطامی
  • دیدارشرق وغرب(مرغ سحر) اجرای مرغ سحر بارکتر تنظیم ساکت با صدای فاضل جمشیدی و نیز اجرای ۸ آهنگ معروف جهان از ساخته‌های مشاهیر غرب با تارو همراهی پیانوی مازیار حیدری
  • قاصدک تکنوازی سه تار به همراهی دکلمه شعر توسط ژاله صادقیان از آثار شاعران معاصر
  • شرق اندوه اجرای تار و ارکستر زهی در دو بخش نخست : ایرانی و سپس: موسیقی دورانهای مختلف غرب با همکاری امید نیک بین – نوید مصطفی پور و بهنام ابوالقاسم.
  • بی کاروان کولی اجرای آثاری از ساخته‌های ساکت با ارکستر وزیری باصدای ایرج بسطامی در مایهُ شوشتری و شور.
  • شبی با خورشید
  • یادگار خون سرو
  • زندگی
  • نغمه‌های مهر (در ایران منتشر نشده)
  • همچنین آهنگسازی و ساخت و اجرای ده برنامه به سبک گلهای جاویدان به نام نغمه‌های جاویدان به سفارش واحدموسیقی صدا و سیما با دکلمهٔ ژاله صادقیان وتکنوازی ساکت وحسن ناهید (نی) و محمود محمدی (کلارنیت)و سینا جهان آبادی (کمانچه) و بااجرای ارکستر وزیری و صدابردای آقای صابر و خانم بخشایش و صدای سالار عقیلی – رضا رضایی – محسن روح افزا – امیر تفتی و فاضل جمشیدی . همچنین ساخت وبیش از صد برنامه ۱۵ دقیقه‌ای به نام قول و غزل همراه اجرا با سه تار خود در راه شناخت و تجزیه و تحلیل ردیف موسیقی ایرانی به دو روایت یکی آنچه خود در کتابهای خویش نگاه داشته دوم روایت میرزا عبدالله.

 کتاب‌ها

ساکت تا کنون بیش از ده جلد کتاب برای تار و سه تار تالیف کرده که برخی عبارتند از :

  1. شیوه نوین آموختن تار و سه تار در ۵جلد
  2. سبکبال ۱۸ چهار مضراب برای تار و سه تار
  3. ده تمرین ۱۰ اتود برای تار و سه تار
  4. با موج تا کرانه ، نت تعدادی از آهنگ‌های آلبوم‌های شرق اندوه و شبی با خوزشید
  5. حرکت دائمی ۲۰ اتود مفید برای تار و سه تار که برخی از آنها بسیار سنگین و مشکل می باشند
  6. چرخ نیلوفری ۲۰ تمرین مفید برای تار و سه تار
  7. هشت آهنگ معروف جهان . نت آهنگ‌های کلاسیکی که در آلبوم دیدار شرق و غرب وجود دارند .

اغلب این کتاب‌ها بارها و بارها تجدید چاپ شده‌است.


 منابع




طبقه بندی: درباره هنرمندان، دانش و معلومات هنری، موسیقی اصیل ایرانی،
برچسب ها: نوازنده، آهنگساز، ساز، دانش هنری،
[ پنجشنبه 18 آذر 1389 ] [ 12:44 ب.ظ ] [ hoor o mahoor ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

هنر کلید فهم زندگی است . "اسکاروایلد"

دوستان عزیز با نظرات و پیشنهادات خود مارا در هرچه بهتر شدن یاری فرمائید .
دوستان عزیزی که مایل باشند می توانند آثار خودرا به ایمیل موسسه ارسال نمایند تا پس از بررسی به نام خودشان در وبلاگ قرار گیرد.متشکرم

*** جهت اطلاع از شرایط و نحوه ثبت نام به صفحه اصلی سایت مراجعه نمائید

آماده همکاری با کلیه موسسات ،شرکتها ،شرکتهای تبلیغاتی ،مهدکودکها و... ،اجرا دکوراسیون داخلی با گروهی پویا و مجرب

آدرس:کرج ،خ شهید بهستی، بعد از45 متری گلشهر، خ یازرگانی(ولیعصر)، خ نواب ، اولین ساختمان سمت راست ، ط2 ، واحد2

تلفن:34566576- 09368209973

hooromahoor@gmail.com

hoor_mahoor@yahoo.com
موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
فروشگاه هنری چیچیلاس ساعت دیواری عکس طراحی صنعتی - طراحی صنعتی مقاله - مقاله خرید عینک آفتابی انواع ساعت کاسیو تبادل لینک خرید عینک آفتابی ریبن گن لاغری اصل تبادل لینک
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic